خاطرات 10 ساله دکتر علی لاریجانی - 4 3 نفر را برای صدا و سیما پیشنهاد کردم

پنجشنبه 23 دیماه 1372 صبح بعد از نماز ، یک حزب از قرآن را قرائت کردم آیات مربوط به جهاد بود. به تفسیرالمیزان مراجعه کردم و تا ساعت 7:30 مشغول مطالعه بودم. ساعت 10 خدمت مقام رهبری رسیدم.
کد خبر: ۴۸۳۲۴

قاریان قرآن کریم در پایان مسابقات قرآنی خدمت ایشان رسیده بودند. جلسه خوبی بود. هم قاریان ، تلاوتهای خوبی داشتند و هم بیانات ایشان جالب بود. مراسم تا ظهر طول کشید. بعد از نماز ، حضرت آیت الله خامنه ای مجددا از من پرسیدند که در باره آن مساله چه تصمیمی گرفتید و مقصودشان همان مساله ای بود که روز سه شنبه در مورد مدیریت صدا و سیما مطرح فرموده بودند. عرض کردم ان شاءالله تا شنبه جمع بندی لازم صورت می گیرد و خدمتتان تقدیم می کنم. واقعا تصمیم گیری در این مورد بسیار مشکل شده است . از طرفی نگران وضع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هستم که این کارها از بین نرود چون زمان زیادی در آنجا نبودم و اخیرا ایشان دستورات مهم و جدیدی داده بودند از طرف دیگر آقای محمد هاشمی ، رئیس سازمان صدا و سیما برادر رئیس جمهور است و با او رفاقت دارم ضمن آن که من برای آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور ارزش والایی قائل هستم و نمی خواهم دراین باره ذهنیتی پیدا کنند.
جمعه 24 دیماه 1372 / اول شعبان
امروز روزه بودم و به همین دلیل به کوه نرفتم. در منزل قدری با فرزندانم مخصوصا آقا مرتضی و فاطمه خانم بازی کردم و با هم به حیاط منزل رفتیم ؛ آقا مرتضی مشغول گل بازی شد! ساره خانم دخترم نیز سوالات درس خود را با من در میان گذاشت . ظهر همسرم درباره تصمیم تغییر شغلم سوال کرد. بعد از نماز ، سر سجاده نشسته بود که این سوال را مطرح کرد. در مقام تحیر بودم. به ایشان گفتم به نظرم درست است که مقام رهبری با اینجانب مشورت کرده اند ولی احساس می کنم نظرشان بر این است که این امر تحقق پیدا کند. آشفته شد و به گریه افتاد. تعجب کردم چرا این واکنش را داشت. اصرار ایشان بر این بود که به هر نحو شده ، مقام معظم رهبری را از این تصمیم منصرف کنم . نمی دانم چرا اینقدر از پذیرفتن مدیریت صدا وسیما توسط من ، مکدر است. واقعا کار برایم مشکل شده. می دانم که اگر بار سنگین مسوولیت صداوسیما را بپذیرم و همسرم نیز اینقدر مخالف باشد ، مشکلات جدی برایم پیش می آید. او از کار من در وزارت ارشاد راضی بود و با این مسوولیت صددرصد مخالف ! بعدازظهر کمی استراحت کردم و مقداری روی پیشنهاد مقام رهبری فکر کردم و تصمیم گرفتم سناریوهای مختلفی را که قابل طرح است ، تجزیه و تحلیل کنم و راهکارهای مختلفی ارائه دهم تا ایشان بتوانند افراد دیگری را انتخاب کنند که هم نظر ایشان در تعویض مدیریت صدا و سیما تحقق یابد و هم منجر به جابه جایی اینجانب نشود. کاغذ و قلم را حاضر کردم و آقایان ، دکتر حداد عادل ، دکتر جواد لاریجانی و مهندس موسوی را در نظر گرفتم و با تجزیه و تحلیل محاسن و معایب و اولویت بندی ، طی نامه ای ، نتایج را احصائ شده آماده کردم. بعد از افطار ، تصمیم خود را به همسرم اعلام کردم. او خیلی خوشحال شد. به او توصیه کردم مطلقا این بحث را با کسی در میان نگذارد ؛ چون رهبر انقلاب تاکید داشتند در این زمینه با کسی مشورت نکنم ؛ هرچند من مشورت با همسر را از این قاعده استثناء کرده بودم!.
شنبه 25 دیماه 1372
امروز صبح آقای حجازی از دفتر مقام رهبری تماس گرفتند و گفتند آیت الله خامنه ای بعد از نماز ظهر منتظر شما هستند. ظهر موقع نماز خدمت ایشان رسیدم. بعد از نماز، گزارشی از بررسی & خودم را تقدیم کردم. جدولی که از افراد مناسب تهیه کرده بودم ، و در نهایت نظرم را راجع به اولویت ها ارائه کردم . در این نوشته ، به چهار دلیل تغییر شغل خود و پذیرفتن مسوولیت صدا و سیما را به مصلحت ندانستم : اجمالا دلایل این بود که کارهای جدید وزارت فرهنگ در این تغییر احتمالا متوقف می شود و اگر توان جدیدی در صدا و سیما ایجاد شود ، با کمک هم می توانیم کارهای بزرگتری انجام دهیم . هماهنگی با مجلس با حضور اینجانب در وزارت فرهنگ راحت تر صورت می گیرد، و آخر هم احساس می کنم برای آقای هاشمی رئیس جمهور ذهنیتی ایجاد می شود که برای من مشکل است . ایشان دلایل مرا شنیدند ، لیکن فرمودند این دلایل مورد قبول من نیست ؛ فقط این که «اگر شما به صدا و سیما بروید ، ارشاد چه می شود؛» سوال مهمی است ؛ چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وضع خوبی دارد و همانی است که من می پسندم. به هر تقدیر بنا شد ایشان تاملی داشته باشند و تصمیم خود را اعلام فرمایند. به دفتر کارم بازگشتم و نتیجه ملاقات ، حیرت مرا بیشتر کرد. به دلیل خستگی در این زمینه ، مقداری به کارهای علمی خود پرداختم. این ترم در دانشگاه تهران درس «فلسفه هنر» را تدریس می کنم. مقداری از مقاله Plato and poets نوشته گادامر را مطالعه کردم. ساعت 5آقای دکتر پورنجاتی [معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد] تماس گرفت و درباره مشکل کاغذ مطبوعات مشاوره ای داشت . ساعت 6 آقای دکتر ولایتی [وزیر امور خارجه] تماس داشتند و درباره رایزن فرهنگی ایران در یکی از کشورها نکاتی مطرح کردند که بنا شد با آقای علی جنتی [معاون امور بین الملل وزارت ارشاد] مذاکره کنم.
یکشنبه 26 دیماه 1372
آقای رضایی ، رئیس سازمان حج و زیارت ملاقات داشت و از برنامه های سازمان درخصوص حج سال جاری گزارش داد. مشکلاتی در مورد تائمین ارز بیان کرد که باید در این باره با آقای هاشمی رئیس جمهور و همچنین رئیس کل بانک مرکزی مذاکره کنم . آقا صادق اخوی تلفنی تماس گرفت و درباره سالگرد مرحوم آقای والد در قم و شهر آمل مذاکره ای داشت. دکتر باقر برادرم ظاهرا چیزی از بحث جابه جایی من شنیده بود. نمی دانم حدس زده بود یا خبر از جایی درز کرده. صحبتی با من کرد ، من هم مبهم پاسخ دادم . ایشان اصرار داشت که در این زمینه مشورتی با حضرت آیت الله حسن زاده بکنم. بعدازظهر ، آقای دکتر [حسین] غفاری آمد و موضوعات مختلفی را مطرح کرد. محور بحث ایشان این بود که با آقای سازگارا بحثهایی داشته اند و نتیجه آن ، تشکیل جلسات مناظره با آقای دکتر سروش بوده است . ایشان آمده بودند از وزارت ارشاد کسب نظر کنند که در این مناظره آیت الله مصباح و خود ایشان با دکتر سروش و یک روحانی مناظره کنند. به ایشان گفتم از نظر وزارت فرهنگ و ارشاد ، این کار مطلوب است اما طراحی و اجرای آن اگر بناست از صدا و سیما پخش شود ، باید با محمد آقای هاشمی صحبت شود.

خاطرات 10 ساله دکتر علی لاریجانی - 3
بعدا جلسه با رهبری خصوصی شد
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها