در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همین یک شکست که البته سومین شکست تاریخ فوتسال ایران در آسیا بود، برای انتقاد کردن از سرمربی تیم ملی کافی به نظر میرسید.
اما درست همزمان با افزایش انتقادها، کمیته فوتسال هم حمایت خود را از سرمربی تیم ملی افزایش داد تا در آستانه جامجهانی، تیم ملی دچار بحران نشود.
به این ترتیب، علی صانعی که حتی به صورت شفاهی، از سرمربیگری تیم ملی فوتسال استعفا کرده بود، برای چند ماه در سمت خود ابقا شد و این فرصت را پیدا کرد که ناکامی در آسیا را با کسب نتایج درخشان در جامجهانی جبران کند.
این مربی جوان هفته گذشته مهمان تحریریه جامجم بود تا به گفته خودش در اولین و تنها مصاحبه حضوری خود در روزنامهها، ضمن به زبان آوردن آنچه بر او و تیم ملی فوتسال گذشت، از برخی ناگفتهها پرده بردارد.
تیم ملی فوتسال نتوانست از عنوان قهرمانیاش دفاع کند. آیا باخت به تایلند در نیمهنهایی جام ملتهای آسیا فاجعه بود؟
نه! این اتفاق برای همه تیمها ممکن است بیفتد. همین برزیل که قدرت بلامنازع فوتسال جهان است، در کشور خودش و در نیمهنهایی جامجهانی به پاراگوئه باخت. اگر ما باخت تیم ملی مقابل تایلند را فاجعه بدانیم، پس شکست برزیل در حضور تماشاگرانش را باید فاجعه بزرگتری قلمداد نمود و همه بازیکنان این تیم را اعدام کرد. اما واقعیت این است که نباید با چنین ذهنیتی عملکرد تیمها را ارزیابی کرد. همین تایلند هرچند در مقابل ایران شانس آورد، اما در بازی فینال بدشانسی آورد و براحتی نتیجه را به ژاپن واگذار کرد.
اما به هر حال کسب مقابل سومی برای خیلیها که از فوتسال ایران انتظاری جز قهرمانی در آسیا ندارند، نتیجه ناامیدکنندهای بود...
برای کادرفنی و بازیکنان هم شکست مقابل تایلند، یک شکست تلخ و غمانگیز بود. ما هیچکدام از کسب عنوان سومی خوشحال نشدیم، اما فراموش نکنید که سال 2008 هم قبل از حضور در جامجهانی فوتسال، به همین تیم تایلند در تورنمنت KL با نتیجه 3 بر 2 باختیم و نتوانستیم از گروهمان صعود کنیم. همان شکست باعث شد تغییرات زیادی در تیم ملی به وجود آید. نتیجهاش هم این شد که چند ماه بعد در تایلند با پیروزی بر این تیم در فینال، قهرمان آسیا شدیم.
یعنی شما میگویید این باخت برای تیم ملی لازم بود؟
من معتقدم امسال تیم ملی فوتسال کشورمان شایستهترین تیم برای قهرمانی در آسیا بود، اما شکست مقابل تایلند هم لازم به نظر میرسید. ما از سال 2008 تاکنون در باد موفقیت در جامجهانی خوابیدهایم و هرکجا مینشینیم میگوییم این تیم، تیم پنجم جهان است و در رنکینگ فیفا تا رده چهارم صعود کرده است. اما باید بپذیریم که واقعیت چیز دیگری است.
چه شد که به تایلند باختیم؟
ما کره جنوبی، استرالیا و قطر را با اقتدار شکست دادیم و در مرحله حذفی هم تیم خوب استرالیا را بدون کوچکترین مشکلی از پیش رو برداشتیم، اما در بازی با تایلند بچهها فکر کردند کار تمام است و به آسانی به فینال صعود میکنیم. خیلی از بازیکنان ما به این فکر میکردند که باید تایلند را دورقمی کنیم.
در چنین شرایطی نقش کادر فنی چه باید باشد؟
شاید کادر فنی هم تمرکز لازم را نداشت. ما باید در آن مقطع حساس فقط به گرفتن نتیجه فکر میکردیم. البته اتفاقهای شروع بازی هم به گونهای رقم خورد که اجازه نداد درست فکر کنیم. ما توفانی شروع کردیم و خیلی زود در همان پنج دقیقه نخست دو گل به تایلند زدیم و همین باعث شد که فکر کنیم یک پیروزی پرگل دیگر در راه است. به هر حال این اشتباهی بود که من و همکارانم در کادر فنی مرتکب شدیم. ما در آن بازی بعد از آنکه از تایلند پیش افتادیم باید به یک بازی بسته روی میآوردیم. همچنین میتوانستیم برخی از بازیکنانی را که احساس میکردیم در خدمت تیم نیستند از ترکیب بیرون بکشیم، اما این کار را هم نکردیم. شاید من به عنوان سرمربی تیم نتوانستم بخوبی بازیکنانم را برای آن بازی توجیه کنم، اما خودخواهی برخی از بازیکنان هم در رقم خوردن این شکست بیتاثیر نبود. متاسفانه لحظاتی که ما در موقعیت 3 به یک یا 3 به 2 بودیم بازیکنان همکاری لازم را نداشتند، حال آنکه اگر کمی از خودگذشتگی وجود داشت تمام این توپها به گل تبدیل میشد.
یکی از شائبهها همین بود، اینکه چند بازیکن تیم در آن بازی برای آقای گلی با هم رقابت داشتند و در کارهای تیمی شرکت نمیکردند...
به هر حال این امکان وجود دارد. ما در تیممان وحید شمسایی، اصغر حسنزاده، جواد اصغریمقدم و محمد طاهری را داشتیم که همگی در کورس آقای گلی بودند. به همین خاطر من قبل از بازی با تایلند این هشدار را به بازیکنانم دادم که مبادا کارهای تاکتیکی را فدای موفقیتهای شخصی خود کنند، اما الان احساس میکنم شاید لازم بود بیشتر از اینها این موضوع را جدی میگرفتیم. این وظیفه من بود که اجازه ندهم تفکر آقای گلی بر روند تیم تاثیر منفی بگذارد.
به طور مشخص میتوانید به بازیکنانی که در باخت به تایلند بیشترین تقصیر را داشتند اشاره کنید؟
من قرار نیست اشتباهات بازیکنان را رسانهای کنم، اما این حق را برای خودم قائلم که در جلسات تمرینی تیم به هر شکلی که صلاح میدانم در مورد اشتباهات بازیکنان با آنها حرف بزنم. من فردای همان روز فیلم بازی با تایلند را به بازیکنان نشان دادم و اشتباهات تکتک آنها را گوشزد کردم و گفتم کدام نفرات عاملان اصلی این شکست بودند. بازیکنان هم خودشان دیدند و پذیرفتند. به همین خاطر هم کسی بعد از این شکست علیه دیگری مصاحبه نکرد. من هم به عنوان سرمربی تیم تمام مسئولیت شکست را پذیرفتم. در مجموع فکر میکنم بازی با تایلند را باید از سایر بازیهای ایران در جام ملتهای آسیا جدا کرد. بالا رفتن توقع و انتظار هواداران، خودخواهی برخی بازیکنان تیم، دستکم گرفتن حریف، بدشانسی و تمرکز نداشتن لازم در کادر فنی از جمله دلایلی بود که باعث شکست تیم ملی در مقابل تایلند شد. من یک بار دیگر میگویم این شکست فاجعه نیست، اما باید از اتفاتی که در این بازی افتاد، درس بگیریم.
با وجود اینکه شما به صراحت دلایل ناکامی تیم ملی را برشمردید، اما در همین یک ماه گذشته شاهد بودیم که انتقادهای شدیدی نسبت به عملکرد تیم ملی فوتسال با علی صانعی شد...
انتقاد باید باشد اما منصفانه. گاهی هدف از انتقاد ساختن و اصلاح است، اما یکسری انتقاد میکنند تا جو را بههم بزنند و افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهند. من به این تیپ انتقادها پاسخ نمیدهم، چراکه معتقدم خود مردم بهترین قضاوتکننده هستند و بخوبی میتوانند فرق حاشیه را با واقعیت تشخیص بدهند.
از داخل زمین به بیرون زمین برویم. اختلاف شما با جوراندیرو، مربی برزیلی تیم ملی، چقدر در ناکامی تیم ملی نقش داشت؟
اعتقاد جوراندیرو بیشتر به استفاده از جوانان بود اما من همیشه به او میگفتم این توجه بیش از حد به جوانها باعث میشود بزرگترهای تیم احساس کنند کادر فنی میان آنها و نفرات جوانتر تبعیض قائل میشود. به جوانها توجه کردن خوب است، اما این توجه باید به اندازه باشد نه بیش از حد. تمام اختلاف نظر من و جوراندیرو هم روی همین موضوع بود و در نهایت باعث ایجاد حساسیت در اردوی تیم ملی شد.
به نظر میرسد یکی از شرطهای شما برای ادامه کار در تیم ملی فوتسال خروج جوراندیرو از کادرفنی بوده است.
به هر حال من احساس کردم ادامه همکاری ما میتواند تداوم دهنده مشکلات بعدی در اردوی تیم ملی باشد. البته از نظر من جوراندیرو آدم پرکار، با برنامه و بادانشی است که در تیمهای پایه واقعا خوب کار میکند، اما در سطح بزرگسالان کارایی لازم را ندارد. به همین خاطر احساس کردم اگر جوراندیرو با ما نباشد، هم او راحتتر است و هم ما. واقعیت این است که مربی خارجی کمتر میتواند فرهنگ ما ایرانیها را درک کند.
با وجود این، خود ترابیان عنوان کرده برای جامجهانی بهدنبال آوردن یک مربی خارجی دیگر هستند. با این موضوع مشکلی ندارید؟
جوراندیرو همه بازیکنان را خوب میشناخت و نسبت به برخی از آنها احساس پدری داشت، اما گزینهای که آقای ترابیان در حال مذاکره با اوست قطعا همه را به یک چشم نگاه میکند و مدت کوتاهی هم در کنار ما خواهد بود. او مربی صاحب سبک و کارنامهداری است که بین مربیان فوتسال دنیا شناخته شده است.
کم نبودند مربیان بزرگی که به ایران آمدند، اما چون زیر دست مربی ایرانی نشستند، تعامل خوبی بین آنها به وجود نیامد و نتوانستند کارنامه خوبی داشته باشند...
چیزی که مسلم است اینکه این مربی قطعا از نظر فنی و سوابق از من بالاتر است و حتی این امکان وجود دارد که او حاضر نشود با من کار کند. اما من میخواهم تقسیم وظایف کنم و بخشی از مسئولیت تمرینات را به او واگذار کنم تا با اختیار کامل در آن محدوده کار کند. اگر کسی را میآوریم و میگوییم مربی تمریندهنده است باید به او فضا بدهیم. به هر حال من ادعایی ندارم و معتقدم اگر کسی بگوید من همه چیز را میدانم، این ادعا ابتدای نادانی اوست.
پس از هماکنون خود را برای برقراری یک تعامل خوب با مربی خارجی بعدی آماده کردهاید...
بله! در ایران برخیها جنبه این را ندارند که در کنار یک مربی خارجی کار کنند. همین کرش وقتی به ایران آمد فکر نمیکرد با این همه مدعی روبهرو شود؛ مربیانی که کارنامه کرش را نداشته، اما تفکرات این مربی را هم قبول ندارند و براحتی عملکردش را نقد میکنند. یکی از اساسیترین ضعفهای فوتبال ما دانش مربیان ما است. ما کلی مربی داریم که حتی مدرک درجه A هم دارند، اما نمیتوانند یک تیم کوچک را اداره کنند. بیایید منابع آموزشی را نگاه کنید. بالای 200 جلد کتاب آموزشی در فوتسال نوشته شده و هزاران سیدی آموزشی برای پستهای مختلف وجود دارد. چند تا از این منابع ترجمه شده یا در اختیار مربیان ایرانی قرار دارد؟
با این حساب یکی از انتقادهای شما به فعال نبودن کمیته آموزش در فوتسال بر میگردد...
من نمیگویم کمیته آموزش فعال نیست، اما با وجود همه تلاشها، کارهای صورت گرفته کافی نبوده است. حرف من این است که باید ساختار آموزشی فوتسال درست شود. ما نیاز به یک کمیته آموزش مستقل داریم، چراکه با این کلاسهای مربیگری فکر نمیکنم بتوانیم سطح دانش مربیانمان را ارتقا دهیم. اگر برزیل، اسپانیا یا ایتالیا از ما بالاتر هستند دلیلش این است که ساختارشان قویتر از ماست. ما هم باید این ساختار را محکم کنیم. در ایران شما اگر به یک مربی بگویید برو در مدرسه فوتسال کار کن، ناراحت میشود. اصلا بسیاری از باشگاههای بزرگ ما مدرسه فوتسال ندارند. با ادعاکردن پیشرفت حاصل نمیشود. اگر واقعا ادعای خدمت داریم باید با جوانان کار کنیم. اصلا من معتقدم اگر کسی مدرک A یا B آسیا گرفت باید سه سال در مدرسه فوتسال کار کند. مربیان بزرگ دنیا وقتی از سرمربیگری تیم ملی کنار میروند منتظر نمینشینند که سرمربی بعدی تیم ملی از کارش برکنار شود تا آنها دوباره سرمربی تیم ملی شوند. میروند و در سطح باشگاهی فعالیت میکنند تا از این طریق به فوتسال کشورشان خدمت کنند. شما به مربیان سابق تیم ملی نگاه کنید. از سال 1992 تاکنون مایلیکهن، فرهاد کاظمی، حسین شمس و محمد حسن انصاری فرد سرمربیان تیم ملی فوتسال بودهاند اما از بین آنها فقط حسین شمس در فوتسال باقی مانده است. باید ببینیم این مربیان بعد از اینکه از تیم ملی فوتسال رفتهاند در چه باشگاههایی فعالیت کردهاند. چند نفر از مدرسان بینالمللی ما در فوتسال مربیگری میکنند. اینها خیلی مهم است. متاسفانه در ایران مربیان مطرح یا در تیم ملی هستند یا هیچ جا. این درحالی است که اگر در تیم ملی نیستیم باید برویم در استانها و در باشگاههای دیگر خدمترسانی کنیم. شما چند مربی با این مشخصات در فوتسال ایران سراغ دارید؟
با این کاستیها چطور میشود که قیمت بازیکنان فوتسال ما مثل فوتبالیها روز به روز بالا میرود؟
اتفاقا یکی از دلایلی که قیمت بازیکن در فوتبال و فوتسال ما بالاست به این خاطر است که در پایه ایراد داریم. اگر بازیکن جوان به سرعت تزریق شود قیمت بازیکن تا این حد افزایش پیدا نمیکند. اما وقتی بازیکن پیشتیبان وجود ندارد بازیکن میگوید من 400 یا 500 میلیون میخواهم و مدیر باشگاه هم مجبور است این رقمها را پرداخت کند. در این شرایط دیگر سقف قرارداد معنی ندارد. چرا در اروپا کسی از این حرفها نمیزند؟ چون در باشگاههایی چون بارسلونا، رئال مادرید و منچستر خودشان بازیکنسازی میکنند.
رقابتهای جامجهانی فوتسال از آبان ماه آغاز میشود، اما هیچ خبری از اردوهای تیم ملی نیست.
اتفاقا من از تیر ماه برای تیم ملی برنامه داشتم، اما بعد به این نتیجه رسیدیم که با شروع دور جدید اردوهای تیم ملی به بازار نقل و انتقالات شوک وارد میشود.
چرا شوک؟
به طور طبیعی اگر بازیکنی را به اردو دعوت کنیم بدون آنکه کار خاصی انجام داده باشد یکباره قیمتش چند برابر میشود. به همین خاطر تصمیم گرفتیم اولین اردوی تیم ملی را اواسط مردادماه و زمانی که دو هفته از رقابتهای لیگ میگذرد برگزار کنیم. در آن زمان ترکیب تیمها مشخص شده و معلوم است که کدامشان در تیمهای خود فیکس بازی میکنند و کدام بازیکنان ذخیره هستند. اینطوری دیگر شاهد این نخواهیم بود که یکباره هفت یا هشت بازیکن ملی پوش سر از یک تیم خاص دربیاورند.
به عنوان سرمربی تیم ملی در رفتن بازیکنان به تیمهای مختلف هم به آنها مشاوره میدهید؟
من هیچوقت به بازیکنی نمیگویم که به چه تیمی برود، اما همیشه از آنها میخواهم در تیمی بازی کنند که نیمکتنشین نباشند، چراکه در اینصورت فرصت حضور در تیم ملی را از دست خواهند داد. الان هم مطمئن باشید دیگر اینگونه نخواهد بود که من از یک تیم مثلا هشت بازیکن را به اردوی تیم ملی دعوت کنم، بلکه از هر تیم در بهترین حالت فقط پنج نفر اصلی به اردو دعوت میشوند.
اصولا موافق این هستید که سرمربی تیم ملی همزمان با حضور در تیم ملی در یک تیم باشگاهی هم فعالیت کند...
قطع به یقین با این کار مخالف هستم. من دو سال پیش به عنوان مشاور فنی به گیتیپسند رفتم، اما قبل از آنکه پولی از آنها بگیرم به این نتیجه رسیدم که دو مسئولیت همزمان در تیم ملی و باشگاه، تداخل در کار ایجاد میکند. طبیعتا وقتی شما هم در تیم ملی و هم در باشگاه مسئولیت دارید، بین بازیکنان آن باشگاه و دیگر افراد تیم ملی فرق میگذارید و این باعث میشود نتوانید آنطور که باید انجام وظیفه کنید.
چه برنامهای برای جامجهانی دارید؟
همانطور که گفتم اردوهای تیم ملی از اواسط مرداد آغاز میشود. ما بازیهای خوبی با روسیه و اکراین داریم. با روسیه اواخر شهریور و با اکراین در اواسط مهر بازی میکنیم.
بازی با برزیل در برنامه نیست؟
صانعی: بالا رفتن توقع و انتظار هواداران، خودخواهی برخی بازیکنان تیم، دستکم گرفتن حریف بدشانسی و تمرکز نداشتن لازم در کادر فنی ازجمله دلایلی بود که باعث شکست تیم ملی درمقابل تایلند شد
برزیل امسال به دلیل انتخابات کنفدراسیون فوتسالش با هیچیک از تیمهای اروپایی و آسیایی بازی تدارکاتی نداشته، اما ما به دنبال این هستیم با اسپانیا، ایتالیا و پرتغال هم بازی تدارکاتی انجام دهیم. آنها تیمهایی هستند که میتوانند ما را تحت فشار بگذارند.
بازی با تیمهایی مثل برزیل یا اسپانیا میتواند درسهای زیادی برای ما داشته باشد، اما به نظر میرسد تا به امروز هدف ما از بازی با تیمهای بزرگ، صرفا کسب یک نتیجه خوب مقابل آنها بوده است.
من این رویکرد نتیجهگرایی را میپذیرم، رویکردی که باعث شده نتوانیم در این سالها تغییرات زیادی در ترکیب اصلی تیم ایجاد کنیم.
از تیمی که با خود به امارات بردید چند بازیکن شرایط حضور در جامجهانی را خواهند داشت؟
حداقل هفت بازیکن میتوانند تغییر کنند. اینها بستگی دارد که شرایط بازیکنان در فصل جدید لیگ برتر چگونه باشد.
آیا وحید شمسایی هم میتواند یکی از غایبان در مسابقات جهانی باشد؟
همه چیز به شرایط وحید بستگی دارد. درحال حاضر که من با شما صحبت میکنم، وحید تیم ندارد و به قول خودش منتظر است تا در دقیقه 90 تیم فصل آیندهاش را معرفی کند. به هر حال در مورد بازیکن مسنتر آمادگی جسمانی آنها بیشتر از تجربهشان اهمیت خواهد داشت. به عنوان مثال، وحید دیگر در شرایطی نیست که من بخواهم در کمتر از دو هفته با بالابردن فشار تمرینات او را به شرایط آرمانی برسانم.
حالا قراردادتان را با تیم ملی تمدید کردید؟
من تا مرداد با تیم ملی قرارداد دارم و پس از آن باید قراردادم را تمدید کنم. البته من قصد دارم این قرارداد را فقط سه ماه و تا جامجهانی تمدید کنم تا پس از آن دست مسئولان فدراسیون فوتبال و کمیته فوتسال برای انتخاب سرمربی بعدی باز باشد. به هر حال بهتر است که فضا عوض شود و تفکرات جدیدی به تیم ملی تزریق شود. برخی دوستان هم بیایند و در تیم ملی کار کنند تا با سختیهای آن از نزدیک آشنا شوند. اینقدر کنارنشستن و صحبتکردن خیلی جالب نیست.
دوستانی که شما از آنها حرف میزنید سالها سرمربی تیم ملی بودهاند و بخوبی با سختیهای کار در تیم ملی آشنا هستند.
نه! منظور من شخص خاصی نیست.
اما به هر حال آنهایی که بیشتر انتقاد میکنند همینها هستند!
اما منظور من آنهایی هستند که تا به حال به عنوان مربی در تیم ملی فعالیت نکردهاند. حق همه مربیان است که در تیم ملی کار کنند، اما برخی از همین دوستان فکر میکنند تیم ملی آنقدر جای خوش آب و هوایی است که سرمربیاش فقط پول پارو میکند و باشگاهها هم همگی در خدمت تیم ملی هستند. البته دلخوری من هم از دست کسانی است که با جو حاکم بر تیم ملی و سختیهای آن آشنا هستند و دائم انتقاد میکنند. آن که نمیداند در تیم ملی چه خبر است، هر نوع انتقادی کند حق دارد اما برخیها از همه چیز آگاه هستند و دست به حاشیهسازی میزنند.
یکی از جدیترین منتقدان شما کسی است که سالها در تیم ملی حضور داشته. ریشه اختلافهای چند ماه اخیر شما و حسین شمس در چیست؟
ما اختلاف خاصی نداریم. او معلم من بوده و من با او به تیم ملی آمدم. اما اگر حسین شمس از تیم ملی رفت و من نرفتم به این خاطر بود که در آن مقطع تیم ملی با رفتن من از هم میپاشید. از من خواستند و من هم ماندم. خود حسین شمس هم میداند که من چقدر حقوق میگیرم. ماندن من در تیم ملی هیچ منفعت مالی برایم نداشت، به همین خاطر از او به عنوان یک بزرگتر توقع دارم چیزهایی که میگوید واقعیتر و فنیتر باشد یا حداقل سطح انتقاداتش از سطح انتقاد مردم عادی بیشتر باشد. اگر ما در رقابتهای جایزه بزرگ شرکت میکنیم این درست نیست که حسین شمس مصاحبه کند و بگوید سطح رقابتهای جایزه بزرگ در سطح روستاست. مسابقاتی که خود حسینآقا دو بار قهرمانی در آن را در افتخاراتش دارد. کسی که رفته و مسابقههای جایزه بزرگ را از نزدیک دیده نباید اینگونه صحبت کند. اینجور چیزها من را دلگیر میکند، منتهی اختلافی با ایشان ندارم و همه جا احترامش را نگه میدارم.
در مورد اشکهای حسین شمس بلافاصله پس از باخت تیم ملی فوتسال به تایلند چه نظری دارید؟!
من هم شنیدم و امیدوارم واقعی و از سر دلسوزی بوده باشد. به هر حال خود من اگر از تیم ملی بروم و نفر بعدی بیاید این توقع را دارد که در مواقع لزوم به او کمک کنم و تجربههایم را در اختیارش بگذارم. این توقعی است که خود من هم از حسین شمس دارم. اینکه به عنوان مثال اگر جو عمومی ملتهب است فرد باتجربهتر بیاید و با صحبتهایش جو را آرام کند، نه اینکه منتظر باشد تیم ببازد تا در رسانهها با حرفها و کارهایش بار این شکست را سنگینتر کند. در این مدت خیلیها از جمله ناصر صالح یا علیرضا رعدی از عملکرد فنی تیم انتقاد کردند که درست هم بود. اما اینکه بگوییم زمانی با برزیل رقابت میکردیم و حالا باید به دنبال بردن تایلند باشیم، انتقادی نیست که کمکی به تیم ملی بکند.
حسین شمس ابایی نداشت از اینکه رقم قراردادش را رسانهای کند. به همین خاطر همه میدانستند که او برای هر سال رقمی در حدود صد تا 110 میلیون از فدراسیون میگیرد. رقم قرارداد شما چقدر است؟
رقم من خیلی پایینتر از این صحبتهاست. خیلی تمایل به گفتن رقم قراردادم ندارم، اما اگر روزی لازم باشد تمام پول دریافتیام از فدراسیون فوتبال را اعلام میکنم تا همه بدانند که من برای پول هدایت تیم ملی را قبول نکردهام.
یعنی توقع ندارید به شما هم به اندازه سرمربی قبلی تیم ملی پول بدهند؟
ببینید اگر من بگویم عاشق مملکتم هستم پس باید در عمل آن را نشان دهم. خیلی از باشگاهها در همین دو سال اخیر، حاضر بودند پولی در حدود دو یا حتی سه برابر آنچه من از حضور در تیم ملی دریافت میکنم به من بدهند، اما من فقط برای خدمت به تیم ملی همه آن پیشنهادها را رد کردم.
این خاصیت زندگی معلمی است یا واقعا نیازی به پول ندارید؟
مگر میشود نیاز نداشته باشم، اما همیشه زندگیام را براساس معلمی بستهام و به همین خاطر هیچگاه برای رسیدن به پول بیشتر خواهش و التماس کسی را نکردهام. اگر میبینید برخی از مربیان ما به برخی بازیکنان وابسته میشوند، ریشه در همین مسائل مالی دارد.
برویم به سراغ بحث تبانی در فوتسال. میخواهم صریحتر صحبت کنید. آیا در گذشته هم شاهد چنین مواردی در فوتسال بودهاید یا اتفاقی که اخیرا رخ داد از جمله معدود اتفاقات اینچنینی بود؟
در سالهای قبل هم چنین مسائلی بوده و من خودم شاهد آن بودهام. به عنوان مثال زمانیکه در باشگاه دانشگاه آزاد بازی میکردم رقابت بین تیمهای تام و منصوری بود و آن زمان هم یک چنین مسائلی مطرح شد، اما به هر حال وقتی در مورد تبانی صحبت میکنید باید دلیل و مدرک محکمهپسندی برای ادعای خود داشته باشید.
وقتی در رشتهای تبانی رخ میدهد، به نوعی عملکرد تمام عوامل اجرایی در آن رشته زیر سوال میرود. چقدر آزردهخاطر شدید از اتفاقی که هفته پایان لیگ فوتسال افتاد؟
خیلی زیاد. به هر حال براساس تجربهای که داشتم، قبل از آغاز رقابتهای قهرمانی آسیا میدیدم برخی بازیکنان چقدر به خاطر این اتفاق آشفته خاطر هستند. برخی نگران این بودند که ممکن است قهرمانی از تیمشان گرفته شود و برخی هم نگران این بودند که ممکن است به عناوین مختلف پایشان به کمیته انضباطی کشیده شود.
با این حساب تبانی رخداده در لیگ فوتسال در تیم ملی هم اثرگذار شد...
دقیقا! زمانی که قصد شرکت در تورنمنت چین را داشتیم، مصادف شده بود با زمان اعلام حکم کمیته انضباطی و من استرس و اضطراب را در چهره برخی از بازیکنان تیم ملی میدیدم. این موضوع در عملکرد تیم ملی هم تاثیر منفی گذاشته بود، البته خوشبختانه کسی از بازیکنان حاضر در اردوی تیم ملی در جریان بحث تبانی محکوم نشد، اما بودند کسانی که ما قصد داشتیم آنها را به تیم ملی دعوت کنیم و چون احساس میکردیم شاید در این قضیه دست داشته باشند، آنها را دعوت نکردیم و اتفاقا حدسمان هم درست درآمد. با این حال به شخصه اثر منفی این اتفاق را در تیم ملی شاهد بودم.
فکر نمیکنید پس از محرزشدن تبانی گیتیپسند، بهتر بود جلوی اعزام این تیم به جام باشگاههای آسیا گرفته شود؟!
درست میگویید. اما من فکر میکنم رای کمی دیر اعلام شد. این رای میتوانست اواخر فروردین یا با یک فرصت دو ماهه در اردیبهشت اعلام شود. همین تاخیر در اعلام رای باعث شد مدیران فدراسیون فوتبال هم تحت فشار قرار گرفته و مجبور شوند به گونهای این موضوع را مدیریت کنند. به همین خاطر با اعزام گیتیپسند به رقابتها موافقت کردند. هر چند این تصمیم به مذاق شما، من و خیلی از کارشناسها خوش نیامد و همه گفتند اگر تیمی قهرمان لیگ نشده پس نباید در جام باشگاههای آسیا هم حاضر باشد، اما به هر حال محروم شدن ما از یک مسابقه بینالمللی هم خیلی خوب نبود.
بحثی که گاه مطرح میشود، مقایسه جایگاه فوتسال ما در سال 1992 با جایگاه کنونی تیم ملی فوتسال است. اینکه دیگر نتوانستیم عنوان چهارمی جهان را تکرار کنیم. آیا این مقایسه درستی است؟
واقعیت این است که در سال 1992 فوتسال به آن معنا که الان برگزار میشد برگزار نمیشد. ما در اولین دوره جامجهانی چهارم شدیم، اما در سالهای 1996 و 2000 اصلا از گروهمان صعود نکردیم.
در همان سال 1992 رقابتهای فوتسال با توپ فوتبال برگزار میشد، اما از زمانیکه توپ تنبل (توپ مخصوص فوتسال) آمد بسیاری از بازیکنان ما مثل رضا رجبی ـ که آقای گل جهان شده بود ـ دیگر نتوانست بازی کند.
توپ تنبل از چه سالی وارد رقابتهای فوتسال شد؟
از سال 1995. خود من اولین بار زمانیکه همراه تیم ملی فوتسال دانشجویان به فنلاند رفته بودم توپ تنبل را دیدیم. اصغر مدیرروستا، کاپیتان آن تیم بود و وقتی توپ را برای ما انداختند که بازی کنیم گفتیم این توپ باد ندارد، اما آنها گفتند این توپ جدید فوتسال است. ما در آن تورنمنت حتی یک بغل پای ساده هم نتوانستیم به توپ بزنیم. همین الان هم اگر یک فوتبالیست را به فوتسال بیاوریم نمیتواند به توپ ضربه بزند. البته من نمیخواهم ارزش مقامی را که سال 1992 به دست آوردیم پایین بیاورم اما مقایسه فوتسال آن زمان با الان به هیچوجه کار درستی نیست.
جامجهانی نزدیک است. نمیخواهم قولی بدهید، اما با شناختی که از تیم ملی دارید چه جایگاهی را برای این تیم در جامجهانی 2012 متصور هستید؟
ما این پتانسیل را داریم که به یک جایگاه قابل توجه در جامجهانی برسیم. البته اول از همه باید تیمی بسازیم که بتواند از گروه خودش صعود کند. قرعهکشی هم خیلی مهم است، چرا که امسال رقابتها با سیستم جدیدی برگزار میشود. یعنی بعد از بازیهای گروهی وارد مرحله حذفی میشویم و مرحله دوم گروهی دیگر در کار نیست. در این شرایط اینکه در مرحله یکهشتم نهایی و بعد یکچهارم نهایی به چه تیمهایی برخورد خواهیم کرد، از اهمیت بالایی برخوردار است. برزیل، اسپانیا، ایتالیا، پرتغال و روسیه تیمهایی هستند که بازی با آنها در هرکدام از مراحل حذفی میتواند دشوار باشد. ما در دور قبل قرعهمان خیلی عالی بود. در مرحله گروهی به اسپانیا خوردیم و تیم مطرح بعدی جمهوری چک بود. اگر به جای چک، تیم آرژانتین یا پرتغال در گروه ما بود چه اتفاقی میافتاد؟
حرف پایانی...
تمام هدف من این است که با ساختن تیمی خوب، جو بدی که علیه فوتسال به وجود آمده از بین ببریم؛ بخشی از این جو به دلیل ناکامی تیم ملی در رقابتهای قهرمانی آسیاست و بخش دیگر آن نیز به تبانی مربوط میشود. ما میخواهیم این جو را از بین ببریم و 4 یا 5 سال خوب را با بازیکنان جوان پیش روی فوتسال قرار دهیم.
سرمربی تیم ملی فوتسال در یک نگاه
متولد: 1352 تهران
وضعیت تاهل: متاهل، دارای دو فرزند پسر
مدرک تحصیلی: لیسانس فیزیک از دانشگاه تربیت معلم، فوق لیسانس تربیت بدنی از دانشگاه آزاد و کارمند رسمی آموزش و پرورش
سوابق ورزشی در رده دانشجویی
ـ عضو تیم ملی فوتسال دانشجویان اعزامی به مسابقات جامجهانی فوتسال در کشور فنلاند، 1375
ـ عضو تیم ملی فوتبال دانشجویان اعزامی به مسابقات المپیاد دانشجویان جهان (یونیورسیاد) در ایتالیا، 1376
ـ قهرمان فوتسال دانشجویان ایران، 1374
سوابق ورزشی در تیم ملی فوتسال
ـ عضو تیم ملی فوتسال ازسال 1999 تا 2004 (و انجام 72 بازی ملی در معیت این تیم)
ـ قهرمان آسیا سال 1999 مالزی
ـ قهرمان آسیا سال 2000 تایلند
ـ قهرمان آسیا سال 2001 تهران
ـ قهرمان آسیا سال 2002 اندونزی
ـ قهرمان آسیا سال2003 تهران
ـ بازیکن تیم ملی فوتسال در جامجهانی 2000 گواتمالا
سوابق ورزشی در رده باشگاهی
ـ عضو باشگاه کشتیرانی در رده جوانان، سال 1369 در فوتبال
ـ عضو باشگاه شمیران از 1370 تا 1373در فوتبال
ـ عضو باشگاه آتشنشانی از 1374 تا 1377 در فوتبال
ـ عضو باشگاه هسای اصفهان 1378 در فوتسال
ـ عضو باشگاه پاس تهران از 1379 تا1383
ـ عضو باشگاه دانشگاه آزاد از 1384 تا 1387
ـ قهرمان و نایبقهرمان ایران با پاس
ـ نایبقهرمان ایران با هسای اصفهان
ـ قهرمان تهران با آتشنشانی
سوابق ورزشی به عنوان مربی
ـ مربی دانشگاه آزاد از 1385 تا 1388
ـ مربی تیم ملی از 2006 تا 2011
ـ سرمربی تیم ملی از سال 2011 تاکنون
ـ قهرمان مسابقات سالنی آسیا 2007 ماکائو
ـ قهرمان آسیا سال 2008 تایلند
ـ قهرمان آسیا سال 2010 ازبکستان
ـ حضور در جامجهانی 2008 برزیل به عنوان مربی
ـ مقام سوم آسیا سال 2012 امارات
رضا پورعالی - گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: