خشم نامادری جان کودک را گرفت

بعضی از متهمان تصور می‌کنند اگر دروغ بگویند می‌توانند خود را از مجازات نجات دهند. در حالی که همه قضات در ابتدای محاکمه تاکید می‌کنند واقعیت می‌تواند بیشتر از هر چیزی به آنها کمک کند و بهتر است واقعیت را بگویند. چند سال قبل متهمی مدت‌ها در زندان ماند؛ چون دروغ گفته‌ بود و این دروغگویی آنچنان او را آزار داد که در دادگاه اعتراف کرد مجازات دروغگویی‌اش را تحمل می‌کند.
کد خبر: ۴۹۰۸۹۸

ماجرا از این قرار بود که زنی کشته شده ‌بود و وقتی پلیس تحقیقات خود را آغاز کرد، پسر این زن ادعا کرده ‌بود قاتل پدرش است. او گفته ‌بود دیده پدرش، مادرش را از پنجره به بیرون پرت کرده ‌است.

ماموران تحقیقات گسترده‌ای را آغاز کرده ‌بودند و شوهر مقتول هم براساس گفته‌های پسرش بازداشت شده ‌بود.

متهم، اتهام را انکار می‌کرد و می‌گفت زمانی که همسرش فوت شده او در خانه نبوده‌ است و احتمال این‌که او خودکشی کرده ‌باشد، زیاد است.

این مرد گفته‌ بود: من و همسرم خیلی با هم اختلاف داشتیم و چون سه فرزند داشتیم از هم جدا نمی‌شدیم. دو دخترم ازدواج کرده ‌بودند و پسرم در خانه ما بود. او شاهد درگیری من ومادرش بود و این موضوع ناراحتش می‌کرد. او به‌خاطر اختلافی که با همسرم داشتم، همیشه از من دلخور بود و از مادرش حمایت می‌کرد، اما آن روز من درخانه نبودم و نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد.

این مرد اصرار زیادی داشت که بی‌گناه‌ است و می‌گفت از آنجا که همسرش سابقه خودکشی دارد، احتمال این‌که خودکشی کرده ‌باشد زیاد است.

مرد متهم چند ماه در بازداشت مانده بود تا تحقیقات پلیس کامل شود. ماموران بعد از بررسی‌گفته‌های مرد متهم به صحت آن پی برده ‌بودند و متوجه شده‌ بودند این مرد زمان قتل در خانه نبوده و در محل کارش پیش همکارانش بوده‌ است.

او بعد از چند ماه آزاد شده‌ بود، اما این‌بار ماموران پسر جوان را بازداشت کرده‌ بودند. چرا که او سعی کرده ‌بود مسیر تحقیقات را منحرف کند. هرچند این پسر هم قتل را نپذیرفته بود، اما کیفرخواست علیه وی صادر شده و با این دلیل که زمان مرگ مقتول او در خانه بوده‌ است، پرونده را به دادگاه کیفری استان تهران فرستادند.

وقتی متهم در برابر من حاضر شد، به او گفتم نجات در راستی است و باید واقعیت را بگوید. او هم گفت هرچه اتفاق افتاده ‌است را می‌گوید. مرد جوان ماجرای مرگ مادرش را این‌طور تعریف کرد: شب قبل از حادثه پدر و مادرم طبق معمول با هم دعوا کردند و مادرم گفت این‌بار خودم را می‌کشم. پدرم با بی‌تفاوتی گفت برو هرکاری که دلت می‌خواهد، بکن.

فردای آن روز پدرم سرکار رفت.من هم به حمام رفتم، چون قرار بود با دوستانم جایی بروم. وقتی در حمام بودم صدای مهیبی شنیدم و بلافاصله بیرون آمدم و متوجه شدم که مادرم خودش را از پنجره به بیرون پرت کرده ‌است. نمی‌دانستم چه بگویم و چه بکنم.

از دست پدرم ناراحت بودم و می‌خواستم از او انتقام بگیرم. پدرم همیشه مادرم را اذیت می‌کرد و او را آزار می‌داد. به مادرم توجهی نمی‌کرد و تحقیرش می‌کرد. من کینه زیادی به خاطر این رفتارش داشتم و می‌خواستم کاری کنم که مجازات شود. به همین خاطر هم وقتی ماموران آمدند، گفتم پدرم او را به پایین پرت کرده است، در صورتی که واقعیت نداشت. او اصلا در خانه نبود.

این پسر گفت که هرگز پدرش را به خاطر رفتاری که با مادرش داشته، نمی‌بخشد. اما گفت که دروغگویی او باعث شده است پدرش گرفتار شود و از کارش پشیمان است و به خاطر رفتاری که با پدرش داشته، طلب بخشش کرد.

شاید پدر این جوان نسبت به همسرش رفتار درستی نداشته است، اما در این قتل گناهکار نبود و مقتول خودش خودکشی کرده‌ بود. این جوان به خاطر ظلمی که به پدرش کرد، مجازات شد و حتی برای او درخواست قصاص شد. پدران جایگاه خاصی در زندگی فرزندانشان دارند و خداوند هم بسیار سفارش کرده است که به والدین احترام بگذارید و پدران خود را محترم بدانید. این جوان تاوان این ظلم را پس داد.

حسینی کوه‌کمره‌ای ـ قاضی دادگاه تجدیدنظر ارومیه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها