برای سالمرگ کمال الملک

چالش میان «‌فرنگی‌سازی» و «ایرانی سازی»

اگر مسیر هنر نقاشی ایران را از سرآغاز تحول نوین آن یعنی در اواخر عصر تیموری به این سو مرور کنیم، پس از عبور از دوران صفوی و قاجار به کمال‌الملک نظری می‌اندازیم و سپس اگر شاگردان او را مورد توجه قرار دهیم، خواهیم دید که روند تحول در نقاشی ایرانی از اواخر تیموریه تا به کمال‌الملک در تحولی آرام و تدریجی جریان دارد.
کد خبر: ۴۹۶۳۳۲

در عهد صفویان، با حضور نقاشی به نام محمدزمان شیوه کار، سخت از هنر اروپایی متاثر بود، آنچنان که تا دوران زندیه نیز شیوه «‌فرنگی‌مآب» او همچنان بر روی نقاشان تاثیرگذار بود.

اما این تاثیرگذاری با روی کار آمدن فتحعلی‌شاه قاجار رنگ باخت، چراکه دربار قاجار در حوزه اثر هنری، به ویژگی ایرانی اثر بهای بیشتری می‌داد؛ از این رو نقاشان عهد قاجار ویژگی ایرانی کارشان بر خصلت اروپایی آن می‌چربید، برای مثال می‌توان از محمدصادق یا علی‌اشرف نام برد که از نقاشان سال‌های آغازین قاجاریه به حساب می‌آیند.

تفاوت نقاشی قاجاری با قبل از خود در آن است که در گذشته (تیموریان، صفویان و زندیان) نقاشان نوگرای ایرانی می‌کوشیدند تا اثرشان «اروپایی‌مآب» از کار دربیاید اما در عهد قاجار تلاش نقاشان برآن بود تا اثرات اروپایی را در ساختی «ایرانی‌مآب» به کار برند.

سبک نقاشی قاجار التقاطی بود از پرسپکتیو اروپایی همراه با شیوه واقع‌نمایی غربی، که با ترکیب‌بندی ایرانی و طرز روایت نقاشی ایرانی، ادغام شده بود.

این روند آهسته تا زمان کمال‌الملک، کمابیش ادامه دارد اما نوبت به شاگردان او که می‌رسد هجوم ناگهانی پوسته‌ای از نقاشی شبه‌مدرن فضای هنری ما را در می‌نوردد.

روزی در محضر استاد پیشکسوت نقاشی معاصر، محمود جوادی‌پور بودم سخن از کمال‌الملک رفت و استاد گفت: من کمال‌الملک را ندیده‌ام اما حلقه اول شاگردان او را از نزدیک می‌شناختم حلقه اول شاگردان او حسین شیخ، محمود اولیاء، علی‌اکبر یاسمی، علی‌محمد حیدریان و اسماعیل آشتیانی بودند.

استاد جوادی‌پور افزود: من شاگرد علی‌محمد حیدریان در دانشکده هنرهای زیبای تهران بودم و ادامه داد که این دانشکده براساس آکادمی بوزار پاریس بنا شد در آن سال‌ها ما دانشجویان رشته نقاشی، دقت و ساخت و ساز را از آقای حیدریان می‌آموختیم و آزادی قلم و حرکت در مسیر هنر جهانی را از یک استاد فرانسوی به نام مادام آشوت یاد می‌گرفتیم‌.‌ (مادام آشوت همسر آقای دکتر امین فر بود)‌

با تاسیس دانشکده هنرهای زیبای تهران و با آشنا شدن مفاهیم نو، تاثیرات کمال‌الملک آرام آرام کاهش پیدا کرد و ما که در وجاهت و اعتدال تازه کسب شده ناشی از کلاسیسیزم کمال الملکی و شاگردان او هنوز جای پای خود را محکم نکرده بودیم ناگهان شاهد ورود نوعی مدرنیته عاریتی به صحنه نحیف هنر ایران تا پایان قاجار و آغاز پهلوی بودیم.

احمدرضا دالوند / منتقد هنری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها