حمیدرضا صدر، در کودکی، کوهستان‌های کرمانشاه را پشت پرده‌ای از اشک ترک کرد

کرمانشاه با آن کوهستان‌های زیبا

خانواده پدری من اهل محلات هستند، جایی در استان مرکزی، بعد از قم، نزدیک دلیجان. محلات را می‌توان مرکز گل ایران به حساب آورد. پدرم وقتی ازدواج کرد، به مشهد رفت و من نیز در مشهد به دنیا آمدم و تا 6 ماهگی در این شهر بودم. بنابراین محل تولد من نیز در شناسنامه‌ام مشهد است. در همان زمان خانواده‌ام چند ماهی به تهران آمدند و بعد به کردستان رفتند. اولین تصاویری که از کودکی‌هایم در ذهن من نقش بسته است، ابتدا از سنندج و بعد از کرمانشاه است تا سوم دبستان هم در کرمانشاه بودم.
کد خبر: ۴۹۵۸۵۰

من مناطق بسیار زیادی را دیده‌ام، از ایالت‌های مختلف آمریکا گرفته تا آفریقا و خاور دور و.... ولی به نظرم زیباترین مناطق کوهستانی از آن کرمانشاه است. کوه‌های بین ایران و عراق فوق‌العاده است. نمی‌توان گفت هیچ جای دنیا این گونه نیست، ولی کوه‌های این منطقه علاوه بر زیبایی، خاطرات قشنگی نیز در ذهن من باقی گذاشته‌اند که جذابیتشان را برای من دو چندان می‌کند.

ما در حومه شهر کرمانشاه، نزدیک کوه زندگی می‌کردیم. هنوز هم تصاویر دوران کودکی‌ام از آن منطقه در ذهنم زنده است. ما لابه لای گلها می‌رفتیم و می‌دویدیم. به سمت کوه می‌رفتیم و از دور برای مادرم در خانه دست تکان می‌دادیم. گندم‌زارهای بزرگی نزدیک خانه ما بود که میان آنها پنهان می‌شدیم و بازی می‌کردیم و اگر کسی با ما کاری داشت، مجبور بود با صدای بلند صدایمان بزند تا شاید فریادش را بشنویم و از لابه‌لای آن همه گندم سرک بکشیم. مردانی بودند که سوار بر اسب می‌آمدند و ساز می‌زدند. موسیقی این منطقه بسیار دلنشین و زیباست.

از این همه زیبایی کرمانشاه که گفتم، باید از سختی‌های زندگی در این منطقه جغرافیایی هم بگویم. مردمان این منطقه هر سال زمستان‌های سنگینی را پشت سر می‌گذاشتند. مثلا یک بار پدرم با جیپ به ماموریت رفته بود؛ زمستان بود و آن شب برف سنگینی به ارتفاع دو متر باریده بود. درست یادم است که من را لای پتو پیچید و به خانه آورد. البته من هنوز هم به سرما حساس هستم.

یکی دیگر از خاطرات زیبای من رفتن به سینمای تابستانی در کرمانشاه است. شاید بعضی افراد این روزها به خاطر آلودگی هوا ندانند که سینمای تابستانی چیست. نزدیک غروب، مردم به سینما می‌رفتند و در فضای باز مقابل پرده سینما می‌نشستند و فیلم مورد نظرشان را تماشا می‌کردند. زیبایی‌اش در این بود که زیر آسمان می‌نشستیم؛ آن هم آسمان کرمانشاه که آنقدر صاف و زیبا بود که احساس می‌کردی اگر دست دراز کنی کلی ستاره توی دستت می‌آید. من سینماهای عجیب و غریب زیادی را در جهان دیده‌ام، ولی هنوز ذره‌ای از خاطرات سینما تابستانی رکس کرمانشاه با آن رنگ آبی و صندلی‌های چوبی‌اش از ذهنم پاک نشده است.

کلاس سوم بود که به تهران آمدیم. هر چند هنوز هم آن روزی را که از خانه‌یمان در کرمانشاه با چشمانی پر از اشک خداحافظی کردم، به یاد دارم؛ تصویر کوه‌هایی که با اشک آمیخته شده بود.‌

یکی از اتفاق‌های جالبی که من را از تهران به یاد خاطرات آن سال دبستانم در کرمانشاه انداخت، این بود که تمام معلمان دبستان من خانم بودند. من معلم‌هایم را از وقتی به تهران آمدیم گم کردم. اگرچه چند باری تلاش کردم که پیدایشان کنم، ولی به نتیجه‌ای نرسیدم. روزی دخترم گفت که اسم معلم ما رابی است. من هم تعریف کردم که از قضا نام یکی از معلمان من نیز در کرمانشاه رابی جینی بود.

اسم ایشان به این دلیل متفاوت بود که معلمی آسوری بود. اتفاقا معلم دختر من، خواهر معلم خودم بود و از همین جا توانستم یکی از معلمانم را پیدا کنم.

اما تهران داستان خاص خودش را دارد. ما در محله دروازه شمیران ساکن شدیم و پس از مدتی به قیطریه آمدیم و هنوز هم در قیطریه هستیم. یکی از عزیزترین مناطق تهران برای من، ورزشگاه قدیمی تهران، یعنی امجدیه است؛ ورزشگاهی در خیابان مفتح. آن زمان من از دروازه شمیران تا ورزشگاه را با پای پیاده می‌رفتم یا گاهی با دوچرخه. مسافتی طولانی بود ولی خاطرات زیادی را برای من باقی گذاشت. مثلا آن روزها که بین‌راه بستنی یا ساندویچ می‌خوردیم، یا گپ‌هایی که با دوستانمان می‌زدیم و...آن زمان شهر برای ما مفهوم خانوادگی داشت ولی سال‌هاست که دیگر آن گونه نیست. ‌نکته جالبی که درباره تهران وجود دارد این است که الان در تهران آدم‌ها یا گم شده‌اند یا خودشان را گم می‌کنند. شاید شما هم شنیده باشید که یک عده از شهرستانی‌ها دائم می‌گویند که دلمان می‌خواهد ساکن تهران شویم. یکی از دلایلش این است که مایلند در این شهر کمتر دیده شوند. تهران به هیچ کس تعلق ندارد. حتی محله‌ها نیز به آدم‌هایش تعلق ندارد. ‌

ارتفاعات کرمانشاه

شهر کرمانشاه ارتفاعات دیدنی بسیاری دارد که از آن میان می‌توان به کوه شاهو با ارتفاع 3390 متر در شمال شرقی پاوه،‌ کوه پراو با ارتفاع 3359 متر در شمال شرقی کرمانشاه، کوه امروله با ارتفاع 3230 متر در شمال صحنه،‌کوه نخود چال با ارتفاع 3097 متر در شمال غرب کنگاور و... اشاره کرد.‌ نمی‌توان از کوه‌های کرمانشاه گفت و کوه بیستون را فراموش کرد. این کوه که حدود 32‌ کیلومتری شرق کرمانشاه قرار دارد، آثار دیدنی بسیار زیادی مانند، سنگ‌نبشته بیستون (کتیبه داریوش)،‌ فرهادتراش، کتیبه بلاش، غار مر آفتاب، غار مر تاریک، غار شکارچی، مجسمه هرکول، کاروانسرای صفوی، پل خسروی، کتیبه شیخ علیخان، شیرسنگی بیستون،‌ نقش میتریدات اشکانی،‌ نقش گودرز دوم اشکانی‌، نقش ولخش پارتی،‌ بنای پارتی،‌ جاده ساسانیچمچمال،‌ کاروانسرای ایلخانی و پل صفوی دارد.

سراب نیلوفر

فصل بهار زمانی است که می‌توانید به دیدن جاذبه طبیعی سراب نیلوفر، در14‌کیلومتری شمال غربی شهر کرمانشاه، ابتدای منطقه سنجابی و در دامنه کوه کماجار بروید. سرابی مملو از گل‌های نیلوفر که حدود 25‌هکتار مساحت دارد. ‌سراب نیلوفر چند چشمه جوشان نیز دارد که آب آن را تامین می‌کند. ‌البته استان کرمانشاه سراب‌های زیادی دارد که در آن میان می‌توان به سراب‌های روانسر، بیستون، سنقر، هرسین، دربند، قنبر، خضر زنده و... اشاره کرد.‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها