به گزارش مهر، رسیدگی به این پرونده از بیست و دوم مرداد 89 در پی گزارش قتل پیرزن تنهایی به پلیس، در دستور کار تیم جنایی تهران قرار گرفت. ماموران همراه بازپرس شهریاری در محل جنایت در منطقه مشیریه تهران حاضر و با جسد زهرا هفتاد و یک ساله روبهرو شدند که با ضربههای چاقو از پا درآمده بود. بررسی محل جنایت نشان میداد فرد آشنایی براحتی وارد خانه شده و پس از قتل پیرزن و به هم ریختن وسایل خانه، فرار کرده است.
با انتقال جسد به پزشکی قانونی، کارآگاهان تحقیقات خود را برای افشای راز این جنایت آغاز کردند.
فرزندان مقتول در تحقیقات ادعا کردند یکی از نوههای زهرا به نام حمیدرضا هجده ساله به خانه او میرفته و چند ماه قبل نیز 200 هزار تومان از آنجا سرقت کرده بود. در ادامه حمیدرضا دستگیر و به اداره آگاهی منتقل شد که در تحقیقات، به کشتن مادربزرگش و سرقت پول از خانه او اعتراف کرد.
با اعتراف پسر جوان و بازسازی صحنه قتل، پرونده با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
متهم به قتل در جلسه محاکمه خود که یکم بهمن برگزار شد، گفت: به دختر جوانی علاقهمند بودم و میخواستم با او ازدواج کنم.
روز جنایت به خانه مادربزرگم رفتم و از او خواستم به خواستگاری دختر جوان برود اما او مخالفت کرد و گفت: این دختر به درد تو نمیخورد. بر سر این موضوع بین ما درگیری شد که در یک لحظه مادربزرگم را هول دادم و او نقش زمین شد و شروع به داد و فریاد کرد. من هم کنترلم را از دست دادم و از آشپزخانه چاقویی برداشته و با آن چند ضربه به مادربزرگم زدم و فرار کردم.
در ادامه قضات دادگاه با توجه به درخواست اولیای دم، متهم را به قصاص محکوم کردند. در حالی که پرونده به دیوان عالی کشور فرستاده شده بود، فرزندان مقتول با حضور در دادگاه، رضایت خود را اعلام کردند.
صبح دیروز جلسه محاکمه متهم از جنبه عمومی جرم برگزار شد که حمیدرضا در دفاع از خود گفت: در مدتی که در زندان هستم، متوجه اشتباه خود شدم. من نمیخواستم مادربزرگم را به قتل برسانم.
پس از آخرین دفاعیات متهم، قضات دادگاه وارد شور شده و پسر جوان را به زندان محکوم کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: