در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش جامجم، چند روز پیش مردی با حضور در اداره پلیس آگاهی استان ایلام علیه جوانی به اتهام ربودن دختر دانشجویش شکایت کرد.
شاکی گفت: دخترم قرار بود با مرد جوانی ازدواج کند، اما پس از تحقیق درباره او، نظرش عوض شد و از مرد جوان خواست برای همیشه او را فراموش کند، اما مرد خواستگار حاضر به این کار نبود.
وی اضافه کرد: روزحادثه دخترم به قصد رفتن به پارکی همراه دوستانش از خانه خارج شدو دیگر برنگشت. در پی غیبت او با تلفن دوستانش تماس گرفتیم، اما همگی اظهار بیاطلاعی کردند و گفتند دخترم با آنها همراه نشده است.
خواستگار، آدمربا بود
وی یادآور شد: در حالی که جستجوهایمان برای یافتن فرزندم ادامه داشت، خواستگار قبلی دخترم در تماس تلفنی با ما گفت که دخترمان را ربوده و در صورتی او را آزاد میکند که با ازدواج آنها موافقت کنیم.
با تشکیل پروندهای در این رابطه، کارآگاهان پلیس آگاهی تحقیقات را آغاز کردند.
ماموران با هماهنگی قضایی به خانه پدری متهم اعزام و در تحقیق از اعضای خانواده وی متوجه شدند آنها از آدمربایی اطلاعی ندارند و پسرشان از روز گذشته خانه را ترک کرده و برنگشته است. به این ترتیب، جستجوی ماموران برای نجات دختر ربوده شده ادامه داشت تا این که اطلاع یافتند فرد رباینده، دختر دانشجو را به خانه عمویش ـ که به سفر رفته ـ منتقل و در آنجا زندانی کرده است.
ماموران عازم محل مذکور شدند و دختر جوان را همراه مرد دیگری که هر کدام در اتاقی زندانی شده بودند نجات دادند، اما خبری از آدمربا نبود.
این پسر و دختر پس از آزادی برای تحقیقات به پلیس آگـــاهی انتقال یافتند.
دختر دانشجو از ماجرای آدمربایی گفت
دختر جوان با اشاره به ربوده شدن خود از سوی خواستگار سابقش گفت: روز حادثه میخواستم به دوستانم در پارک ملحق شوم که از پسر مورد علاقهام که قرار است با هم ازدواج کنیم، خواستم سراغم بیاید و دو نفری به پارک برویم.
وی اضافه کرد: هر دو با خودرو به طرف پارک به راه افتادیم که ناگهان خواستگار سابقم راهمان را سد کرد و با تهدید چاقو سوارخودرو شد و از مرد مورد علاقهام خواست حرکت کند.
دختر جوان یادآور شد: او ما را به خانهای منتقل و زندانی کرد و پسر مورد علاقهام را نیز کتک زد. مرد ربوده شده نیز در بازجویی گفتههای دختر جوان را تایید کرد.
آدمربا خود را تسلیم کرد
آدمربای فراری نیز وقتی متوجه شد ماموران پلیس سایهبهسایه در تعقیبش هستند و راهی برای فرار ندارد، خود را تسلیم پلیس کرد.
او درباره ربودن دختر و پسر جوان گفت: پنج سال پیش با دختر جوان آشنا شده و تصمیم به ازدواج گرفتیم، اما او یکباره از ازدواج با من صرفنظر کرد تا این که مدتی پیش از طریق دوستانم شنیدم او با جوانی آشنا شده و قصد ازدواج دارد.
متهم اضافه کرد: روز حادثه آن دو را تهدید و به خانه عمویم منتقل کردم و قصد داشتم هر دو را در همان خانه به قتل برسانم، اما موفق نشدم.
وی یادآور شد: وقتی متوجه شدم پلیس در تعقیب من است، متواری شدم اما سرانجام تصمیم گرفتم خود را تسلیم کنم.
بنابراین گزارش، مرد آدمربا با قرار قانونی روانه زندان شد. تحقیقات تکمیلی از او ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: