در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قطعا جمعهشب، با وجود همه حساسیتهای یک «برنامه اول»، کسی دست خالی از پای تلویزیون برنگشت.
از این برنامه، میشود هفت نکته را استخراج کرد و کوتاه به آنها پرداخت.
برخورد تحلیلی و رسانهای
رسانهای بودن محمود گبرلو برای «هفت» یک امتیاز است. او ضمن آشنایی با قواعد کار رسانهای ارتباط خوبی با سینماگران کشور دارد و جریانهای فعال در این عرصه را نیز خوب میشناسد. این سرمایهای است که میتواند ژورنالیسم رسانهای را با نگاهی تحلیلگرایانه بیامیزد.
مردمی بودن، خطمشی «هفت»
شاید «هفت» در گذشته برای مخاطب عام جذابیتهایی داشت، اما در ادامه کمکم به برنامهای اختصاصی برای اهالی سینما بدل شد.
اما در سری جدید «هفت» گبرلو در ابتدای برنامه گفت که «هفت» قرار است برنامهای برای مردم باشد و این مانیفست دوره جدید هفت است؛ قطعا مخاطب سینما، فقط آن مخاطبی نیست که این روزها به سالن سینما میرود و فیلم میبیند.
«هفت» باید بتواند مخاطب خاموش سینمای ایران را هم به سالن سینما بیاورد و این جمعیت گریزان را به مخاطبان اصلی سینما تبدیل کند. لازمه این کار، توجه به پسندها و سلایق مختلف مردم است.
گبرلو با میدان دادن به سینماگران و منتقدان از طیفهای مختلف (از آئیش تا بهمنی، از پورصباغ تا دانش) از همین ابتدای کار نشان داد که تصمیم دارد به همه سلایق توجه کند.
روش تحلیلی «هفت»
محمود گبرلو، روزنامهنگار و منتقد مجربی است. رییس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی بوده و گاه، نظرات و رویکردهای صریحی را درباره مسائل سینما در رسانههای مختلف ارائه داده، اما در اجرای «هفت»، رویکردی مبتنی بر اطلاعرسانی و تحلیل منصفانه و عادلانه را انتخاب کرده است.
مجلهای که «زرد» نیست
شاید برخی پس از دیدن اولین قسمت سری جدید «هفت» بگویند که «برنامه داغ نبود»، یا «جنجالی نداشت». به نظر میرسد، «هفت» جدید نشان داد قرار نیست به جنجالآفرینی کاذب بیندیشد و به قول اهالی مطبوعات، «زرد» باشد.
درجه حرارت برنامه از تلاقی بحثها (مثلا در بحث اکران یا در بخش نقد فیلم) بهطور منطقی بالا رفت و البته جا دارد که با تمرکز بیشتر روی موضوعات خبری ملتهب، گرمتر از این هم بشود اما نباید انتظار داشت الگوی فلان برنامه ورزشی برای برنامه «هفت» هم تجویز شود که اگر چنین شود به نفع سینمای ایران نخواهد بود.
مصداق بارز این نکته، گفتوگوی جذاب اما کاملا تخصصی سعید داخ با فرهاد آئیش در برنامه جمعه شب است؛ بحثی که اگر جزئی و تخصصی پیش نمیرفت، چه بسا به «زردی» میگرایید، اما مدیریت شد و به بیراهه نرفت.
جایگاه نقد و اعتبار منتقد
نگارنده، اردیبهشت سال گذشته در یادداشتی با اشاره به طیف وسیعی از منتقدانی که میتوانند به یاری «هفت» بیایند، یادآور شد: برنامه «هفت» اگر به فکر حفظ جایگاه «نقد» و «منتقد» است، باید هر چه زودتر به فکر استفاده از دیگر چهرههای برجسته نقد فیلم در کشور باشد، چرا که ادامه روند فعلی بیشتر از آن که به سینمای ایران کمک کند، به ضرر وجهه همه منتقدان سینمایی است و البته در درجه اول، خود مسعود فراستی که سالهای سال، در رسانههای مکتوب سینمایی صاحب جایگاه بوده و در دانش، سلیقه، استقلال و دلسوزی او بحثی نیست، اما منطقی نیست که نه او و نه هیچ منتقد دیگری، خود را فدای سینمای ایران کند.
آینده هفت
هفت راه سادهای پیشرو ندارد، چرا که همچنان در تیررس طیفهایی است که حتی علیه «هفت» جیرانی نیز نامهنگاری کردند با وجود این، مسلم آن است که «هفت» تریبون رسمی سینمای ایران در تلویزیون است و این افراد، تشکلها و طیفها هستند که بهواسطه منافع خود هم که شده به حضور در این برنامه زنده، نیاز دارند و چه بهتر که آینده «هفت» بر مبنای مشارکت حداکثری اهالی سینما و رسانه شکل بگیرد.
علی افشار - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: