ترس اوباما از ایفای یک نقش سیاسی مهم

هنگامی که باراک اوباما در سال 2008 به ریاست جمهوری آمریکا انتخاب شد بسیاری از جوانان در خاورمیانه از این بابت خشنود شدند.
کد خبر: ۴۹۶۸۳۶

رئیس‌جمهور جدید وعده داده بود که گفت‌وگوهای به اصطلاح صلح بین اسرائیل و فلسطینی‌ها را پیش خواهد برد و با ایران روابط نزدیکی برقرار خواهد کرد.

وی در همان دوره ریاست جمهوری‌اش در قاهره یک سخنرانی کرد که به اعتقاد بسیاری از مسلمانان می‌توانست شروع سرفصل تازه‌ای از روابط بین آمریکا و منطقه حساس خاورمیانه باشد.

مساله‌ای که بسیار مورد نیاز بود زیرا از زمان حوادث 11 سپتامبر که جورج بوش استراتژی خود مبنی بر «جنگ با ترور» ‌را شروع کرد تا آن زمان، دو جنگ علیه دو کشور مسلمان یعنی افغانستان و عراق به راه افتاده بود و همین امر تیره‌روزی و بی‌اعتمادی را در پی داشت و از سوی دیگر هزینه‌ای سنگین را بر اقتصاد ضعیف آمریکا تحمیل می‌کرد. در همین فاصله بود که ترکیه توانست خود را بازسازی کرده و جایگاهی برای خود در منطقه دست و پا کند.

همچنین ایران توانست خود را قدرتمندتر ساخته و بازوهایش را تا عمق عراق گسترش دهد؛ جایی که روزگاری یکی از دشمنانش یعنی رژیم سنی صدام حسین حاکم بود و سرانجام سرنگون شد. اوباما درست زمانی آمد که روند صلح بین اعراب و اسرائیل نیز کاملا راکد شده بود.

اما اکنون نزدیک به چهار سال از آن زمان می‌گذرد و به انتخابات مجدد آمریکا نزدیک می‌شویم. فاوض جرجیس، یک اندیشمند پیرو مکتب اقتصادی لندن از تساهل اوباما در برخورد با مسائل این منطقه انتقاد کرده و می‌گوید اولویت دادن به عملگرایی موجب شده تا رییس‌جمهور آمریکا از همه سو در معرض حمله قرار گیرد.

بسیاری معتقدند حملات هواپیماهای بدون سرنشین و تهدید آمریکا به وتو کردن تلاش فلسطینی‌ها که می‌خواستند برای خود کشوری داشته باشند، اوباما را در معرض این اتهام قرار داد که دشمنی آشتی‌ناپذیری با جهان عرب دارد.

برخی دیگر نیز معتقدند که او در برابر دشمنان بیش از اندازه انعطاف نشان می‌دهد و با رفتارش از توان آمریکا در حل و فصل مسائل منطقه می‌کاهد.

البته ممکن است بعضی از این قضاوت‌ها ناعادلانه باشد. بخصوص اگر با معیارهای واشنگتن به این مسائل نگریسته شود، زیرا از مدت‌های مدید به خاورمیانه به عنوان سنگری در برابر نفوذ روسیه می‌نگریست. از این زاویه شاید بتوان گفت پرونده آقای اوباما دستاوردهایی داشته است.

ازجمله این که هرچند عراق به الگویی برای دموکراسی تبدیل نشد، اما دیگر سربازان آمریکایی در این کشور مجبور به فرورفتن در یک مرداب نیستند.

همچنین سربازان آمریکایی دارند بتدریج افغانستان را ترک می‌کنند و قرار است نیروهای رزمی این کشور تا سال 2014 از افغانستان خارج شوند. نفت منطقه خاورمیانه نیز هنوز به گونه‌ای است که وارد بازارهای جهانی می‌شود.

البته دولت اوباما سعی کرد با جریان تغییرات دموکراتیکی که سال گذشته به راه افتاد و تعدادی از رژیم‌های عرب را عوض کرد کنار آید. پس از حرکت کند اولیه در برابر موج اعتراضاتی که علیه یکی از دوستان قدیمی آمریکا یعنی رژیم استبدادی حسنی مبارک به راه افتاده بود، دولت اوباما توانست هوشمندانه رابطه خود را با این متحد قدیمی قطع کند. اوباما همچنین موفق شد حمایت اتحادیه عرب را برای جنگ ناتو در لیبی به دست آورد.

در این اواخر نیز مقامات دولت او به گونه‌ای رفتار کردند که گویی قادر به مدیریت جریان‌های اسلامگرا در مصر و تونس هستند؛ مساله‌ای که بشدت غرب را نگران کرده است.

با این حال فاوض جرجیس معتقد است در خیلی از مواردی که اوباما برای آن سخن‌پراکنی کرد ناکام بوده است. حملات با هواپیماهای بدون سرنشین در یمن یا هر جای دیگری گرچه خسارت‌های جانی کمتری را برای سربازان آمریکایی در بر دارد، اما بسیاری از دولتمردان آمریکایی می‌دانند که ادامه این اقدام نسلی از جوانان تندرو را خلق می‌کند که خواستار نابودی آمریکا شوند. واشنگتن همچنین در کمک رساندن به رژیم‌های جدید در خاورمیانه ناکام بوده است.

بسیاری از اعراب معتقدند گرچه آمریکا در ابتدا جوانان تجمع کرده در میدان التحریر‌ را در آغوش گرفت و نزد آنان محبوبیتی پیدا کرد، اما زمانی که به عربستان سعودی چراغ سبز نشان داد تا تانک‌هایش را برای سرکوب تظاهرات تازه‌شکل‌گرفته در بحرین به این کشور اعزام کند در واقع این محبوبیت شکسته شد.

اصلی‌ترین مشکل این است که در واقع بیش از آن که اوباما واشنگتن را تغییر دهد این واشنگتن بوده که طی چهارسال گذشته توانسته است او را تغییر دهد. او نتوانست یک دیپلماسی موثر را در رابطه با گفت‌وگوهای بین اسرائیل و دولت خودگردان فلسطین اتخاذ کند.

بخصوص بعد از آن که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر تندرو این رژیم از توقف شهرک‌سازی‌ها سرباز زد. ترس اوباما از ایفای یک نقش سیاسی مهم در این رابطه او را در خانه هم منزوی کرد، زیرا یهودیان آمریکا که بخش مهمی از کنگره را در اختیار دارند یا جریانی که در آیپک گرد آمده انعطاف‌ناپذیر است.

به گفته جرجیس، آمریکا مدت‌هاست که باید سیاست خود را در منطقه تغییر دهد. مدارای آمریکا با اشغالگری سرزمین‌های فلسطینی توسط اسرائیل همچنان بزرگ‌ترین بهانه را به جوانانی می‌دهد که به جهاد و مبارزه فرامی‌خوانند. یعنی همان چیزی که واشنگتن از آن می‌ترسد.

شاید تحولات سوریه، آینده خاورمیانه را تغییر دهد تا آن زمان این ساکن کاخ سفید فرصت خواهد داشت تا در برخی از افکار خود تجدیدنظر کند.

اکونومیست - مترجم: علیرضا ثمودی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها