با محمود تولایی، رئیس سازمان علمی، پژوهشی و فناوری بسیج کشور

بسیج علمی پشتیبان مردمی دانش

کارشناسان معتقدند نوآوری جوهر وجودی تحول و تکامل در جامعه محسوب می‌شود، چرا که اصولا بدون نوآوری و خلاقیت، حرکت و توسعه‌ای به وجود نخواهد آمد و با تکرار عادت‌های مرسوم، با پدیده بازگشت به عقب روبه‌رو خواهیم شد. در این میان کشوری که جامعه‌ای نو آور و خلاق نداشته باشد از کاروان علم و فناوری عقب می‌ماند. کشور جوان ایران با حضور در همه عرصه‌های علمی و قرار گرفتن در سکوهای علمی المپیاد‌ها و جشنواره‌های علمی به همگان ثابت کرده است که می‌تواند در حوزه علم و دانش اقتدار داشته باشد. اما با این همه جوان خلاق و تحصیلکرده هنوز نتوانسته‌ایم به جایگاه شایسته‌ای برسیم و گاه در تولید ملی علم و سرمایه‌گذاری در این بخش با چالش‌هایی مواجه شده‌ایم. نامگذاری این سال به نام تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی از سوی رهبر معظم انقلاب، بهانه‌ای شد تا گفت‌وگویی با دکتر محمود تولایی، دکتری بیوتکنولوژی، دانشیار دانشگاه بقیة‌الله و رئیس سازمان علمی، پژوهشی و فناوری بسیج علمی کشور به انجام برسانیم که طی آن تلاش شده است به چرایی این مباحث بپردازیم.
کد خبر: ۴۸۶۶۸۴

شاید برای خیلی از مردم که همیشه فکر می‌کنند بسیج یک ارگان نظامی متشکل از افراد داوطلب است، این سوال پیش بیاید که چه فصل مشترکی باعث شده بسیج به کار علمی علاقه‌مند و وارد این حوزه شود.

روزی که کیان و امنیت این سرزمین تهدید می‌شد، بدنه فعال جامعه که مردم بودند در قالب بسیج برای دفاع از امنیت کشور آماده شدند و به مرزها رفتند و از کیان سرزمین خود دفاع کردند و حاصل آن همه تلاش و ازخودگذشتگی، عزت و امنیت این کشور شد. همچنین روزی در سرزمین ما نیاز بود برخی بیماری‌ها در کشور ریشه‌کن شود، بنابراین به حضور همه‌جانبه مردم نیاز داشتیم، به همین دلیل بسیج سلامت تشکیل شد. برای محرومیت‌زدایی هم لازم به همت همگانی بود، به این صورت بسیج سازندگی شکل گرفت. امروز نیز که مقارن با دهه پیشرفت و عدالت درکشور است باید برای اقتدار در عرصه‌های علمی کشور هم تلاش همه‌جانبه‌ای بکنیم، بنابراین به همت مردم در این زمینه نیاز داریم. بسیج به عنوان بخش فعال بدنه جامعه باید احساس تکلیف بکند تا در این عرصه هم ورود پیدا کند، بنابراین با این دیدگاه ورود بسیج به عرصه علمی بسادگی قابل درک است. اگر قرار است کشورمان در عرصه‌های علمی، اقتدار علمی و عزت برای خود کسب کند باید همه اقشار جامعه از خانه‌داری که فرزندش را پرورش می‌دهد تا معلم مدرسه یا یک استاد دانشگاه و صنعتگر داخل کارخانه یا عضو وزارتخانه احساس کنند باید برای تعالی علمی پیش برویم و اقتدار کسب کنیم، بنابراین برای جامه عمل پوشاندن به این امر جایی بهتر از بسیج وجود ندارد که حلقه واسط بین ظرفیت‌های اجتماعی باشد.

به نظرمن هر کسی که برای تعالی و پیشرفت این جامعه تلاش کند، بسیجی است. بسیج را مجموعه‌ای از انسان‌های با فکر و علمی جامعه که سرشار و لبریز از آرمان‌ها و آرزوهای اجتماعی هستند، تشکیل می‌دهند.

شما در بسیج علمی به دنبال چه هستید؟

بخش اعظم این اقشار مانند استادان، دانشجویان، پزشکان، مهندسان، طلاب، حقوقدانان، دانش‌آموزان و فرهنگیان کار اصلی‌شان علم است و با علم سروکار دارند. سازمان بسیج علمی به عنوان سازمان پشتیبان، این اقشارعلمی را مدیریت می‌کند، یعنی به طراحی و برنامه‌ریزی علمی آنان کمک می‌کند و حمایت از استعدادها و استعدادپروری به عهده آن است.ما در کشوری زندگی می‌کنیم که قریب به 40 میلیون از جمعیت آن بنابر تعاریف رایج، جوان است. فقط 12 میلیون از جمعیت ما در 18 تا 24 سالگی به سر می‌برند یعنی افرادی که فعال‌ترین بخش جامعه را تشکیل می‌دهند؛ جوانانی که با شرکت در المپیادها، مسابقات و جشنواره‌های بین‌المللی عمدتا رتبه‌های زیر ده و تک‌رقمی را به خود اختصاص می‌دهند. ما ایرانیان با استعداد و افتخارآفرینی داریم که بسیاری از کرسی‌های علمی جهان را در اختیار دارند، بنابراین با توجه به این استعداد خدادادی و متفاوت بودن کشورمان نسبت به سایر کشورها می‌توانیم از این فرصت‌ها برای تعالی و ترقی کشورمان استفاده کنیم. اما اگر بی‌توجهی کنیم، هزاران دغدغه و معضل اجتماعی برای جوانان به وجود خواهد آمد. ما کشور بی‌نظیری از لحاظ استعداد و ظرفیت‌های خلاق جوان و تحصیلکرده هستیم. این ظلم به جامعه است که به جای فرصت دادن به خلاقیت‌های این جوانان، فرصت‌های اقتصادی خودمان را دو دستی تقدیم کشورهای دیگر کنیم، بنابراین بسیج به عنوان یک چشم بیدار اجتماعی باید وارد این عرصه شود و با آسیب‌شناسی و راه‌اندازی اتاق‌های فکر متعدد متشکل از انسان‌های خلاق، موضوع‌ها را به مسئولان گوشزد کند و برای حمایت از ظرفیت‌های اجتماعی به کمک دستگاهی که دلسوزانه پایه کار آمده، بیاید.

اگر ما جوانان بااستعداد، مبتکر و باسواد و خلاق داریم که دارای رتبه‌های بسیار بالا و ارزشمندی هستند پس چرا صنایع ما نیازهای خودشان را از طریق این استعداد‌ها تامین نمی‌کنند و یکراست می‌روند به سمت واردات کالاها و اقلام‌ یا خدمات علمی؟

متاسفانه در حال حاضر نزدیک به 70 هزار میلیارد تومان از سرمایه این کشورصرف واردات می‌شود؛ وارداتی که منجر به تولید شغل، چرخش صنعت، گردش اقتصادی کشورهایی مانند چین، ترکیه، مالزی، سنگاپور و امثال آنها می‌شود، در صورتی که نزدیک به 60 درصد واردات با تکنولوژی موجود کشورمان بدون هیچ کم و کاستی قابل تولید است. یعنی به دلیل کم‌توجهی‌ها، با وجود صنعت و فناوری ما، بیش از 60 درصد اقلام (حدود 6 هزار کالای وارداتی در 22 گروه) که به تکنولوژی خاصی نیاز ندارند مانند بیل و کلنگ هم از کشورهای دیگر وارد می‌شود. امروز جای بسی تاسف است که فقط 800 میلیون دلار در سال واردات چای داریم و مزارع چای شمال ایران به علت نداشتن بازار از بین رفته‌اند. متاسفانه امروز کیلو کیلو زعفران را صادر می‌کنیم وگرم گرم با قیمت بالاتر دریافت می‌کنیم. ما سال گذشته 15 هزار میلیارد تومان واردات محصولات کشاورزی و غذایی داشتیم، در صورتی که اگر تکنولوژی‌های نوین دانش آن در کشورمان وجود داشته باشد مثل بیوتکنولوژی، بهینه‌سازی مصرف آب، بهینه‌سازی مصرف خاک و بهره‌برداری از مصرف خاک، استفاده از کودهای بیولوژیک به جای کودهای مضر شیمیایی، بسیاری از این عرصه‌ها قابل بهره‌برداری خواهد شد و جوان‌های این سرزمین شغل پیدا خواهند کرد تا تولید درآمد کنند.

علت اصلی این‌که بیشتر کارخانه‌ها و صنایع مختلف کشورمان حتی برای تامین کوچک‌ترین نیاز جامعه به سمت واردات کالاها و اقلام می‌روند چیست؟

علت خلأ و گسستی است که در جامعه بین ظرفیت‌های جوان، خلاق و توانا با حوزه‌های کاربر مثل صنعت وجود دارد. حدود 15 سال است برای ارتباط بین صنعت و دانشگاه تلاش می‌شود، اما متاسفانه هنوز برای رسیدن به موقعیت مطلوب فاصله زیادی داریم.

چرا با آن موقعیت مطلوب فاصله داریم؟

چون برخی مشکلات تنها به وسیله دستگاه‌های دولتی قابل حل شدن نیست و این خلأها باید با یک اراده همگانی و انگیزه همه‌جانبه برطرف شود.

شما برای رسیدن به این موقعیت و پر کردن این خلأها چه کار کرده‌اید؟

تولایی: ما ایرانیان با استعداد و افتخارآفرینی داریم که بسیاری از کرسی‌های علمی جهان را در اختیار دارند، بنابراین با توجه به این استعداد خدادادی و متفاوت بودن کشورمان نسبت به سایر کشورها می‌توانیم از این فرصت‌ها برای تعالی و ترقی کشورمان استفاده کنیم

برای حل این مشکل به سراغ باانگیزه‌ترین آحاد جامعه که بسیجیان هستند، رفتیم چون بسیج به عنوان امتداد مردمی همه دستگاه‌های نظام و حاکمیت و نهاد واسط بین عرصه‌های نیاز و توان می‌تواند این خلأها را جبران کند و فاصله بین قابلیت تا فعلیت را کاهش دهد تا بتدریج علم و نوآوری در کشور سودآور و فضا برای حرکت پژوهشی و ریسک کردن و زمینه تولید ثروت از ایده به یک اختراع و ابتکار فراهم شود. مثلا استاد بسیجی باید یکی از دغدغه‌هایش برطرف کردن نیازهای جامعه باشد. نیازهای جامعه است که باید به وسیله استادان دلسوز، به پایان‌نامه تبدیل و به یک جوان پرحرارت و انرژی و پرتلاش سپرده شود. دغدغه‌های بخش صنعت باید به وسیله مهندسان بسیجی شناخته و به جامعه عرضه شود. کارمند بسیجی داخل وزارتخانه باید دست یک پژوهشگر، مبتکر و مخترع را بگیرد و از مسیرهای بروکراتیک داخل سازمان‌ها رد کند و او را به هدفش برساند. همچنین بسیج عضو اصناف یعنی کاسب بسیجی باید دلش برای فرزندان بااستعداد و جوانان خلاق جامعه بسوزد و کالای جوان خلاق ایرانی را در ویترین خود عرضه کند، اما در شرایطی که ما در نبرد مستقیم فکری و جنگ نرم و سایبری با برخی کشورهای دنیا هستیم، تمام تابلوهای تبلیغاتی کشور ما به کالاهایی از همان کشورها اختصاص پیدا کرده است. پس برای رسیدن به افق 50 ساله اقتدار علمی کشور باید حتی خانم‌های خانه‌داری که فرزندان نسل آینده را پرورش می‌دهد و تربیت می‌کند نیز احساسش این باشد که فرزند من در آینده باید به عنوان یک پروفسور این نظام در رشته‌های مختلف خدمت کند، به این طریق فرزندی با انگیزه پرورش خواهد داد.

جدا از این خلأها و روابط نامطلوب بین صنعت و دانشگاه، شاید بازار تولید داخلی مقرون به صرفه نباشد که این واردات انجام می‌شود.

در بحث واردات و چرخش اقتصادی در کشور برای ایجاد و اشتغال یک منطق جامعه‌شناسانه وجود دارد که اگر ما توانستیم نیازمندی‌ها را به سمت تولید کارخانه هدایت کنیم و این کارخانه برون‌ده باشد تا سطح تولید بالا برود، محصول تولیدی اقتصادی‌تری را می‌تواند عرضه کند، مثلا اگر صنعت نساجی بتواند برای تامین نیازهای جامعه، ظرفیت‌های پژوهشی دانشگاه‌ها را برای ارتقای علم و فناوری به خدمت بگیرد، محصول تولیدی با کیفیت مطلوبی تولید خواهد کرد و به دلیل ارائه فناوری جدید،قیمت تمام شده آن نیز کمتر خواهد شد. در این صورت است که این کالا می‌تواند در مقابل کالای وارداتی رقابت کند. حال اگر کارخانه‌ای بر مبنای تکنولوژی 50 ساله خود بخواهد محصول تولید کند و انرژی زیادی به خاطر استهلاک ماشین‌آلات بسیار سنگینش صرف کند، طبیعی است یک پارچه بی‌کیفیت و با قیمت بالا تولید خواهد کرد. در صورتی که مصرف‌کننده می‌تواند از کالای مرغوب‌تر و ارزان‌تر وارداتی خرید کند. به نظرمن این اتفاق مانند یک بیماری است همان طور که بیماری به پزشک مراجعه می‌کند و پزشک معالج به او می‌گوید شما به دلیل کم‌تحرکی و تغذیه نامناسب در معرض خطر این بیماری قرار گرفته‌اید و بدنتان ضعیف شده و نمی‌توانید در مقابل این ویروس مقاومت کنید. اگرعرصه اقتصادی و تولیدی نیز به حال خود رهاشود، تکنولوژی آن قدیمی خواهد شد، در نتیجه این فرصت شغلی به سایر کشورها داده می‌شود و کالاهای وارداتی ارزان‌تر از تولید داخلی خواهد شد. پس اگر تمام سرمایه‌های ملی ما صرف واردات بشود، کارخانه‌های ما چطور باید بگردند؟

فکر می‌کنید با مدیریت واردات چند درصد بتوانیم فرصت شغلی برای جوانان ایجاد کنیم؟

به ازای هر یک میلیارد دلار واردات 200 هزار فرصت شغلی از بین می‌رود. اگر ما میلیاردها دلاری را که صرف واردات می‌کنیم، صرف اشتغال کنیم میلیون‌ها فرصت شغلی ایجاد خواهیم کرد.

فرزانه صدقی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها