درنگی برجایگاه آموزش طنز در مجموعه «چمدان»

انسان امروز، لودگی را دوست ندارد

مجموعه تلویزیونی «چمدان» که شب‌های ماه رمضان ساعت 11 و 45 دقیقه از شبکه دو پخش می‌شود به نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی خسرو ملکان است.
کد خبر: ۴۹۳۳۶۱

این سریال طنز، داستان چمدانی است که در تهران گم می‌شود و دست به دست می‌چرخد، اما در چمدان باز نمی‌شود و هرکس درباره آن نظری دارد. هرکس فکر می‌کند آرزوهای او در این چمدان دربسته است. چمدان وارد خانواده‌های مختلفی می‌شود و...

مهران غفوریان، فتحعلی اویسی، یوسف صیادی، ارژنگ امیرفضلی، فلامک جنیدی، فلور نظری، شهره لرستانی، اکرم محمدی، میرطاهر مظلومی و... از جمله بازیگران این مجموعه به شمار می‌روند.

چمدان داستان کلیشه‌هاست؛ کلیشه‌های داستانی، روایی، بازیگری و ساختاری. شاید بتوان گفت تیتراژ آغازین سریال تنها بخشی است که از کلیشه دور است. از این نظر که اسم بازیگران پیشکسوت و صاحب‌نامی را که در قسمت کوتاهی از سریال بازی می‌کنند به اعتبار شهرت آنها نوشته نشده و به نشان دادن عکس آنها بسنده می‌شود. متاسفانه بازی برخی بازیگران در این سریال شتاب‌زده و سطحی است.

فیلمنامه چمدان هم فیلمنامه‌ای است که همه کنش و واکنش‌ها و علت و معلول‌های آن بر مبنای نادانی شخصیت‌ها بنا شده است، پس کدامین ارزش و ضدارزش‌های انسانی را می‌تواند بازتاب دهد تا بیننده را با خود همراه کند؟ البته در کمدی‌ها و آثار طنزی که شهرت جهانی یافته‌اند، از جمله فیلم‌های چارلی چاپلین و لورل و هاردی، اگرچه نادانی‌های آنها بیننده را به خنده وامی‌دارد، اما این جهالت در کنار ارزش‌ها و نقدهای اجتماعی است که خود را نمایان می‌کند و تضادها و تقابل‌ها را به تصویر می‌کشد. حتی گاه کاراکترها عمل درست را انجام می‌دهند که در شرایط نابسامان جامعه برای آنها مشکل‌آفرین می‌شود.

اما در سریال چمدان انسان آگاهی وجود ندارد، کار سنجیده‌ای انجام نمی‌شود، معیاری برای سنجش نادانی و دانایی وجود ندارد و در نتیجه حاصلی جز لودگی در بر نخواهد داشت. این لودگی به متن محدود نمی‌شود، بلکه در بازی بازیگران نیز جلوه می‌یابد.

مهران غفوریان که روزگاری در «هژیرها» و «زیر آسمان شهر» خوش درخشید، در این سریال هیچ چیز تازه‌ای برای ارائه ندارد. حتی چنین به نظر می‌رسد که انتخاب او به عنوان ایفاگر این نقش تنها به دلیل اصرار بر ویژگی بازی‌اش در آثاری است که از گذشته او به جا مانده است، اما همین جا باید درنگ کرد و اشاره داشت به اقتضای کنونی شرایط جامعه و تغییر و تحولات در صنعت فیلمسازی و ذائقه مردم که به کلی نادیده گرفته شده و گویا عوامل سازنده این سریال، شناختی از مخاطب امروز خود ندارند و گویی در جزیره دیگری زندگی می‌کنند و حفره‌ای پر نشدنی میان آنها و مردم وجود دارد.

پس از آثار ارزشی و آموزشی که در دهه 60 و 70 ساخته می‌شد و بیشتر مضامین جنگی مربوط به دوران دفاع مقدس و فیلم‌های اجتماعی در زمینه‌های اعتیاد و قاچاق عتیقه‌ و... داشتند، نیاز مردم به طنز کلامی در دهه 70 و اوایل دهه 80 احساس می‌شد. مردم پس از گذراندن دوران سخت انقلاب و جنگ به برنامه‌ها و مجموعه‌های طنزی نیاز داشتند که بدون واداشتن‌شان به تامل، بتواند آنها را بخنداند و لحظات خوشی برایشان رقم بزند، اما اکنون یک دهه است ذائقه مردم تغییر کرده و آشنایی آنها با شناخت فیلم‌ها و سریال‌های خوب جهانی، توقع و سطح سلیقه‌شان را بالا برده است و دیگر نمی‌توان براحتی و بدون در نظر گرفتن حداقل‌های ممکن یک اثر خوب، آنها را قانع کرد.

یکی از وظایف اصلی هر رسانه‌ بخصوص تلویزیون، بالا بردن سطح توقع مخاطب و درک و آگاهی اوست، نه نگه داشتن او در کمترین‌ها. لودگی و لمپنی حاصل جهل و ناآگاهی از ویژگی‌های اولیه انسانی است و در پس اعمال این گونه اشخاص، تفکری وجود ندارد. انسان امروزی، لودگی را نمی‌پذیرد. البته خسرو ملکان برای عمق دادن به اثرش گاهی گریزهایی به مسائل جامعه می‌زند. او توسط شخصیت‌های فیلمش، بخصوص کوچیک‌آقا، به رفتارها و خصیصه‌های ناپسند انسانی، به معضلات و مشکلات اجتماعی اشاره می‌کند، اما به واقع نمی‌توان آن را نقدی دانست که خاستگاه آثار طنز ارزشمند است. قالب طنز، تاثیرگذارترین و در عین حال مناسب‌ترین قالب برای آموختن ارزش‌ها و نفی ضدارزش‌هاست که باید در بستر درست آن که همان طنز موقعیت است قرار بگیرد تا بتواند سازنده واقع شود.

مریم رها

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها