کاربران، عامل مونوپلی در وب

در مشاغل خارج از دنیای وب، مونوپلی‌ها اغلب به وسیله شرکت‌های موفق جهانی ایجاد می‌شود که رقبای خود را یکی‌یکی می‌خرند و قیمت‌هایی بسیار پایین ارائه می‌کنند که توانایی رقابت از دیگر شرکت‌ها گرفته می‌شود. در وب، مونوپلی به‌وجود می‌آید اما به روشی که در خارج از این دنیا خیلی بندرت اتفاق می‌افتد. عامل مونوپلی در وب، کاربر است.
کد خبر: ۴۹۱۸۹۲

این مساله انکارشدنی نیست که دوستانمان می‌توانند تاثیر بسزایی در محصولاتی که می‌خریم یا تفریحگاه‌هایی که می‌رویم، بگذارند. این مساله در وب آنقدر شدید است که نمی‌توان شبکه‌ای اجتماعی‌ پیدا کرد که بدون حضور دوستانمان در آن، احساس راحتی بکنیم. اگر دوستانتان از رستوان محبوب شما خوششان نیاید، مزه غذا در آنجا بدتر نمی‌شود. اگر مثلا همه دوستانتان کفش فلان مارک را استفاده کنند، دویدن با کفش‌های مارک بهمان باعث نمی‌شود کندتر باشید. اما اگر تمام دوست‌های شما در فیس‌بوک باشند و بخواهید سراغ گوگل‌‌پلاس بروید، اتفاقات زیادی می‌افتد.

چند شبکه اجتماعی کافی است؟

جمعیت شبکه‌های اجتماعی استفاده از این پدیده را راحت یا غیرقابل تحمل می‌کند. آنقدر شبکه اجتماعی تاسیس شده است که نمی‌توان واقعا یکی را بر دیگری برتر شمرد؛ هر چند دیده شده است که سایت‌هایی معمولی به‌دلیل جذب کاربران بیشتر، بسادگی سایت‌های پیچیده‌تر و با قابلیت‌های جذاب‌تر را کنار زده‌اند. گاهی اوقات اگر دو محصول به اندازه کافی متفاوت باشد، مردم از هر دو استفاده خواهند کرد. به‌عنوان مثال فیس‌بوک و توییتر خوب توانسته‌اند کنار یکدیگر قرار بگیرند. اگر چه هدف هر دوی این وب‌سایت‌ها این است که به جهان بگویید در زندگی‌تان چه می‌گذرد، اما روش انجام‌شان آنقدر متفاوت است که برای بقا و حتی رشد هر دو کافی است.

گوگل‌پلاس آنقدر حاشیه‌سازی کرد که هر کس گمان می‌کرد قاتل فیس‌بوک خواهد بود؛ اما این اتفاق نیفتاد. رابط کاربری آن هر چند ساده و کاربردوست است، اما قابلیت‌هایی که نسبت به فیس‌بوک‌ دارد، آنقدر نیست که بتواند کاربران فیس‌بوک را دلتنگ نکند. فیس‌بوکی که هم اکنون 10درصد جمعیت جهان را در سایت خودش پوشش می‌دهد.

Grooveshark و Spotify مثال‌هایی از شبکه‌های اجتماعی مشابه است. بسیاری از کاربران گرووشارک موسیقی اجتماعی را با گرووشارک آغاز کرده‌اند. اما اسپاتیفای قابلیت بهتری به کاربران می‌دهد و آن هم به اشتراک‌گذاری واقعی آن‌چیزی است که در حال گوش‌دادن هستند. به‌جای آن‌که برای پزدادن لینک‌ آهنگ‌ها را به یکدیگر بدهیم، اسپاتیفای خودش این آهنگ‌ها را به اشتراک می‌گذارد و می‌توان فهمید فلان شخص در طول روز چند بار به چه آهنگی گوش داده است و چه روحیاتی دارد.

باید به این موضوع اشاره کرد که Grooveshark کاربران بیشتری از اسپاتیفای دارد، اما اسپاتیفای با سرعت زیادی بر محبوبیت خود می‌افزاید و خوب توانسته خودش را با فیس‌بوک یکپارچه کند. در حالی که گرووشارک در حال حاضر گرفتار مشکلات قانونی برای پخش آثار موسیقایی است.

عامل انتخاب محصول برجسته چیست؟

در مورد مثال فیس‌بوک و گوگل پلاس، می‌توان اول رسیدن فیس‌بوک را عامل موفقیت آن دانست، در حالی که رقابت گرووشارک و اسپاتیفای این موضوع را نقض می‌کند. شاید یکپارچگی فیس‌بوک با اسپاتیفای عامل موفقیت آن باشد، چرا که بسیاری از افراد می‌توانستند در فید فیس‌بوک ببینند دوستانشان مشغول گوش دادن به چه آهنگی هستند. همچنین رابط کاربری آن و وجود یک نرم‌افزار کلاینتی نسبت به محیط تحت وب گرووشارک راحت‌تر استفاده می‌شود.

به‌نظر می‌رسد وصل شدن به بزرگان، شانس بزرگی برای موفقیت شرکت‌های استارتاپ کوچک فراهم می‌کند. این‌که چه کسی برای اولین بار کاری را انجام دهد بسیار مهم است، اما اتحاد با پلتفرمی که در حال حاضر بزرگ و موثر باشد، بسیار حیاتی است. گرووشارک در ابتدا توجه جامعه فنی را جلب کرد، اما بعد از معرفی اسپاتیفای، نتوانست خودش را به اندازه کافی گسترش دهد و درست اندکی بعد از همکاری اسپاتیفای و فیس‌بوک، کاربران آن به رقم نجومی 18میلیون رسیدند.

زینگا مثال دیگر از شرکتی است که خودش را با کمک فیس‌بوک معرفی کرد. مدیرعامل زینگا می‌دانست که فیس‌بوک بزرگ است و به‌همین دلیل، تمام سرمایه شرکت خودرا وقف فعالیت در فیس‌بوک کرد و نتیجه آن، یافتن میلیون‌ها کاربر وفادار بود. همین موضوع در زمینه سرویس‌های مجانی ایمیل صادق است. جیمیل به‌دلیل یکپارچگی با موتور جستجوی گوگل (جایی که صفحه نخست بیشتر کاربران است) توانست خیلی سریع به محبوب‌ترین سرویس‌دهنده ایمیل تبدیل شود.

محمدرضا قربانی

منبع: computerweekly.co.uk

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها