در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رادیو به این درک رسید که باید وظیفه دور هم جمع کردن را بخصوص در ساعات شبانگاهی به رقیب واگذار کند و برای خود چارهای دیگر بیندیشد. در همین دوران بود که رادیو به رسانه خلوت و تنهایی شبانگاهی افراد تبدیل شد. حالا دیگر در ساعات پایانی شب این نمایشهای رادیویی نبودند که اعضای خانواده را دور هم جمع میکردند، بلکه قصهها و برنامههایی بودند که برای مخاطبانی خاص تولید و پخش میشدند. رادیو در همین دوران برای باکسهای شبانگاهی، مخاطبانی را تعریف کرد. کسانی که تنها بودند و دوست داشتند با کسی صحبت کنند، کسانی که موسیقیهای آرامشبخش شبانه را دوست داشتند، افرادی که دلشان میخواست در تاریکی شب، قصهای دلانگیز گوش کنند و کسانی که به هر دلیل ناچار بودند شب بیدار باشند از جمله این مخاطبان خاص بودند که البته وجه اشتراک همه آنها خلوت و تنهایی بود.
با توجه به سلیقه و ذائقه این مخاطبان خاص، برنامههای شبانه طراحی شدند تا پاسخگوی نیاز شبانه شنوندگان خود باشند. اولین این برنامهها «راهشب» رادیو ایران (رادیو سراسری سابق) بود. بعدها با گسترش شبکههای رادیویی، بخشهای شبانگاهی شبکههای مختلف متناسب با ماموریت آنها تعریف شد. مثلا رادیو تهران در بخش شبانه خود «تهران در شب» را جای داد، رادیو پیام بخش شبانگاهی را تعریف کرد و اولین مجموعه برنامههای شبانه رادیو جوان هم «خیابان نقرهای شب» نام داشت. در میان این برنامهها مجموعه برنامههای راه شب و پس از آن برنامههای تهران در شب سالها یکهتاز بود تا این که رادیو پیام تاسیس شد و بخش شبانگاهی این شبکه با طراحی جدیدی متناسب با نیاز مخاطب به میدان آمد.
این برنامهها با ساختاری مشابه با دیگر برنامههای شبانه، اما متکی به حضور مجری ـ مولفان نام آشنایی که لحن، بیان و شیوه گفتار متفاوت داشتند گوی سبقت را از دیگر شبانههای رادیو ربودند. راه شب اما در سالهای متمادی با حضور بزرگان رادیو، تداعیکننده نوستالژی شیرینی برای شنوندگان پروپاقرص شبانگاهی بوده است.
صرفنظر از این که در همه این سالها برنامههای شبانه شبکههای مختلف رادیویی توانستهاند گروهی از مخاطبان خاص را با نیازهای شبانهشان همراه کنند باید به ویژگی و ساختار این برنامهها توجه کرد.
رادیو رسانهای گرم است، پس بیتردید پیامی هم که منتقل میکند گرم است. پیام گرم قدرت اثرگذاری خارقالعاده بر مخاطب دارد و این تاثیرگذاری به وقت نیاز مخاطب دوچندان میشود. وقت نیاز مخاطب هم زمانی است که او آگاهانه رسانهای را انتخاب میکند مثلا پیچ رادیو را باز میکند، شبکه و برنامهای را برمیگزیند و به آنچه در آن مطرح میشود گوش میسپارد. مخاطب برنامه شب تنهاست و به رفیق و همنشین نیاز دارد. در این لحظات مجری رادیو پشت میکروفن نشسته و حرف میزند، اما ویژگی گرمی این رسانه باعث میشود مخاطب احساس کند رادیو فقط با او سخن میگوید و تنها به خاطر او بیدار است. در واقع مجری رادیو در این لحظات تکگویی یا مونولوگ میگوید، اما تکگویی او ویژگی متفاوتی از دیگر گونههای مونولوگ دارد، چون شنونده هرگز احساس نمیکند مونولوگی در کار است. او احساس میکند دیالوگی برقرار است. میگوید و میشنود، میشنود و میگوید، میپرسد و جواب میگیرد. از او پرسش میشود و جواب میدهد و این یعنی تعامل، تعاملی که خاصیت بیچون و چرای رسانهای مثل رادیوست و رسانههای دیگر از آن محروم هستند.
برای همین است که میگویند مخاطب شبانگاهی رادیو، آگاهانه دست به انتخاب میزند. اگر مخاطب برنامه صبح خیلی وقتها ناگزیر از ترافیک سنگین و دردسرهای زندگی شهرنشینی به رادیو پناه میبرد تا خبری بشنود، از ترافیک باخبر شود و... مخاطب شب آگاهانه رادیو را به دوستی برمیگزیند و به آن دلمیسپارد، باورش میکند و از آن یاد میگیرد.
رادیو به واسطه وجود این مخاطب آگاه و انتخابگر و سلیقه متفاوت و خاصش از سرمایهای عظیم برخوردار است؛ سرمایهای که میتواند در دوران رشد و گسترش رسانههای متعدد به مثابه برگ برنده رادیو محسوب شود و همچنان آن را از دیگر رسانهها متمایز کند. رادیو میتواند گرمی خود را با بخشهای شبانگاهی دوچندان کند.
فاطمه رحیمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: