فکر میکنم بازیتان در سریالها نسبت به فیلمهای سینماییتان خیلی کمتر است. درست است؟
بله. سریالهایی که در آنها نقش داشتم، خیلی کم است. مجموعه «گمشده» و «راز پنهان» مهمترین آنها هستند.
در سینما هم پس از «وقتی همه خوابیم» نقشهایی را بازی کردید ولی هیچکدام مثل کار اول نگرفت...
بعد از فیلم وقتی همه خوابیم در چند کار حضور داشتم. یکی از آنها «خنده در باران» بود که نقش اول مرد را بازی میکردم. این کار خوشبختانه یا متاسفانه دیده نشد.
ولی فکر میکنم برای شما این وجه خوشبختانه خوشایندتر باشد. برای بازیگری که اولین کارش را با وقتی همه خوابیم آغاز میکند، این که دیده نشد، اتفاق بهتری بود.
خب من از آخر شروع کردم و طبیعی است دوست ندارم حالا بیایم اول کار. ولی این واقعیت هم وجود دارد که همین فیلم وقتی همه خوابیم هم در زمان خودش دیده نشد. میان چند فیلم دیگر اکران شد و سرنوشت خوبی نداشت. پس از اینکه سیدیهای آن در محدودهای پخش شد، بعضیها به من زنگ میزدند و میگفتند آقا اینطورها هم که مطبوعات نوشتند، فیلم بدی نبود. جوی که درست کردند باعث شد بعضیها این فیلم را در سینما نبینند.
البته بحث ما درباره بازیگری است و روندی که این حرفه دنبال میکند. از سالهای پیشتر ورود یکسری نابازیگر با انگیزه استفاده تجاری در سینما مرسوم شد که تا امروز هم ادامه دارد...
اینکه بعضیها میخواهند از فیلم خود استفاده تجاری کنند یا برای گیشه فیلم بسازند، اصلا چیز بدی نیست. در همه دنیا هم مرسوم است. اما اتفاق بد این است که آثاری از این دست استاندارد میشود و عرصه از تجربیات دیگر خالی. الان در خیلی از فیلمها چهرههایی را میآورند که برخی مخاطبان به علتهای دیگری طرفدار آنها هستند. حالا بماند که خیلی از این دوستان نمیتوانند بیرون از تیپی که معرفی شدند، نقشی را بازی کنند.
میشود گفت در مورد حدود 80 درصد بازیگران ایران مصداق پیدا میکند...
فکر میکنم مردم نیاز به کمک دارند تا بازیگری را بشناسند. چند روز پیش رفتم دفتر یک هفتهنامه. گفتم برای نشست خبری سریال راز پنهان آمدم. گفت از کجا تشریف آوردید؟ گفتم خدا قبول کند من بازیگر این سریال هستم.
ناراحت هم نمیشوم. آن بنده خدا گناه نکرده که سریال ما را ندیده، ولی حرف من این است که باید با همان سبیل ده تا فیلم بازی میکردم تا مرا بشناسد؟!
یعنی یکی از راحتترین کارها برای شناخته شدن، حضور کلیشهای در نقشهای شبیه هم است؟
بله، متاسفانه اگرچه راهکار خوبی نیست ولی یکی از بهترین راهها برای شناخته شدن است. من از خیلی از
این بازیگرانی که فکر میکنیم کلیشه شدند، تک بازیهای خوبی دیدم، اما متاسفانه استعدادشان هدر میرود. وقتی سلیقه مخاطب پایین میآید، میبینی یک شبکه ماهوارهای کوچولو میآید مخاطب ما را میبرد. خود ما مقصریم که سطح سلیقه او را ارتقا ندادیم. جامعه ما که دانشگاهرفتههایش آمار بالایی دارد، وقتی این سریالها را میبیند تاسف میخوری. اینها نشان میدهد ما در سلیقهسازی معکوس عمل کردهایم.
بهترین راهکاری که پیشنهاد میکنید، چیست؟ برای اینکه فضای غالب تغییر کند و ما به سمت ارتقای سطح سلیقه مخاطب برویم.
من معتقدم یکسری کارگردان، یکسری نهاد فیلمسازی، یکسری بازیگر و یکسری نویسنده و تهیهکننده که نوعی دیگر میاندیشند، باید وارد عرصه شوند و فضا را تغییر دهند.
قبول دارید تلویزیون رسانه تأثیرگذاری است و باید همه نوع سلیقه را در نظر بگیرد؟
بله، قبول دارم. تلویزیون با مخاطب خودش ارتباط دوطرفه دارد و صد البته باید به او حق انتخاب بدهد. مهم این است که انتخابهای او را محدود نکند. در همین تلویزیون کارهای ارزشمند و روزآمد کم نداشتیم.
درباره خود علیرضا جلالیتبار صحبت کنیم که یکی از اولین کارهایش را با اثری مثل وقتی همه خوابیم آغاز میکند. بعد از این شروع محکم با چه جسارت و شجاعتی دست به انتخاب گزینههای بعدی زدید؟
بعد از وقتی همه خوابیم دو راه داشتم؛ یا باید میرفتم حرفههای متفرقهای را تجربه میکردم که البته من در بازار، کارهای آزاد را تجربه کردهام یا باید در همین حیطه ادامه میدادم. خب میدانید که من قبلاً تئاتر کار کرده بودم. اما تئاتر نمیتواند به عنوان حرفه اصلی فرد به شمار برود. از 12 ماه سال همیشه چند ماه تئاتر به خاطر تعمیرات و... تعطیل است. در نهایت تو میتوانی سالی یک تئاتر بازی کنی که احتمالا برای آن هم یک میلیون و 200 هزار تومان به تو میدهند. تقسیم بر 12 کن ببین با این پول میشود زندگی کرد؟ بنابراین یا باید برمیگشتم به همان حیطه پیش از تئاتر یا باید ادامه میدادم که در هر صورت عدهای خوششان نمیآمد.
خودتان کدام را بیشتر ترجیح میدادید؟
انتظار نداشتم فرش قرمز برایم پهن کنند؛ بنابراین تصمیم گرفتم کارم را ادامه دهم و البته این وسط یکسری کارهای متفرقه هم انجام دادم.
این روند تا کجا ادامه داشت؟
این مسیر کمی با سختی طی شد، اما ادامه داشت تا سریال «گمشده» که فضای کار را کمی تعدیل کرد. البته در آن سریال هم چه به لحاظ سختافزاری، چه به لحاظ درام تغییراتی اتفاق افتاد که کل کار را عوض کرد. ماجراهایی در سریال بود که حذف شد.
یعنی کل کار تغییر کرد و شما ماندید و ادامه دادید؟
بله، صحنههای امداد و نجات داشتیم. اتفاقاتی در هلال احمر افتاد که اسپانسر کار بود و هلال احمر که کنار کشید، من ماندم و بچهداری در سریال گمشده...
مردی که همسرش بیرون خانه کار میکند و او در خانه است...
بله، اصلا قرار این نبود. این مرد هم برای خودش موقعیت اجتماعی و شغلی داشت که حالا تغییر کرد.
در این سالهایی که کار تئاتر، سینما یا تلویزیون میکردید، دنبال دیده شدن نبودید؟ مثلا اینکه عکس شما روی جلد مجلات بیاید.
بحثی هست در ادبیات کلاسیک دنیا به اسم ماندگاری، ولی شرایط دارد. در این فرآیند بتدریج خیلی چیزها را بازیگر باید زمین بگذارد تا برسد به نقش واقعی خودش. یکی از چیزهایی که باید قبل از رسیدن به نقش زمین بگذارد، خودش است. من نمیتوانم به خودم فکر کنم بعد بروم در قالب یک نقش دیگر، بنابراین عکسی که روی جلد مجلات هم میآید، عکس من نیست، عکس همان نقش است. به نظرم خوب دیده شدن و خوب کار کردن خیلی بهتر است. بعضی دوستان به من میگفتند آقا چرا تلهفیلم کار کردی؟ میگفتم تلهفیلم خوب بهتر از فیلم سینمایی بد است.
خب خیلیها برای اینکه دیده بشوند ناچار هستند با همین کارهای ضعیف شروع کنند، اما برای شما که در اولین کار خود دیده شدهاید، موضوع فرق میکند.
مگر در سال چند فیلم مثل وقتی همه خوابیم ساخته میشود. شاید سالی یکی و تازه در همان هم آیا من جایی برای بازی دارم یا نه؟ مثلا فیلم «نارنجیپوش» آقای مهرجویی فیلم خوبی است، اما آیا من میتوانم در آن بازی کنم؟ نه او انتخاب درستی کرده است. همین گزینههایی را که در آنها حضور داشتم، با سختی انتخاب کردم.
یعنی از کارنامه کاری خودتان راضی هستید؟
کمکاری نکردهام یا بهتر است بگویم کم نگذاشتهام. یعنی کاری را بازی کردهام که حتما حرفی برای گفتن داشته و به بازیگری مثل من نیاز داشته است.
سریال راز پنهان این ویژگی را داشت؟
بله، فرامرز سریال راز پنهان ویژگیهای خودش را دارد. این که این فرد از کجا آمده، چطور زندگی میکند و به چه فکر میکند. همه، جای کار داشت و باید برایش شناسنامهای باز میکردم...
یعنی نقش متفاوتی بود؟
بله، وگرنه اینکه راه بروم و بگویم من فلان نقش را بازی میکنم، شاید هر کسی بتواند این کار را بکند. راستش را بخواهید من زیاد به تقسیمبندی بازیگری در سینما، تئاتر و تلویزیون اعتقاد ندارم و فکر میکنم چه در تئاتر، چه در سینما و چه در تلویزیون آنهایی به سمت خلاقیت میروند که پیوسته در پی کسب دانش هستند.
وقتی سریال راز پنهان را نگاه میکنم، خودم احساس میکنم نسبت به برخی کارهای قبلی بهتر بازی کردهام. وقتی فیلمنامه این کار را خواندم احساس کردم از این پروژه میشود حرفی درآورد. یک گام رو به جلوست. از آن فیلمنامههایی بود که باید خوب درمیآمد. تیمی که آقای اوجی جذب کرد، فضای کار بهینه را فراهم کرد. موردی نبود که از خانم سام بپرسیم و جواب نداشته باشیم. برای همه چیز فکر شده بود. تیم از هم انرژی میگرفت و تعامل خوبی وجود داشت.
میثم اسماعیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم