در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به نظر شما چرا باید از زمان برخورد انگشت پا با پایه میز تا زمانی که درد ناراحتکننده آن را احساس میکنید تاخیر زمانی وجود داشته باشد؟ در بدن همه ما انسانها سه نوع تار عصبی مختلف وجود دارد که گیرندههای حس لامسه پوست را با گیرندههای درد که در مغز وجود دارد، مرتبط میکند.
سرعت انتقال اطلاعات حسی در هر یک از این تارهای عصبی متفاوت است. روی سریعترین تارهای عصبی، پوششی عایق از جنس چربی وجود دارد که انتقال علائم و پیامهای حسی به مغز را با سرعت 30 متر در ثانیه امکانپذیر کرده و این تارهای عصبی پرسرعت، گیرندههای حس لامسه را به مغز متصل میکند. به همین سبب نخستین پیغامی که مغز دریافت میکند و بهدنبال آن نخستین چیزی که ما احساس میکنیم این است که انگشت پایمان به میز برخورد کرده و این در حالی است که این انتقال پیام بهقدری سریع بوده که هنوز متوجه درد ناشی از این ضربه نشدهایم. گروه دیگری از تارهای عصبی وجود دارد که در مقایسه با تارهای عصبی که گیرندههای حس لامسه را به مغز مرتبط میسازد، سرعت کمتری دارد. این گیرندهها مسئولیت ارسال پیام از گیرنده حس لامسه را به عهده ندارد، بلکه پیامهایی را از گیرندههای درد در بدن دریافت کرده و به مغز ارسال میکند.
به همین سبب درد ناشی از برخورد انگشت پا به پایه میز با کمی تاخیر نسبت به لحظهای که متوجه میشوید پایتان ضربه خورده است به مغز ارسال میشود. آن دسته از تارهای عصبی که در این میان با کمترین سرعت، اطلاعات را انتقال میدهد نیز مسئولیت انتقال اطلاعات از گیرندههای درد را برعهده دارد. این گروه از تارهای عصبی به ایجاد درد ثانویه منجر میشود. درد ثانویه، درد ضربانداری است که در عضو آسیب دیده احساس شده و موجب رنجش و ناراحتی میشود. در حقیقت در احساس درد مجموعهای از تارهای عصبی نقش دارد که اختلاف سرعت انتقال دادهها از طریق این تارها به مغز در ایجاد یک فاصله زمانی بین مراحل مختلف مطلع شدن از برخورد با مانع تا احساس درد اولیه و ثانویه نقش بسیار مهمی را ایفا میکند.
مترجم: مریم وکیلی
منبع: Howstuffworks
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: