حرف‌هایی از جنس زمان

مجید مجیدی چهره خبرساز دیگر این هفته ماست، اما خیالتان راحت باشد او چیزی نگفته است و انگار که همچنان از دیالوگ خوشش نمی‌آید، اما چه اشکالی دارد تحمل این سکوت و کم‌حرفی به تولید آن آثار ارزشمند می‌ارزد.
کد خبر: ۴۸۵۷۳۱

در روزهای اخیر صحبت‌های زیادی درخصوص دستمزد عوامل فیلم سینمایی «محمد(ص)‌« به کارگردانی مجیدی مطرح شده است که بهانه آن اختلاف دستمزد عوامل داخلی و خارجی این پروژه است.

صرف‌نظر از صحت و سقم این میزان دستمزدهای اعلام شده و تفاوت آنها، آنچه ما را بر آن داشت که مجیدی چهره خبرساز باشد، این بود که به این بهانه از پروژه عظیم محمد(ص)‌ بگوییم و یادآور شویم ساخت اثری درخصوص زندگی پیامبر بزرگوارمان، آن هم توسط یک کارگردان ایرانی بسیار پروژه حساسی است که وسواس زیادی می‌طلبد و به‌طور قطع همه چیز این پروژه باید در حد کمال باشد و چه ایرادی دارد از کنار برخی مسائل حاشیه‌ای اینچنینی بگذریم و اجازه بدهیم هر کسی که (حالا چه داخلی چه خارجی) توانایی ارائه بهترین خدمات را دارد، در این پروژه به کار گرفته شود. و البته مجید مجیدی با سکوتش در این مواقع باید که چهره خبرساز ما می‌شد.

ماندگار شدن با صدا

پدر دوبلاژ ایران که علی کسمایی باشد، خبرساز شد چون رفت، نبود بعضی‌ها چقدر سخت است و نمی‌شود جایشان را پر کرد. مدیر دوبلاژ هزاردستان و سربداران و شازده احتجاب، دکتر ژیواگو، بانوی زیبای من، اشک‌ها و لبخندها و هملت آثاری از این دست که تنها آنها هزاران خاطره را در دل پیر و جوان امروزی زنده می‌کند. کسی که بسیاری از مدیران دوبلاژ امروزی از او با عنوان استاد یاد می‌کنند.

علی کسمایی مردی بود که در جوانی آرزوی سفیر شدن داشت و به همین خاطر هم علوم سیاسی خوانده بود و خدا کند ببخشد ما را اگر می‌گوییم چه خوب که سفیر نشدی تا دوبله ایران تو را از دست نداده باشد.

علی کسمایی همان بود که سال‌ها پیش خودش را باز نشسته کرد تا عرصه برای جوانان باز شود و همین شد که حاصل این بازنشستگی‌اش تهیه چند کتاب چون «ریا در شعر حافظ»، «خدا و قرآن در شعر حافظ»، «دیروز ـ امروز؛ سروده‌هایی در هنگامه زمان»، «مصدق نامه»، «فردا» و کتاب‌های دیگر شد.

برای روحش آرامش از خدا می‌خواهیم و سپاسش می‌گوییم برای همه آنچه که از لذت دوبله فارسی به مخاطبان ایرانی هدیه داد.

چاق و لاغر دوباره می‌آیند

چهره دیگر این هفته یا بهتر است بگوییم دو چهره دیگر این هفته چاق و لاغر هستند؛ همان دو عروسک با بارانی‌هایی که به تنشان زار می‌زد و آن داستان‌های پلیسی و تعلیق و خودروی ژیان و... قرار است این دو امسال دوباره و به اصطلاح امروزی‌ها در ورژن جدید به تلویزیون برگردند و این اتفاق خوشحال‌کننده و فرخنده‌ای است، اما درست در چنین لحظاتی است که یکی از همان سوال‌های تاریخی در ذهن آدمی شکل می‌گیرد؛ این‌که چرا پس از گذشت سال‌ها از ساخت این سریال و خلق خاطره‌ها و نوستالژی‌ها، سریالی با این حس و حال با این شکل و شمایل نباید ساخته می‌شد؟ گرچه نفس این عمل بسیار نیکو و موضوعی بسیار عادی در سراسر دنیاست، اما خوب که دقت کنی دنیای برنامه‌های عروسکی ما در مقطعی راکد مانده است و اگر چیز تازه‌ای هست بر پایه تجربه‌ای موفق در گذشته است، درست مثل کلاه قرمزی و پسر خاله ایرج طهماسب که هوشمندانه به روز و بحق با اقبال فوق‌العاده مخاطب روبه‌رو شدند.

بعید نیست همین روزها خوشحال شویم از آمدن زی‌زی گولو و گربه آوازه‌خوان و بهادر و دیگر عروسک‌های نسل ما، یعنی یک نسل پیش.

خاموشی ماهواره با رادیو تابستانه

رادیو تابستانه چند روزی است که فعالیت خود را با سر و صدای زیاد آغاز کرده است. البته به طور حتم الان فرصت مناسبی برای نقد و نظر دادن درباره کم و کیف این رادیو نیست، اما یکی دیگر از چهره‌های خبرساز این هفته ما رضا رضایی مدیر رادیو تابستانه است.

او چهره خبرساز شده است نه برای این‌که گفته: «مخاطبان به ما می‌گویند که ماهواره‌ها را خاموش کرده‌اند و همچنین پلیرهای موزیک، تلویزیون و اینترنت را و روزانه چند ساعت رادیو تابستانه گوش می‌دهند.»

رضایی چهره خبرساز این هفته شده است چون اگر همه آن چیزی که درباره اهداف و رویکردها و مدل برنامه‌سازی رادیو تابستانه گفته باشد، عملی شود اتفاق خوبی در رادیو می‌افتد، تحولی تابستانی و رنگ و لعابی که اتفاقا رادیو به آن نیاز دارد.

همگان روند و آیند و فراستی بماند

چهره دیگر این هفته ما کسی نیست چون مسعود فراستی. هر که نداند من و شما خوب می‌دانیم که این داستان برنامه هفت در هفته‌های اخیر چقدر خبرساز بود و چقدر هم چهره خبرساز برایمان فراهم کرد، اما با تمام حرف و حدیث‌ها و موافقت‌ها و مخالفت‌ها سری جدید برنامه هفت آغاز شد.

این‌که شروع این سری جدید از «هفت» چه تفاوتی با هفت سابق داشت و مقایسه گبرلو با جیرانی به بحث امروز ما مربوط نمی‌شود، اما باید اشاره کرد که در ابتدای برنامه گبرلو از جیرانی تشکر کرد و بعد درباره اهداف سری جدید صحبت کرد و برنامه آغاز شد، اما چهره خبرساز ما مسعود فراستی که پای ثابت برنامه‌های جیرانی بود و در دور قبلی هفت حرف و حدیث‌ها و انتقادهای زیادی را باعث می‌شد و جیرانی تمام آنها را به جان می‌خرید، اما جیرانی که رفت همه عواملش را با خود برد یا همه خودشان رفتند.

حتی بعدش گفتند لوگو و نام‌مان را هم دوست داریم با خودمان ببریم، که ما البته کاری به درست و غلط این تعصب نداریم، اما مسعود فراستی همچنان ماند و همچنان آرام حرف زد و همچنان خونسرد و این بی‌تفاوتی به اتفاقاتی که افتاده نمی‌دانیم تامل‌برانگیز است، تحسین‌برانگیز است یا اصلا بهتر است با فراست تمام از کنار فراستی عزیز بگذریم؟

محسن تنابنده، بار دیگر پایتخت‌

محسن تنابنده، دیگر چهره خبرساز این هفته ماست. او بدون شک چهره نوروزی همیشه به یادماندنی این چند سال اخیر است که با بازی و متن بسیار قوی سریال «پایتخت» در ذهن همه حتی کسانی که اولین بار بود اسمش را می‌شنیدند، حک شد.

تنابنده که در حال نگارش سری دوم سریال پایتخت است در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر گفته به منظور جلوگیری از بروز مشکلات احتمالی از همین الان در حال برنامه‌ریزی برای تولید این سریال هستند.

این جمله حیرت‌آور است و چقدر دوست داریم این را به تکرار از زبان همه تولیدکنندگان برنامه‌های تلویزیونی بشنویم تا دست آخر و در پاسخ به ایرادات وارده به آثار تولیدی پاسخی اینچنینی نداشته باشند که زمان محدود بود و ما با خودمان فکر کنیم مگر نوروز، ماه مبارک رمضان و مناسبت‌هایی از این دست اتفاقی هستند که ناگهان بیفتند و ما فرصت کم بیاوریم برای آمادگی؟

محسن تنابنده نوید خوبی برای نوروز 92 می‌دهد و بناگاه یاد نوروز 90 و لحظه‌هایی که او برای بینندگان تلویزیون ساخت می‌افتیم، گرچه حضور بابا پنجعلی (علیرضا خمسه) و کاراکتر فوق‌العاده و بازی فوق‌العاده خمسه یکی از نقاط عطف سریال بود که امیدواریم در سری جدید هم شاهد تکرارش باشیم.

کیانیان از مردم طلبکار نیست

رضا کیانیان هر وقت در تلویزیون ظاهر شده خوب درخشیده است.

فرقی نمی‌کند در چه نقشی؛ می‌خواهد نقشی تاریخی مثل زبیر (مجموعه مختارنامه) باشد یا نقش پدری در خانواده‌ای کاملا امروزی که مسائل خاص خودش را هم دارد. خلاصه رضا کیانیان درخشیدن را خوب بلد است، با این همه او هرگز خودش را طلبکار مردم نمی‌داند و انتظاری هم ندارد که حتما دوست داشته شود.

این حرف او، آن هم در شرایطی که خیلی‌ها عادت کرده‌اند هر کاری که می‌کنند به پای مردم و منتش را هم سر ملت بگذارند قابل تأمل است. از بازیگری می‌پرسند چقدر پرکار شده‌ای، می‌گوید قصدم خدمت به مردم است. به دیگری می‌گویند چرا کم‌کار می‌کنی؟ پاسخ می‌دهد هر جا احساس کنم می‌توانم به مردم خدمت کنم حتما کار خواهم کرد.

خلاصه این‌که در این اوضاع و احوال خیلی‌ها برای دلشان کار می‌کنند و به حساب مردم می‌نویسند، اما این وسط ستاره‌ای مثل رضا کیانیان هم پیدا می‌شود که بگوید: من اصلا برای مخاطب کار نمی‌کنم، بلکه اعتقادات، تفکر و لذت‌هایی در زندگی دارم که برای آنها کار می‌کنم. اگر مخاطب دوست داشت که از او تشکر می‌کنم، اگر نداشت باز هم از او تشکر می‌کنم. اصلا هم قرار نیست همه از من خوششان بیاید.

این بازیگر در نشست خبری سریال راه طولانی خانه در حضور خبرنگاران با انتقاد از کسانی که می‌گویند برای مردم کار می‌کنند، گفت: من هیچ وقت چنین ادعایی ندارم، آن افراد هم از مردم طلبکار هستند. این حرف‌های او اسباب امید و شادمانی می‌شود برای این‌که باور کنیم هنوز هستند هنرمندانی که صادقانه با مردم سخن بگویند و البته محبوب هم باشند.(جام جم - ضمیمه قاب کوچک)

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها