در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما وقتی این برنامه بلندمدت را با محمد مطرح کرد، محمد گفت: حوصله داری. یک طوری برنامهریزی میکنی که انگار قرار است صد سال بیدردسر زندگی کنی. من این همه پول از کجا بیاورم به تو بدهم که تو برای خودت این نقشهها را کشیدهای.
محمد یک مغازه پارچهفروشی در یکی از خیابانهای مرکزی شهر داشت. هر وقت که فروش خوب بود یک گوسفند میخرید و فک و فامیل را دعوت میکرد که به ضیافت بیایند. گاهی چهل پنجاه نفر پای سفرهاش مینشستند.
اما طاهره کمکم او را متقاعد کرد که اگر تو فروش خوبی میکنی به دلیل این است که من توی خانه صبوری میکنم و خیالت از خانه راحت است و اگر تا نیمهشب نیایی صدایم در نمیآید. پس چرا وقتی فروشت خوب است برای من یک تکه طلا هدیه نمیخری؟ من که این طلاها را خانه بابایم نمیبرم، سرمایه زندگیمان میشود.
محمد کمکم از ریخت و پاش خود کم کرد و مهمانی و سور دادنش را مختصرتر کرد و برای همسرش که خیلی دوستش داشت طلا خرید.
بعد کمکم طاهره او را متقاعد کرد که وقتی فروش خوب است هم برای روز مبادا پس اندازی هرچند مختصر داشته باشد.
با این کار بعد از چند سال محمد وقتی از کسادی کار مینالید همسرش گفت: شما میتوانی در بازار یک حجره داشته باشی که کارت رونق بیشتری بگیرد.
محمد فکر نمی کرد پساندازهای همسرش اینقدر شده باشد که بتوان چنین تحولی ایجاد کرد، اما متوجه شد همان مبالغ ماهانه و گاه و بیگاه اکنون مبلغ زیادی شده است.
محمد به همسرش اعتماد کرد و اگر هرچیز را فراموش میکرد سپردن پسانداز نزد همسرش را فراموش نمیکرد. وضع خوبتر میشد و پسانداز بیشتر و طبق پیشبینی طاهره آنها یک خانه بزرگ خریدند و خانه کوچکشان را اجاره دادند. بعدها یک زمین در شمال تهران که خوش آب و هواتر بود خریدند که به آنها سود سرشاری رساند.
آنها یک زوج معمولی بودند، اما وقتی با اعتماد به یکدیگر برای زندگی خودشان برنامهریزی کردند توانستند برای 4 فرزند خود زندگی مرفهی فراهم کنند و برای خود دوران سالمندی مطمئن بسازند.
محمد اخیرا عمل قلب باز داشت و هزینه زیادی روی دستشان گذاشت، اما خم به ابرو نیاورد؛ زیرا اندوخته جوانی همینجا به دردشان میخورد.
ماهی 2 گرم طلا درخواستی که طاهره از همسرش داشت الان چنان سرمایهای شده است که هیچ نیازی به کارکردن یا پولی به نام حقوق بازنشستگی نداشته باشند.
برنامهای برای آسودگی
سخت است وقتی ماهی دوسوم از درآمدتان به اقساط داده میشود. اما معمولا میشود در زندگی هزینهها را کاهش داد و روزهای پرباری هست که میشود طی آن درآمد را اضافه کرد و پسانداز بیشتری داشت.
قدیمیها میگفتند پول پول میآورد، این درست است. هر پسانداز یک فرصت اقتصادی است که اگر آن را خوب مدیریت کنید روند پسانداز شما بیشتر و بیشتر میشود و رفتهرفته متوجه میشوید سرمایهتان است که دارد کار میکند نه خود شما.
کمی کارکردن سخت و سنگین برای مدتی محدود کسی را از پا نمیاندازد، اما اگر روزهایی را که توان کارکردن و ذخیره برای روزهای پیری داریم به سهلانگاری بگذرانیم روز پیری کسی نیست که دستمان را بگیرد.
به حقوق بازنشستگی دل نبندید
حقوق بازنشستگی چیزی نیست که بتوانید به آن دل ببندید. در خیلی از ادارات اضافه کاریهای ثابت و متغیری که برای تشویق یا ترمیم حقوق پرداخت میشود بیش از نیمی از دریافتی کارمند را تشکیل میدهد که وقتی به خاطر بازنشستگی حذف شود چیز زیادی از آن باقی نمیماند.
نادر ساجدی، بازنشسته آموزش و پرورش میگوید: حقوق بازنشستگی چندان نیست که نیازهای یک خانواده را کفاف دهد. من چند نوه و فرزند دارم و اگر هزینه رفت و آمد آنها و خرید هدیه برای تولدها را هم حساب کنم، حقوقم تمام میشود. اما من در تمام سالهای جوانی پسانداز میکردم. همسرم میگفت خسیسی نکن. بگذار راحت زندگی کنیم، اما من میگفتم الان طاقت داریم هرچه دلمان میخواهد نخریم، اما پیر که شدیم و طاقت سختی را نداریم راحتی بیشتر ضرورت پیدا میکند و الان همسرم میبیند که حق با من بوده است. اگر پسانداز نداشتم، نمیتوانستم بچهها هر وقت نیاز دارند به آنها قرض دهم. در این دوره و زمانه همین چیزها اهمیت سالمند را در خانواده حفظ میکند.
اگر پسانداز نکرده بودم نمیشد از پس بیماریهای وقت و بیوقت سالهای پیری برآمد. امروز همه چیز بهتر شده است، زیرا درآمدی که از پسانداز دارم از حقوق بازنشستگیام بیشتر است وهمه راضی هستیم.
اقتصاد در خانواده
حسین زندی، کارشناس اقتصادی در مورد شیوه برنامهریزی برای سالمندی میگوید: اگر شخص از همان ابتدا برای خود سیستمی شبیه بازنشستگی طراحی و بخشی از حقوق خود را پسانداز کند، بعد از چند سال سرمایهای دارد که میتواند آن را به کار بیندازد و چند برابرش کند. سپردن سرمایه به کارگزاران بورس، پیش خرید خودرو و فروش آن به مبلغی بالاتر، سرمایهگذاری در بخش مسکن و حساس بودن نسبت به افزایش و کاهش ارزش نرخ ارز و طلا کارهایی است که امروز اغلب مردم به عنوان سرمایهگذاری روزمره و جنبی انجام میدهند.
این کارشناس میافزاید: در آمد خانوار از همان ابتدا باید تقسیمبندی شود و کاری که با بودجه یک کشور میکنند با در آمد خانواده نیز باید کرد. بخشی برای نیازهای اولیه، بخشی برای تحصیلات و ارتقای دانش خانواده، بخش دیگر برای بهداشت و درمان، بخشی برای تامین وسایل رفاهی خانواده و پساندازی برای استهلاک وسایل و محل سکونت، یک قسمت برای تفریحات خانواده و یک قسمت سرمایهگذاری برای سالهای پیری.
اگر هزینههای جاری و روزمره و هزینههای اتفاقی را پیشبینی کنیم و برای آن جایی در سبد هزینهها در نظر بگیریم، هرگز به مشکل بر نمیخوریم و حتی در سالهای پیری نیز راحت زندگی خواهیم کرد.
زهره زیارتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: