مجرمی که خودش قربانی بود

زمانی که در دادگاه کیفری بودم، پرونده‌ای را به اتفاق همکارانم رسیدگی کردم که در آن مردی جوان با همدستی دوستانش، متهم به تعرض به چند زن شده‌ بود.
کد خبر: ۴۹۰۱۲۵

این جوان وقتی برای بازجویی به همراه مامور بدرقه وارد دادگاه شد، خیلی خشمگین بود و عصبی جواب می‌داد.

همدستانش سعی می‌کردند انکار کنند و می‌گفتند شاکیان خودشان به رابطه رضایت داشتند اما این جوان سکوت کرده بود و حرف نمی‌زد.

پرونده را به دقت خواندیم و تفهیم اتهام هم شد.

زمان تشکیل جلسه دادگاه مشخص شد و متهمان به زندان منتقل شدند. در این مدت مادر همان پسر جوانی که سردسته باند و در بازجویی‌ها سکوت کرده ‌بود، مرتب به دفتر رفت‌وآمد می‌کرد و می‌گفت که می‌خواهد کاری برای پسرش بکند.

هربار که به شعبه می‌آمد، به او می‌گفتیم باید صبر کند تا دادگاه تشکیل شود و نمی‌توانیم او را آزاد کنیم.

یک روز این زن در حالی که بشدت گریه می‌کرد، گفت اگر شما بدانید به این بچه چه گذشته است،‌ شاید تا حالا آزادش می‌کردید.

وقتی این زن ماجرای زندگی‌اش را تعریف کرد و گفت که این جوان در کودکی‌اش چه سختی‌هایی کشیده ‌است، آن زمان بود که متوجه شدیم زمانی که او بچه بوده، شاهد تعرض دوستان پدرش به مادرش بوده ‌است.

او می‌گفت: شوهرم معتاد بود و برای این‌که مواد تهیه کند، هرکاری می‌کرد. یک شب که خمار بود، دوستانش را به خانه آورد و من را مجبور کرد با آنها رابطه داشته باشم تا برای دو وعده‌اش مواد بگیرد. پسرم شاهد این صحنه بود و خیلی وحشت کرده‌ بود. بعد از آن دیگر نتوانستم این بچه را کنترل کنم.

این زن با لهجه محلی صحبت می‌کرد و گریه می‌کرد و ما چیز زیادی متوجه نمی‌شدیم، اما معلوم بود مویه‌هایش برای پسرش است.

روز دادگاه فرا رسید و متهم ردیف اول در جایگاه حاضر شد. او به تعرض به دختران و زنان جوان که به عنوان مسافر آنها را سوار می‌کرده ‌است، اعتراف کرد و گفت از کارش پشیمان نیست. او توضیح داد که چطور این دختران را به باغی می‌کشانده و آنها را آزار می‌داده‌ است.

بعد از پایان جلسه دادگاه با توجه به ادله‌ای که وجود داشت، متهم را به اعدام محکوم کردیم. اما آنچه برای همیشه به یادم ماند، زندگی دردناک این پسر بود. او قربانی شرایطی شده‌ بود که خانواده‌اش برایش ایجاد کرده‌ بودند و او انتقام این بدبختی را از جامعه می‌گرفت.(جام جم - ضمیمه تپش)

غلامرضا بومی ـ قاضی بازنشسته

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها