قدرت‌الله ایزدی یا همان رشید از خنداندن مردم خوشحال می‌شود

با قسمت نمی‌توان مبارزه کرد

همزمان با شروع تعطیلات تابستانی، پخش مجموعه طنز تلویزیونی «کارآگاه رشید» از شبکه شما آغاز شده که مثل همیشه مخاطبانی را با خود همراه کرده است. نقش اصلی این سریال را قدرت‌الله ایزدی(رشید) بازی کرده و داستان فردی است احساسی که به‌دنبال جدایی از همسرش، مسئولیت نگهداری دختر خود را به عهده دارد. در طول داستان، رشید بر سرگرفتن سی‌دی اشتباهی وارد باند افراد خلافکاری می‌شود که کاراکتر شخصیتی او و بازی زیبا و شیرینش در این نقش‌ بامزه باعث شده براحتی جای خود را میان مخاطبان باز کند. رشید که البته باید او را با نام اصلی‌اش (قدرت‌الله ایزدی)‌ مخاطب قرار دهیم، بیش از 50 سال دارد. شاید شما تصور هم نمی‌‌کردید آقا رشید تلویزیون، دارای عروس و داماد و نوه باشد، اما او یک خانواده تقریبا پرجمعیت دارد. دو دختر و دو پسر حاصل ازدواج او هستند.
کد خبر: ۴۸۹۸۹۰

شخصیت رشید از چه سالی و چگونه شکل گرفت؟

سال 1370 در سریال «خواستگاری» این شخصیت شکل گرفت. من چون قدم کوتاه بود اسمی باید پیدا می‌کردم که ضد قدم باشد، بنابراین اسم رشید را انتخاب کردم و شخصیت رشید از همانجا به‌وجود آمد.

افرادی در انتخاب این نام تاثیرگذار بودند؟

به نظر من مهم‌ترین کسانی که در پرورش این شخصیت تاثیر فراوانی داشتند، خود مردم بودند.

شخصیتی مثل رشید که بارها در نقش‌های مختلف ظاهر شده هنوز هم جایگاهی دارد؟

رشید به دلیل ویژگی‌های شخصیتی‌اش توانست میان مخاطبان جایگاه اصلی را به‌دست بیاورد. به نظرم اگر هر کاراکتری در آثار نمایشی بتواند با مخاطبانش ارتباط برقرار کند می‌تواند موثر باشد. متاسفانه شخصیت‌هایی که در فیلمنامه‌ها نوشته می‌شوند با واقعیت فاصله دارند و بازیگر هم نمی‌تواند بخوبی آن را ایفا کند.

شنیده‌ام بیش از 50 سال دارید. حقیقت دارد؟

من متولد چهارم تیرماه 1335 هستم و در گز و برخوار اصفهان به دنیا آمدم.

شغل پدرتان چه بود؟

پدرم سنگبری می‌کرد و من هم در طول سال همراه برادرانم پیش او کار می‌کردیم.

فرزند چندم خانواده هستید؟

ما سه برادر و دو خواهریم که من فرزند دوم خانواده‌ام. نکته جالب دیگر هم این که فقط قد من میان فرزندان کوتاه است.

کوتاهی قدتان ناراحتتان نمی‌کند؟

با قسمت مگر می‌شود مبارزه کرد. تازه این ضرب‌المثل هم درباره ما صدق نمی‌کند که دو برابر قدش توی زمین است.

چه فعالیت‌هایی غیر از بازیگری انجام می‌دهید؟

خب سال‌ها در مدرسه فعالیت می‌کردم که بازنشسته شدم. کارگردانی را هم دوست دارم و در بیشتر کارها تا جایی که امکان دارد به عوامل پشت‌صحنه کمک می‌کنم و حتی ایده می‌دهم. بیشتر سعی می‌کنم هر جایی که کمکی از دستم برآید انجام دهم.

شغل آموزگاری، جدیت و جذبه خاصی می‌طلبد. از طرفی شما شوخ‌طبع هستید. چگونه این دو را با هم جمع کردید؟

درست است که من شوخ‌طبع هستم، ولی در محیط کار جدی‌ام. کسی که می‌خواهد کار طنز انجام دهد باید در جامعه جدی برخورد کند تا همه بدانند آن مسائل مربوط به صحنه نمایش و بازیگری است. من در محیط کار بسیار جدی هستم و همه فکر می‌کنند من و شخصیتی که در تلویزیون ظاهر می‌شود، دو برادر دوقلو هستیم و جالب اینجاست که با دیدن سریال کارآگاه رشید، این فکر به باور تبدیل شده بود.

شغل بازیگری را بیشتر دوست دارید یا آموزگاری؟

من به هر دو حرفه بازیگری و آموزگاری از کودکی علاقه‌مند بودم و هر دو را به خاطر این‌که دو خصیصه در آنها به طور مشترک وجود دارد، دوست دارم. یکی آموزش دیدن و آموزش دادن و دیگری برای دیگران خدمت کردن... من وقتی موفقیت دانش‌آموزانم را می‌بینم، بسیار خوشحال می‌شوم و وقتی با خنداندن مردم، آنها را شاد می‌کنم نیز غرق لذت می‌شوم.

بهترین خاطره‌ای که در حال اجرای نقش داشته‌اید، چیست؟

بهترین خاطره و بهترین لحظات زمانی بود که با پسرم کمال (در نقش راننده تاکسی) در سریال کارآگاه رشید بازی کردم. ما با یک فهم و درک متقابل بدون این‌که از قبل هماهنگ باشیم، ناخودآگاه می‌دانستیم چگونه با یکدیگر صحبت کنیم و هماهنگی و ارتباط خوبی میان ما برقرار شد.

آیا شما نقش‌هایتان را با هماهنگی قبلی و به صورت از پیش تعیین شده بازی می‌کنید یا آن‌که کارها و به اصطلاح اصفهانی‌ها، تیکه‌های طنز را فی‌البداهه می‌گویید؟

من بیشتر کارهایم را فی‌البداهه انجام می‌دهم و کارگردان‌ها هم با توجه به شناختی که از کار من دارند، آزادم می‌گذارند و اتفاقا بیشتر وقت‌ها هم صحنه‌ها خوب از آب درمی‌آید. همکارانی که در نمایش‌های ما پشت صحنه هستند، همیشه از این مساله متعجب می‌شوند که دیالوگ‌ها و برخی کارهای ما هر شب با شب قبل تفاوت دارد.

از بازی در تئاتر بیشتر لذت می‌برید یا سینما و تلویزیون؟

بازی در تئاتر را بیشتر دوست دارم و آن هم به خاطر همان مساله فی‌البداهه کار کردن در نمایش است؛ چرا که در تلویزیون وقتی با تمرکز، کاری را انجام می‌دهی و فی‌البداهه جملاتی را می‌گویی که خیلی خوب از آب درمی‌آید، ناگهان به علتی کارگردان کات می‌دهد و با تکرار زیاد آن صحنه، خود به خود روح کار از میان می‌رود.

به نظرتان چطور می‌توان از هنرمندانی که در استان‌ها فعالیت می‌کنند حمایت کرد؟

سوال خوبی مطرح کردید. شما در نظر بگیرید هنرمندان استانی باید با برآوردهای کم، کارهای بسیار خوبی بسازند که حتی کمتر دیده می‌شود. در حالی که این افراد توانمندی‌های بسیار بالایی دارند. خوشبختانه مرکز سیمای استان‌ها توانسته طی چند سال اخیر تله فیلم،‌ سریال و آثار مختلفی را با هنرمندان استانی تولید کند که قابل رقابت با آثار تهرانی است. باید بیش از پیش به هنرمندان استانی بها داده شود تا آنها هم بتوانند با در اختیار داشتن امکانات کافی و لازم، توانایی‌های خودشان را به نمایش بگذارند.

بزرگ‌ترین آرزویتان چیست؟

بزرگ‌ترین آرزویم این است که آقا امام زمان(عج) با قدوم مبارکشان حق را از باطل جدا و بدی‌ها را از دنیا پاک کنند.

بازی کردن دو نقش جدی و طنز کنار یکدیگر در سریال رشید مشکل نبود؟

به خدا خیلی مشکل بود و من بعضی وقت‌ها قاطی می‌کردم که باید جدی باشم یا طنز.

نقش‌های جدی را راحت‌تر بازی می‌کنید یا طنز را؟

بازی نقش‌های جدی برایم سخت است و برعکس نقش‌های طنز را بسیار راحت بازی می‌کنم. البته در سریال کارآگاه رشید سعی من بر این بوده که نقش جدی من هم خواه‌ناخواه دارای طنز خاصی باشد.

بهترین سرگرمی شما چیست؟

در حال حاضر بهترین سرگرمی من بازی با نوه عزیزم پارساست. خانه که می‌آیم تا پارسا را نبینم، چیزی نمی‌خورم. کمی با او بازی می‌کنم تا از نفس بیفتم.

کار جدیدی از شما خواهیم دید؟

پیش تولید مجموعه رشید خوش‌شانس را که کمیک است برای شبکه دو سیما انجام می‌دهیم که این مجموعه در 30 قسمت تولید و پخش خواهد شد که امیدوارم مورد پسند مخاطبان قرار بگیرد.

حرف زدن با صدای آلن دلون

یک روز از کنار پل خواجو با دوچرخه می‌رفتم که دیدم گروهی مشغول فیلمبرداری هستند. من هم که عاشق بازیگری بودم، ایستادم و نگاه ‌کردم. آقایی آمد و گفت چند نفر برای سیاهی لشکر می‌خواهم. من هم رفتم و در صف کنار یک کیوسک تلفن عمومی ایستادم. دیالوگ نداشتیم. یکی از بازیگرهای فیلم در اول صف باید به کسی که داخل کیوسک بود غر می‌زد، ولی چون هی پته پته می‌کرد و هول شده بود کارگردان عصبانی شد و گفت کسی می‌تواند این نقش را بازی کند، من هم پریدم جلو و اعلام آمادگی کردم. کارگردان هم پس از تست گرفتن قبول کرد. من ایستادم و فی‌البداهه از خودم دیالوگ گفتم. با صدای آلن دلون صحبت کردم که کارگردان کات داد و آمد طرف من. من ترسیده بودم و پیش خودم گفتم الان سرم داد می‌زند که دیدم خیلی آرام گفت پسر کارت خوب بود. فردا ساعت 8 صبح بیا صدا و سیما. فردا تا رفتم دیدم نقش یک پیرمرد در یک کار طنز به نام مشاعره را برای من گذاشته‌اند و از همانجا فعالیت من آغاز شد.

مجید اصفیایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها