زوایای پنهان زندگی 2 جانی پاکدشت

روز گذشته با تحقیق از 2 جانی پاکدشت و قیام دشت ، وضعیت خانوادگی و شخصیتی هر 2 متهم اعلام شد.
کد خبر: ۴۸۴۷۴

این 2 متهم زندگی پرفراز و نشیبی را پشت سرگذاشته اند که از هم گسیختگی خانواده ، عدم پاسخگویی به نیازهای روزمره و امثالهم ، از آنها 2 موجود خطرناک ساخته است.

محمد بیجه کیست؛

محمد بیجه ، متهم ردیف اول پرونده قتلهای زنجیره ای پاکدشت به گفته بازجویان پرونده از هوش بالایی برخوردار است و تمامی قربانیان و زمان قتل آنها را بخوبی به خاطر دارد. او 23 سال دارد متولد شهرستان تربت حیدریه است و تا 5 سالگی نیز در این شهر زندگی کرده و پس از آن همراه خانواده اش به تهران مهاجرت کرده و در قیام دشت و سپس پاکدشت تهران ساکن شده است . پدر محمد بیجه کارگر کوره های آجرپزی پاکدشت است و به خاطر مشکلات مالی پس از کلاس پنجم ابتدایی ، ترک تحصیل کرده و به جمع کردن زباله پرداخته است.

تجربه تلخ

محمد بیجه در دوران زندگی خود با 3 تجربه روبه رو می شود که این تجربیات تلخ باعث انتقام گرفتن او از اجتماع و بخصوص کودکان می شود. نخستین تجربه تلخ او در دوران زباله جمع کنی اتفاق می افتد که در بیابان های اطراف از سوی 2مرد مورد آزار قرار می گیرد و بشدت از ناحیه سر آسیب می بیند اما او دراین باره با کسی صحبت نمی کند و علت شکستگی سرش را تصادف عنوان می کند. در 17 یا 18 سالگی او به یک دختر افغانی علاقه مند می شود که با او قرار فرار نیز می گذارد اما زمانی که خانواده به این موضوع پی می برد ، با مخالفت آنها روبه رو می شود و از این ازدواج می گذرد. سومین تجربه تلخ او زمانی اتفاق می افتد که او به دختر یکی از اقوام که سال آخر دبیرستان درس می خواند ، علاقه مند می شود اما این دختر در همان سال اول با قبولی در دانشگاه ، موضوع ازدواج را نیز منتفی می کند. به گفته بیجه ، بعد از این موضوع ، او دیگر هیچ علاقه ای برای کار و ادامه زندگی نداشته و تمامی درآمد خود را صرف ولگردی و عیاشی می کرده است اما در عین حال او جوان سر به زیر و بسیار آرامی بوده است . یکی از همسایگان آنها درباره او می گوید: او در اوایل با کار در کوره آجرپزی به خانواده اش کمک می کرد اما پس از مدتی کارش را رها کرد و بیشتر اوقات در بالای تپه ای مشرف به محل کار خانواده اش می نشست و به یک نقطه خیره می شد. طبقه گفته های مسوولان پرونده پاکدشت ، او فاقد سابقه کیفری است و تنها یک بار در سال 82 به اتهام قتلهای پاکدشت به همراه 24 مظنون دیگر بازداشت شده که پس از بازجویی در اداره آگاهی به دستور بازپرس پرونده به اداره اطلاعات منتقل می شود که پس از 2 ماه با قرار آزاد می شود. او تاکنون به قتل 10 کودک از مجموع 16 کودک به قتل رسیده اعتراف کرده و در 2فقره از جنایت های دیگر نیز با علی باغی و مشارکت داشته است . او تاثیر بسیار زیادی بر علی باغی همدست خود گذاشته است و علی باغی به دلیل اعتیاد و نیز ترسی که از او داشته ، بدون چون و چرا دستورات او را اجرای کرده است.

تزریق سیانور

مجید بیچه پس از مدتی با اعتیاد به قتل کودکان ، روش جدیدی را برای اطمینان از قتل آنها به کار می برد. برای این کار سیانور صنعتی به کتف و کمر آنها تزریق می کرده و بعد اجساد را می سوزانده و سپس دفن می کرده است . او درباره شیوه سوزاندن اجساد به بازپرس پرونده می گوید: اجساد کودکانی را که نزدیک کوره آجرپزی به قتل رسانده بودم ، در داخل کوره می انداختم ولی اجساد کودکانی را که در بیابان کشته بودم ، با لاستیک و چوب به آتش می کشیدم و سپس جسد نیم سوخته را دفن می کردم و برای آن که کسی متوجه بوی تعفن آنها نشود ، در نزدیکی جسد آنها لاشه حیوانات مثل الاغ و سگ و گربه قرار می دادم.

اعتیاد به قتل

محمد بیجه درباره دلیل قتل کودکان بعد از آزار آنها می گوید: با کشتن آنها و دیدن خون احساس لذت بیشتری می کردم و می خواستم از همه آنها انتقام بگیرم.

همدست بیجه کیست؛

علی غلامپور معروف به باغی ، دومین متهم پرونده قتلهای زنجیره ای کودکان پاکدشتی 31 ساله و متولد گنبدکاووس است . او یک بار ازدواج کرده و حاصل این ازدواج یک کودک است که با مادرش زندگی می کند، همسر او به دلیل فساد اخلاقی شوهرش و سوابق متعدد دستگیری از او جدا شده به تنهایی زندگی می کند. او سوابق متعددی از شرارت ، فساد اخلاقی ، حمل و مصرف مواد مخدر و سرقت دارد که تعداد پرونده های او در قیام دشت 20 فقره است . او در دوران کودکی مادر خود را از دست داده و همراه پدر و نامادری اش به تهران مهاجرت کرده و در پاکدشت ساکن شده است . پدر و نامادری او هر دو به موادمخدر اعتیاد دارند و از کودکی به او تریاک می خورانده اند ؛ به طوری که او در 5 سالگی به تریاک معتاد و از آن زمان موادمخدر مصرف می کرده است . در 8 سالگی برای نخستین بار به جرم حمل موادمخدر دستگیر می شود او به دلیل شرارت های بسیار و عصبی بودن مدتها از سوی دوستان و همسالانش طرد می شود تا این که در سال 77 با محمد بیجه در نزدیک کوره پزخانه های پاکدشت آشنا می شود و رابطه ای صمیمی با او برقرار می کند که به مدت 8 سال تا دستگیری آنها ادامه می یابد. او بشدت تحت تاثیر محمد بیجه قرار داشته و دستورات او را اجرا می کرده و زمانی که محمد بیجه دستگیر می شده او برای رد گم کردن ، کودک دیگری را به قتل می رسانده است . در چند فقره قتل با محمد بیجه مشارکت داشته و 4 قتل را نیز به تنهایی مرتکب شده است. در سوابق او روابط با زنان خیابانی نیز وجود دارد ولی پس از آشنایی با بیجه به آزار و اذیت کودکان می پردازد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها