در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پرور درباره یکی از حوادث زندگیاش میگوید: نمایش «پسرک خیالباف» به کارگردانی آرش سهرابی را در جشنواره تئاتر دانشجویی در همدان به صحنه میبردیم.
من تا آن زمان با دکور تمرین نکرده بودم. من در پرده اول بازی داشتم و بعد باید صحنه را ترک میکردم. در تمرینهایمان عادت داشتم بعد از اینکه از پلهها بالا میرفتم، در را باز میکردم و از صحنه براحتی خارج شدم. غافل از اینکه سکوی پشت در را در اجرای اصلی برداشته بودند و من ناغافل در را باز کردم و دو قدم بلند برداشتم که با دومی به پشت صحنه از ارتفاع یک مترو نیم سقوط کردم.
بعد از آن که بچههای پشت صحنه صدای نالهام را شنیدند به کمکم آمدند.
از این حادثه برایم درد و کبودی پاهایم به جا ماند. جالب اینکه در صحنه بعدی هم بازی داشتم و دوباره روی صحنه رفتم! نمیدانم چرا هیچوقت پیش نیامده روی صحنه تئاتر حتی عطسهام بگیرد. انگار نیرویی وجود دارد که مواظبم هست و تازه بعد از اجراست که متوجه میشوم چقدر آسیب دیدهام.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: