در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
واقعیت این است که اکنون دستکم در حوزه تولید آثار نمایشی، سریالهای مناسبتی دچار یک نوع اشباعزدگی و تکرار از حیث فرم و بازنمایی طرح مفاهیم اخلاقی و انگارههای معنوی شدهاند که همین موضوع را میتوان درباره برنامههای معارفی نیز تعمیم داد و اما این به آن معنی نیست که تلویزیون مثلا از حیث مضمونگرایی اخلاقی یا آموزههای دینی فاقد سوژه و موضوعی جذاب باشد، بلکه مساله بیشتر در ساختار بصری، شیوه روایی و در نهایت ماهیت فرمی آنهاست که به خلاقیت و نوآوری نیاز دارد.
مثلا برنامه «ماه عسل» سال گذشته از تاثیرگذاری بیشتری برخوردار بود یا امسال برنامههای این شبها یا ماه خدا در عین استمرار مضمونی و مجریان تکراری از امتیازات بیشتری در شکل ارائه و ساختار فرمی برخوردار بودند.
در برنامه این شبها ثروتاندوزی و رفاه در زندگی دینی مورد بررسی قرار گرفت و با دعوت از برخی متمکنین مومن تلاش شد تا نسبت بین سرمایهداری و دینورزی مورد بحث قرار گیرد.
اگرچه این تغییر را میتوان مصداقی از تحول و تنوعطلبی در مضمون دانست، اما شیوه اجرای ساده و صمیمانه علی درستکار در کنار جذابیتهای بصری در چیدمان و دکوربندی برنامه و استفاده از نشانههای مذهبی که کارکرد زیباییشناختی بالایی داشتند کمک کرد تا این برنامه دیدنیتر شده و مخاطبان بیشتری را جذب خود کند.
همین تفسیر را میتوان درباره برنامه «ماه خدا» نیز ردیابی کرد که هم تعدیل و تنوع بیشتری در اجرای فرزاد جمشیدی دیده میشد و هم نوآوری و سلیقه به خرجدادن در دکوراسیون و طراحی بصری برنامه آن را با کیفیتتر از سالهای گذشته کرد.
یکی از نوآوریهای موثر برنامه امسال قرائت فرازهایی از وصیتنامه شهدا با صدای شهاب حسینی بود که همراه نماآهنگی مرتبط توانست در لحظات معنوی سحر حال و هوای مخاطب را دگرگون کرده و بر معنویترکردن فضای سحری بیفزاید.
در شیوه اجرا و بیان جمشیدی هم تعادل بیشتری دیده میشد. ضمن اینکه برنامه از محوریت مجری هم خارج و بخشهای بیشتری به آن اضافه شد. حتی برنامههای سحرگاهی واجد تیتراژهای خلاقانهای شدند که تیتراژ متفاوت ماه خدا نمونه موفقی از آن بود.
با این حال به نظر میرسد هنوز ضعف عمده این برنامهها در فرمگرایی و سویه بصری و صوری آنهاست وگرنه از لحاظ کیفیت و حجم مفاهیم معنوی هیچ چیزی کم ندارند. منتها این درونمایههای معنایی و مظروفهای موثر باید در ظرفهای جذابتری هم قرار بگیرند تا با ایجاد تعادل و تناسب بین فرم و مضمون دست یابند.
البته همیشه هم دگردیسی و جذابیت بصری در فرم کافی نیست که نمونه بارز آن برنامه ماه عسل امسال بود که از حیث محتوایی و انتخاب سوژهها نسبت به سال گذشته ضعیفتر بود.
از طرفی، آثار نمایشی مناسبتی به خانهتکانی بیشتری نیاز دارد. نگاهی اجمالی به سریالهای امسال و قیاس آن با سالهای گذشته بویژه سالهای میانه دهه اخیر نشان میدهد که آثار تلویزیونی نیازمند تحولات و خلاقیت بیشتری در تولید آثار نمایشی ویژه این ماه هستند.
سریالهای ماه رمضانی صرفا برای سرگرمی و تفنن مخاطب ساخته نمیشود هرچند باید پیام اخلاقی خود را در بستر همین سرگرمسازی صورتبندی کرده و به مخاطب منتقل کند.
اما سریالهای ماه رمضانی از جنس کارهایی مثل خانه به دوش و متهم گریخت در گونه طنز یا میوه ممنوعه و زیرزمین در حوزه اجتماعی و کارهایی مثل اغما و او یک فرشته بود در ساحت ماورایی توانست طیف و تعداد بیشتری از مخاطبان را مجذوب خود ساخته و با حال و هوای رمضانی مخاطبان سازگاری بیشتری داشته باشد.
واقعیت این است که برنامههای نمایشی و ترکیبی ـ معارفی سیما در ایام ماه رمضان از ویژگیهایی برخوردار میشوند که با روال متداول سالانه تفاوتهای ظریفی دارند.
توجه و اهتمام به این عناصر و نشانههای معنوی در کنار مخاطبشناسی برنامههای مناسبتی دو بستری است که تامل در آنها میتواند به بازسازی و بازتولید موثر این برنامهها کمک کند.
سید رضا صائمی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: