در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حدود شش سال از ادغام صنایع دستی در سازمان میراث میگذرد، ولی انتظاراتی که وجود داشت تامین نشده و برخی اذعان میکنند که هنوز هم مدیریت منسجمی وجود نــدارد. به نظر شما آیا این ادغام درست بوده و ادغام سازمان صنایع دستی در سازمان میراث بعد از شش سال چه نتایجی در پی داشته است؟
به اذعان تمام کارشناسان، مجموعه صنایع دستی قابلیت تبدیل شدن به یک وزارتخانه را دارد؛ چون صنایع دستی اصالتا یک مجموعه پرتوان و کاملا ملی و بومی است. صنایع دستی مزیت نه نسبی، بلکه مطلق کشور ماست. بیش از 95 ـ 93 درصد نهادههای اولیه در حوزه صنایع دستی در داخل کشور تولید میشود. ما برای تامین مواد اولیه نیاز نداریم جلوی کسی دست دراز کنیم و تجهیزات و دستگاههای پیچیدهای نیاز ندارد. هزینه ایجاد هر شغل در حوزه صنایع دستی نهایتا سه تا پنج میلیون تومان است و ارزآوری آن بسیار بالاست. امروزه در کشورهای توسعه یافته همه بر این موضوع تاکید دارند که مالکیت باید از اختیار دولت خارج شود و به بخش خصوصی واگذار شود؛ با توجه به این موضوع میتوان گفت 100 درصد مالکیت در حوزه صنایع دستی در اختیار بخش خصوصی است، یعنی یک درصد هم در اختیار دولت نیست؛ این یعنی یک اقتصاد توسعه یافته.
از مزایای دیگر صنایع دستی سازگار بودن آن با طبیعت است. در واقع آنچه با دستهای هنرمندان ما ساخته میشود همه قابل بازگشت به طبیعت است.
نکته بعدی، الهامبخش بودن صنایع دستی است. این حوزه هنر و زیبایی و لطافت را با خود دارد. مثلا در یک تابلوی برجسته سفالی نقش یک اسطوره از دل ده کیلو گل درآورده و به قیمت گرانتر از یک بشکه نفت فروخته میشود؛ چرا نباید از چنین پتانسیلی استفاده کرد، وقتی کشوری چنین ظرفیت بالایی دارد و میتواند در اقتصاد تاثیرگذار باشد. در حال حاضر 5/2 میلیون نفر در حوزه صنایع دستی فعالیت میکنند و از همه مهمتر تعلق و اصالت این هنر و صنعت به کشور ماست در واقع میراث جاودان نیاکان پاک ایران است. به نظرم طبق آنچه که ائمه معصومین(ع) هم تاکید داشتند، از وظایف یک پدر، آموختن یک حرفه خوب به فرزندش است.
در مورد بحث ادغام توضیح ندادید.
بر این باورم که صنایع دستی قابلیت تبدیل شدن به یک وزارتخانه را دارد.
البته محدودیتهایی وجود دارد. نخبگان سیاسی کشور باید به این باور برسند که هر چه در این حوزه وجود دارد خیر است و شری در آن نیست. پرداختن به هر کاری معایب و محاسنی دارد اما اهتمام به صنایع دستی همه خیر است.
کشورهای دیگری هم هستند که در صنایع دستی حرفی برای گفتن دارند، آیا این کشورها تشکیلاتی در حد وزارتخانه داشتند که در این حوزه به پیشرفتهایی رسیدند؟
هیچ کشوری قابلیت ما را ندارد. ما از نظر مرغوبیت تولیدات رتبه اول جهان را داریم و 116 اثر از صنایع دستی کشور تاکنون نشان مرغوبیت سازمان جهانی یونسکو را دریافت کرده است. از نظر تنوع و کثرت نیز با 362 بخش رتبه اول را داریم. فقط از نظر صادرات در رتبه سوم قرار گرفتهایم.
فرش را نیز در این رتبهبندیها لحاظ کردید؟
خیر. فرش را لحاظ نکردیم. اگر فرش را در نظر بگیریم شاید در حوزه صادرات صنایع دستی رتبه دوم را داشته باشیم.
اولین کشور کدام است؟
الان چین است.
با چنین قابلیتهایی، صنایع دستی هنوز در جایگاه اصلی خودش قرار نگرفته است. امروز اگر بخواهیم صنایع دستی را با دیگر صنایع مقایسه کنیم، به صرفهترین صنعت همین صنایع دستی است.
شما بارها در صحبتهایتان اشاره کردید که درآمد صنایع دستی میتواند جایگزین درآمدهای نفتی شود، اما درآمدی که سال گذشته از محل صادرات صنایع دستی شاهدش بودیم حدود 500 میلیون دلار است که با درآمدهای نفتی فاصله زیادی دارد و کشورهایی که در بحث صنایع دستی حرفی برای گفتن دارند هیچ وقت درآمد اصلی کشورشان از این محل نیست. آیا این گونه صحبتها شعاری نیست؟
من حرف خودم را ثابت میکنم؛ اولا کشورهای دیگر زیباییها و هنرهای ما را ندارند و دوم اینکه آیا ما در این حوزه سرمایهگذاری کردهایم؟ نکردیم!
من نمیدانم در صد سال گذشته چقدر در حوزه نفت سرمایهگذاری کردیم، اما میدانم سال گذشته 20 میلیارد دلار در حوزه نفت سرمایهگــذاری کردیم، در حالی که چنین سرمایهگذاری ای در بخش صنایع دستی نشده است. امسال هم 14 میلیارد دلار رئیسجمهور دستور دادند از محل صندوق توسعه ملی برای پروژههای نفتی سرمایهگذاری شود. من از شما می پرسم اگر این 34 میلیارد در صنایع دستی سرمایهگذاری شود چه اتفاقی میافتد؟
به هر حال این نکته بر کسی پوشیده نیست که سرمایهگذاری در بخش صنایع مسیر توسعه هر کشوری را رقم میزند و بازدهیای هم که در بخش صنعت هست، در بخش کشاورزی و صنایع دستی نیست، بنابراین توجه به صنایع دستی میتواند درآمدها را افزایش دهد اما نمیتواند جایگزین درآمد اصلی کشور شود؟
اینکه میگوییم درآمد صنایع دستی میتواند جایگزین نفت شود نگفتیم که یک روزه، این اتفاق باید بیفتد. برای اینکه بتوانید به صادرات عظیم برسید باید تولید بزرگ داشته باشید. برای تولید بزرگ باید سرمایهگذاری بزرگ داشته باشید تا این فرآیند طی شود و اثرات آن را ببینید.
آنچه که از هنرهای سنتی و صنایع دستی در ذهن مردم است، چیزهای تزئینی و دکوری است.
صنایع دستی ما شامل 3 بخش است؛ یک بخش که صرفا تزئینی است مثل تابلوهای قلمکاری شده که بسته به مواد آن میتواند از صد میلیون تا 5 میلیارد تومان قیمت داشته باشد، یعنی میتواند از جنس مس، نقره یا طلا باشد و حتی از سنگهای قیمتی در آن استفاده شود؛ اما بخش دیگری از صنایع دستی مصرفی است. در حالی که الهامبخش و زیبا هم هست، همچنین محصولاتی از صنایع دستی هست که هم مصرفی هستند و هم کاربردی. در حال حاضر یک گلدان بلور خارجی 200ـ150 هزار تومان قیمت دارد.
اما الان در کشورمان خیلی بهتر از آن تولید میکنیم که طلاکاری شده و تراشهای زیبا خورده است، یا یک میز خاتم با آیینه هم هنری است و هم کاربردی که در شیراز قیمت این میز آیینه خاتمکاری شده 80 ـ70 میلیون تومان است، اما اگر به خارج از کشور فرستاده شود دوسه برابر قیمت پیدا خواهد کرد؛ چون مشتریانش در دنیا فراوان هستند.
آنچه که ما بیشتر رویش مانور میدهیم کالاهای هنری مصرفی هستند از سیسمونی بچه بگیرید که در حوزه صنایع دستی تعریف میشود تا تخت و کمد و لباسهایش. اسباببازیها و عروسکهایش که در کشور ساخته میشود تا میز سفره عقد، با تمام ملزوماتش همه اینها به نوعی در حوزه صنایع دستی قابل تعریف هستند.
برای فرهنگسازی چه باید کرد تا مردم به خرید صنایع دستی و صنایع کاربردی روی بیاورند و حتی تولیدکنندهها با توجه به نیاز مصرفی مردم تولید کنند؟
من از تمام کسانی که قبل از من در اینجا زحمت کشیدند تشکر میکنم و هیچ وقت زحمات گذشتگان را نفی نمیکنم، چون آنها براساس امکاناتشان کار کردند. اگر امکانات بیشتری به آنها داده میشد حتما گامهای بزرگتری برمیداشتند، مطمئنم هرکسی در کسوت معاونت سازمان کارکرده خون دل خورده، اما واقعیت این است که ما میتوانستیم خیلی جلوتر از جایی باشیم که الان هستیم. ما در حوزه فرهنگسازی ضعیف عمل کردیم. بخش بسیار محدودی از این ماموریت در حوزه سیاستگذاری تبلیغات به ما ارتباط دارد اما بخش بسیار عمده فرهنگسازی به رسانه ملی و سایر رسانهها برمیگردد. چون این حوزه، حوزه دفاع از هویت است و حفظ هویت ملی کشور وظیفه مهم رسانه ملی و وظیفه سایر رسانههاست.
ما کارهایی را شروع کردیم اما فکر میکنم کافی نیست چون این حوزه، حوزه بزرگی است. مثلا در حوزه پوشاک تنوع بسیاری وجود دارد. پوشاک اقوام ایرانی آنقدر زیباست که در نمایشگاه امسال از غرفهداران خواهش کردیم با لباس محلی حضور داشته باشند که این پوشش سنتی برای بازدیدکنندگان خارجی بسیار جالب بود. تعدادی سیاهچادر برپا کردیم که غذاهای سنتی ایرانی را سرو میکردند، همه اینها مورد استقبال قرار گرفت.
پس وقتی پوشاک سنتی، غذای سنتی، موسیقی سنتی و طب سنتیمان در کنار هم قرار میگیرند، این گلهای جـــدا از هم در کنار هم گلستان میشوند.
کارهای زیادی لازم است تا به مردم بگوییم شما که دنبال کیفیت و کالای برتر هستید، این کالا در کشور خودمان وجود دارد. مثل سایر صنایع نیست که رتبه پنجم و دهم و صدم را داشته باشیم، بلکه ما رتبه اول جهان را داریم. بهترین مصنوعات شیشه، سفال و حتی چینی در کشور ما ساخته میشود.
پس چرا در بخش بازاریابی موفق عمل نکردیم؟
چون سازمان نداشته، هرکس جداگانه عمل کرده است. در حالی که باید یک مجموعه آن را حمایت کند. نکته بعدی نبود تشکلهای قوی در این حوزه بوده و تازه تشکلهایی در حال شکل گرفتن در این حوزه است.
چه تعداد تشکل فعال شدند؟
سه، چهار تشکل فعالیت میکنند که به نظر من کافی نیست. نکته بعدی عدم دسترسی کافی به بازارهای جهانی است. اولین بار است که امسال سعی میکنیم بتوانیم در دنیا فروشگاههای دائمی داشته باشیم.
نمایشگاههای موقت برگزار میشود اما فقط حکم تنفس مصنوعی را برای زنده نگه داشتن یک نفر دارد.
ما در 15ـ10 نمایشگاه خارجی شرکت میکنیم که بگوییم ما هم هستیم.
اما با ایجاد فروشگاهها و گالریهای دائمی است که میشود به صورت دائمی در بازار حضور داشته باشیم تا با گذشت یکی دو سال بتوانیم حضورمان را در بازارهـــای جـــهانی تثبیت کنیم.
کشورهای هدف تعیین شده است؟
صالحیمرام: ما از نظر مرغوبیت تولیدات رتبه اول جهان را داریم و 116 اثر از صنایع دستی کشور تاکنون نشان مرغوبیت سازمان جهانی یونسکو را دریافت کردهاند. از نظر تنوع و کثرت نیز با 362 آیتم رتبه اول را داریم. فقط از نظر صادرات در رتبه سوم قرار گرفتهایم
تمام کشورهای دنیا میتوانند کشور هدف باشند، اما باتوجه به ویژگی خاص کالاهای صادراتی کشورهای اروپای غربی، آمریکا و جنوب غرب آسیا هستند. همچنین یکی از بزرگترین بازارهای ما بازار چین است؛ ما بیشترین سرمایهگذاری را روی این بازار انجام میدهیم چرا که جمعیت برخوردار آن به 15 درصــد رسیده که 15 درصد یک میلیارد برابر جمعیت اروپا خواهد شد.
اما از طرفی چین رقیب ما خواهد شد چرا که این کشور بسیاری از کارهای ایران را کپی میکند؟
آنها نمیتوانند بهتر از ما تولید کنند، چون کالاهای ما واقعا قابل تقلید نیستند. امروز در دنیا کالاهای ایرانی از این جهت قابل تقلید نیست که رقابتناپذیر است. کسی که یک تابلو را کار میکند در دنیای مدرن برایش نمیصرفد که برای تولید آن این همه وقت بگذارد. دستگاه هم که نمیتواند مثل آن را تولید کند؛ لذا آنچه که ارزش کار هنرمندان ما را بالا میبرد این است که اینها روح و جان و جسم و ذهن خود را فدا میکنند.
در حال حاضر چین به بازار داخلی ما نفوذ کرده و خیلی از صنایع دستی ما را تولید میکند؟
واردات کالا دوگونه است؛یکی قاچاق است که بشدت باید با آن برخورد کنیم و دیگری ورود قانونی است.
اگر بخواهیم جلوی ورود قانونی را بگیریم محصولات ما را به کشورشان راه نمیدهند و در آن صورت هرکس باید در محدوده محلی خودش محصور شود.
ما با ورود قانونی مخالفتی نداریم چون رقابت ایجاد میکند.
البته بسیاری از کالاهایی که فکر میکنید چینی هستند در ایران تولید میشوند. به عبارتی دیگر از چین وارد نمیشود بلکه اینجا کپی میشود.
شاید در برخی محصولات خارجی مثل پوشاک و لوازم خانگی تولیدکنندگان داخل علاقهمند باشند برای جلب مشتری از برندهای خارجی استفاده کنند اما در صنایع دستی که ما حرفی برای گفتن داریم چه لزومی دارد که تولیدات داخلی به اسم چین فروخته شود؟
کاری که چین انجام میدهد به لحاظ هنری و کیفی پایین است و قیمت پایینی هم دارد. در حوزه سفال در لالهجین بخشی از کارهای چین را تولید میکنند.
من در اقتصاد به اصل رقابت آزاد معتقدم. مردم بهترینها را انتخاب میکنند. کالاهایی که از کیفیت پایینتری برخوردارند، خودشان در فرآیند رقابت آزاد مثل کف کنار میروند. اقتصاد دستوری نیست. ممکن است مدتی با فشار بتوانید کار را متوقف کنید، اما آنها زیرزمینی کار خود را انجام میدهند و غیرقانونی تولید میکنند. کالاهای چینی موجود در کشور در مقایسه با کالاهای ایرانی یک به صد هم نیست.
مثلا خود شما تعصب دارید که کالای ایرانی بخرید، اما وقتی فرزندتان از کالایی خوشش میآید که چینی است، مجبور میشوید آن را خریداری کنید یا ممکن است ببیند قیمت کالای چینی کمتر است، ترغیب به خرید آن شوید.
برای افزایش قدرت رقابتی محصولات داخلی بایـــد چه کرد؟
ما برای اینکه بتوانیم در صنعت خودمان رقابت را بالا ببریم، چند راهکار داریم که یکی از مهمترین آنها، ایجاد بازارچههای فروش دائمی است.
متاسفانه الان ما یک بازارچه دائمی در ایران نداریم که به شما معرفی کنم تا بروید و کالای ایرانی بخرید.
قرار بود تا اول مرداد چند فروشگاه در خارج از کشــور ایجاد شود، این قضیه به کجا رسید؟
در حال احداث فروشگاههایی در چین و شانگهای هستیم، البته در هفت کشور این فروشگاهها را ایجاد خواهیم کرد و موافقتنامههایش آماده شده است.
فروشگاهها زنجیرهای خواهد بود؟
تقریبا، چون برند هستند.
تحت نام چه برندی؟
مختلف است.
برای ارزان شدن قیمت فروش صنایع دستی چه باید کرد؟
راهکار اصلی ارزان شدن صنایع دستی ما این است که اتحادیهها بیایند و متولی بازارچههای داخلی شوند. آنچه در نقاط مختلف شهر و کشور، شاهدش هستیم، این است که کار یک صنعتگر ما با پنج، شش برابر قیمت واقعی عرضه میشود.
من اصل واسطهها را در اقتصاد نفی نمیکنم. اگر واسطهها نباشند، امکان گسترش کار وجود ندارد، اما یک نکته هست و آن اینکه انصاف نصف دین است، اما در اینجا رعایت نمیشود. به عنوان مثال وقتی قیمت تمام شده یک قندان که 2000 تومان است و با یک سود معقول باید 2200 تومان فروخته شود، قیمتش میشود ده هزار تومان. در چنین شرایطی شما ترجیح میدهید کالای چینی را که 6000 تومان است و کیفیت پایینتری دارد، انتخاب کنید.
معتقدم با ایجاد بازارچههای صنایع دستی، محصول تنها با 20ـ 10 درصد بالاتر از قیمت تمام شده فروخته خواهد شد. در آن صورت مردم کالای ایرانی را انتخاب میکنند.
تعهد ما این است که در پنج سال آینده60 بازارچه صنایع دستی ایجاد کنیم و امیدواریم این اتفاق بیفتد. البته اگر دولت بودجهای را که برای این پنج سال در نظر گرفته است، در سال 91 بدهد ما حتما این 60 بازارچه را زودتر راهاندازی میکنیم.
راه دیگر پایین آوردن قیمت تمام شده محصولات صنایع دستی کاهش قیمت مواد اولیه از طریق سازماندهی این کار است تا از دست واسطه خارج شود. امروز مواد اولیه هم دست واسطههاست.
ما با تقویت اتحادیهها سعی میکنیم مواد اولیه در اختیار آنها قرار بگیرد تا بتوانند با قیمت پایین محصول را به کارگاهها برسانند.
نکته بعد در بحث هزینههای تولید، کاهش هزینه انرژی است. در صدد هستیم که صاحبان کارگاههای صنایع دستی هم از یارانه صنعتی برخوردار شوند.
ضعف در بستهبندی یکی از مشکلات بخش صنایع دستی است. در این بخش چه اقداماتی انجام دادید؟
حرکت دیگری که باید در مسیر جهانی شدن صنایع دستی انجام دهیم، توجه به بستهبندی صنایع است، که قبلا بسیار ضعیف عمل شده است. برای توجه دادن به این بخش ما دومین نمایشگاه بستهبندی را در استان البرز برگزار کردیم که البته این اقدام برای من یک کار 60 درصدی است و صد در صدی محسوب نشد، اما با کارهای علمی که صورت میگیرد و با وامهایی که انشاءالله امسال از محل اعتبارات صندوق توسعه ملی خواهیم داد، تلاش خواهیم کرد وضع بستهبندی صنایع دستی را بهبود ببخشیم.
توافقنامه سازمان میراث با صندوق توسعه ملی برای پرداخت 500 میلیارد تومان تسهیلات به کجا رسید؟
در حال مبادله است.
سازوکار پرداختیاش چطور است؟ و صنایع چطور شناسایی میشود و سهم هر صنعت دستی چگونه مشخص میشود؟
بعد از این که مبادله شود، سهم هر بخش براساس ظرفیتهای هر استان برای جذب مشخص میشود. چون ما از قبل درخواستهایی داشتهایم و یکسری از کارگاهها متقاضی استفاده از این وامها هستند. ما براساس نیاز استانها و ظرفیتشان برای جذب نسبت به تقسیم و تخصیص تسهیلات برنامهریزیهایی کردهایم.
مدت بازپرداخت و نرخ سود چقدر است؟
نرخ سود 4 درصد است و براساس بازگشت سرمایه مدت بازپرداخت را تعریف خواهیم کرد.
بازپرداخت به صورت ریالی خواهد بود؟
در داخل بله. اما اگر خارجیها بخواهند کالای ایرانی بخرند، به صورت ارزی هم وام خواهند گرفت.
آیا شروع پرداخت به امسال میرسد؟
بله. از نیمه دوم پرداخت خواهد شد.
آیا کارگاههایی که بیشتر نیاز دارند، شناسایی شدند؟
نیازها مختلف است. امروز صنعت بستهبندی، صنعت سفال، صنعت شیشه، صنعت کفپوشها و دارهای قالی همه متقاضی استفاده از تسهیلات هستند و بستگی به بزرگی و کوچکی کارگاهها دارد نه به صنعت.
آیا آماری از تعداد کارگاهها و هنرمندان صنایع دستی دارید؟
کارگاهها زیاد هستند. ما تا به حال توانستیم بیش از 250 هزار کارگاه را شناسایی کنیم. منتها بعضی کارگاهها هستند که در آمارها نیامدند. من معتقدم خانهای که یک نفر داخلش گلیم میبافد، آن هم کارگاه محسوب میشود.
البته هنرمند با صنعتگر فرق دارد. هنرمند یک کار خاص را انجام میدهد که تیراژ ندارد اما صنعتگر کسی است که یک کار هنری را به صورت تیراژ انجام میدهد.
سیما رادمنش / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: