
پیشنهاد 600 میلیونی پروژه «چ» حاتمیکیا را رد کرده و خلاصه آه از نهاد پرستویی دوستان درآمد و هر کس از دیگری پرسید چرا؟ و سوالها مدام جزئیتر میشد؛ 600 میلیون را نپذیرفته، پس حتما جدی است.
اگر فیلم حاتمیکیا را نپذیرفته دیگر کاری نمیشود کرد و همین شد که پرویز پرستویی ـ که بندرت مصاحبهای یا گفتوگویی از او جایی دیده شده است ـ سکوتش را شکست و گفت و خدا را شکر که پاسخ سوال و کنجکاویهای همه را داد.
پرستویی که سخن آغاز کرد دانستیم در اصل پیشنهاد بازی در «چ» به ایشان شده و ایشان هم پیشنهاد را رد کردهاند، اما حرفی از 600 میلیون نبوده، چون پرستویی اشاره کرده نهتنها کار به صحبت در مورد دستمزد نرسیده بلکه سناریویی هم خوانده نشده است.
اما نکته دیگر صحبتهای پرستویی وقتی است که خبرنگار از او درخصوص وضع امروز سینمای ایران میپرسد و پرستویی از شیوه جلب تماشاگر سینما میگوید و این که این روزها هر کس شیوه خودش را دارد، از بلیتفروشی بازیگران گرفته تا پخش کردن آش رشته! اما فصلالخطاب صحبتهای پرستویی این جمله است: «به مخاطبی که در این شرایط پول توجیبیاش را میخواهد صرف سینما کند، احترام میگذارم و با وجود پیشنهادهای زیادی که داشتهام اما هر کاری را قبول نخواهم کرد.»
اوقات فراغت معنا ندارد
شبکه ورزش و شبکه پویانمایی هفته گذشته با حضور رییسجمهور و ریاست سازمان افتتاح شدند.
از آنجا که مراسم افتتاح در جلسه هیات دولت برگزار شد، رییسجمهور درخصوص افتتاح این دو شبکه گفت: هرقدر انسانها بزرگتر شوند نیازمند نشاط و ارتباطات بیشتری هستند.
احمدینژاد در این مراسم گفته است: من واژههایی مثل اوقات فراغت را باور ندارم و اصلا اوقات فراغت بیمعناست، چون ساعاتی که کودک مقابل رسانه مینشیند، جزو ساعات زنده و فعال است نه ساعت فراغت.
همچنین رییسجمهور در مورد افتتاح شبکههای اینچنینی گفتند که نباید با راهاندازی شبکه پویانمایی به همین اکتفا کنیم بلکه باید شبکهای هم برای جوانان و نوجوانان راهاندازی بشود.
عمو پورنگ آمد
عمو پورنگ بچهها یا همان داریوش فرضیایی پس از مدتها دوری از تلویزیون، در ماه رمضان با برنامه «هزار و شصت وشونزده» به تلویزیون برگشته و چهره خبرساز این هفته ماست.
چراکه پورنگ یکی از آن کسانی است که مخاطب کودک همیشه سراغ او را میگیرد. اینکه چرا پورنگ در این مدت در تلویزیون نبود و شنیده میشد او قصد دارد فیلم سینمایی بسازد و ظاهرا مقدمات کار به انجام نرسیده، بماند.
او یعنی داریوش فرضیایی در یکی از گفتوگوهای خود گفته بود: متاسفانه شاهد کارتونها و برنامههای وارده از کشورهای خارجی هستیم که صدمات و آسیبهای زیادی به بچهها وارد میکند.
محصولاتی که متناسب با فرهنگ آنها ساخته شده است. متاسفانه بچههای ما خودشان را زن گربهای، مرد عنکبوتی و بنتن تصور میکنند.
من این مساله را وظیفه خودم دانستم و در حد و حیطه خودم سعی کردم به عنوان عمو پورنگ جای خالی آن سرگرمی را که بچهها میخواهند با یک سرگرمی مناسب و مطابق با فرهنگمان پر کنم و به هیچ وجه دنبال مسائل مادی نیستم.
او در این ماه رمضان با برنامهای ماه رمضانی به تلویزیون برگشته است.
صدای کاظم افرندنیا درآمد
کاظم افرندنیا از جمله بازیگرانی است که باوجود سابقه بسیارش در بازیگری، اما با توجه به اینکه بیشتر ایفاکننده نقشهای مکمل بوده کمتر شناخته شده است.
این بازیگر سینما و تلویزیون در گفتوگو با یکی از شبکههای رادیویی از اوضاع آشفته بازیگری در سینما و دستمزدها گفته و اشاره کرده در یکی از کارها حتی از او خواستهاند حضور افتخاری داشته باشد.
البته به نظر میآید تصمیم درباره اینکه بازیگر در یک فیلم به صورت افتخاری حضور داشته باشد یا دستمزدش را بگیرد با بازیگر است نه تهیهکننده؛ اما به هر حال این روزها شاهد اتفاقات عجیب و غریب زیادی در سینما هستیم. این یکی هم روی همه آنها.
افرندنیا در ادامه صحبتهایش گفته است، اگر بهجای بازیگر بودن رفتگر بود، دستکم حقوق و مزایای بازنشستگی داشت.
این بازیگر هم مثل خیلیهای دیگر، دل پری دارد و این همه دل پر درد را آدم نمیداند کجای دلش بگذارد. همین چند خط پیش یکی، آن پیشتر یکی و همین یکی یکیهاست که دریا میشود.
این چشمهای کوچک چه چیزها نمیبیند
سایتها و خبرگزاریها سرشار بود از اظهار تاسفها، ابراز ارادتها، خاطرهها و یادمانها و هنوز همان رویا و خیال همیشگی در سرمان قوت میگرفت که «بیا تا قدر یکدیگر بدانیم»، البته الان بدانیم نه پس از رفتن و نبودن و... حالا بماند که مثل هر مراسم و مجلس دیگری، خبر و حاشیه زیادی هم بود و خواندیم و شنیدیم، اما چند روز پیش خبرگزاری فارس نامهای از بهروز غریبپور به مناسبت درگذشت سمندریان روی سایتش قرار داد که سرشار از انتقاد غریبپور به همین خصلت دوری بعد از دوستی بعضی از ما بود. غریبپور در قسمتی از نامهاش گفته: یادش گرامی و خوشا به سعادتش که در مراسم مرگ خودش نبود! و در ادامه به بازیگری اشاره کرده که برای بازی در کار نیمهتمام آخر سمندریان طلب 30 میلیون تومان دستمزد کرده و دست آخر هم بازی در نمایش را نپذیرفته است، اما در عوض در روز خاکسپاری سمندریان جامهدرانی میکرده، فریاد میزده و بیتردید میدانسته است دهها دوربین در حال ثبت بیقراری او هستند و... دیگر چیزی برای گفتن باقی نمیماند، به قول قدیمیها آدمیزاد با این چشمهای کوچک چه چیزها که نمیبیند ! نادیا دلدار گلچین گلایهمند است فیلم «ابلیس» اولین کار او در سینما بوده و در فیلمهایی چون دیدار در استانبول، دو روی سکه، پادزهر، همه دختران من، مرد نامرئی، خط آتش، روسری آبی، کمکم کن، مهر مادری، غریبانه، شیدا، دختری با کفشهای کتانی، مجموعههای تلویزیونی خاله سارا، کهنهسوار، دزدان مادربزرگ، همه فرزندان من، پزشکان، شنهای کف رودخانه و سه در چهار و نمایشهای زیر گذر لوطی صالح، سوگ، مضحکه آدم و معرکه در معرکه بازی کرده است. این اطلاعات را شاید بارها خوانده و دیده باشید، اما قصه، قصه تکراری غمانگیزتری است. این قصه تکراری دردآور میشود. گلچین گلایهمند است، حق هم دارد. خدای ناکرده اگر بیمار باشی چشم به راه میمانی و یاد همه کسان دور و نزدیکت میافتی و به سلامی قانع میشوی. بهتر است دوستان هنرمند بدانند که بیشترین گلایه گلچین از همکارانش است که سراغی از او نمیگیرند. پروژه پنج میلیاردی و اعتراض عزیزالله حمیدنژاد صرفنظر از موضوع فیلم و اینکه اصلا چگونه قرار شد نیکنژاد که سالها در آمریکا اقامت داشته کارگردانی آن را به عهده بگیرد، حرف و حدیثها درباره بودجه این فیلم باعث اظهارنظرهای فراوانی ازسوی اهالی سینما شده است. عزیزالله حمیدنژاد کارگردان آثاری چون هور در آتش، اشک سرما، شکوفههای سنگی، ستارگان خاک و مستند مرثیه حلبچه نیز در گفتوگو با خبرگزاری مهر با انتقاد از ساخت فیلم سینمایی لاله گفته بود: فیلمهای سینمای دفاع مقدس با کمترین امکانات ساخته میشود؛ در حالی که حمیدنژاد از هشت سال پیش تاکنون موفق به گرفتن مجوز برای ساخت فیلم «کورش» نشده است.(جام جم - ضمیمه قاب کوچک)هفته گذشته جامعه هنری کشورمان بویژه تئاتریها در اندوه از دست دادن مرد بزرگ تئاتر کشورمان بودند و هرروز یکی دو خبر در مورد رفتن حمید سمندریان میخواندیم و میشنیدیم.
سال 1339 در تهران به دنیا آمده است و مدرک تحصیلی دیپلم موسیقی از هنرستان عالی موسیقی دارد.
پروژه «لاله» و بودجهای که گفته میشود پنج میلیارد تومانی است، چند وقتی است موضوع نقد و نظرات زیادی است. این پروژه که قرار است به کارگردانی اسدالله نیکنژاد ساخته شود، کاری از مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است و داستانی با محوریت زندگی لاله صدیق، قهرمان اتومبیلرانی ایران را دنبال میکند که با این داستانمحوری، سوژهای اجتماعی طرح میشود.
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
دکتر مرندی در گفتوگو با «جامجم» پیامدهای واقعی فعال شدن اسنپ بک را نزدیک به صفر ارزیابی کرد