لابد کاری‌اش نمی‌شود کرد دیگر

اگر بخواهی ماورای اصطلاحات قلمبه و سلمبه و پیچیده و گیج‌کننده جامعه‌شناسی، «مردم» را ببینی، مردم را بشناسی، «مترو» یکی از بهترین جاهاست، مرد و زن، پیر و جوان، دانشجو و بیکار، راضی و ناراضی، ورزشکار و خانه‌دار، سرباز و بازاری، کارمند و دلال، بازنشسته و فقیر، پولدار و متوسط، شیک‌پوش و بدلباس، خسته و شاداب، مذهبی و غیرمذهبی، چادری و بدحجاب و... هستند، هر روز و هر لحظه و هر نگاه، با دیالوگ‌هایی که اگر گوش تیز کنی، هر کدامشان می‌شود یک داستان!
کد خبر: ۴۸۳۰۶۲

حالا سوال ساده است: رسانه مردم در مترو، این مردمگاه(!) شلوغ شهر چیست؟

چند مانیتور مداربسته که عکس گل و بلبل نشان می‌دهد و باز چند مانیتور داخل واگن‌ها که مراحل بازسازی عتبات عالیات را نشان می‌دهد، تبلیغات ماشین ریش‌تراشی و شامپو و دستگاه گیرنده دیجیتال، چند پلاکارد و پوستر اخلاقی و مذهبی و شاید صدای ماموری که می‌گوید: لطفا از ریل فاصله بگیرید! اینها رسانه‌های رسمی مترو است، چیزهایی که چیزی را به «مردم» می‌رساند!

ولی غیررسمی‌ترین و البته نافذترین رسانه مترو، اینها نیست، «بلوتوث» است که می‌دانیم و می‌دانید و می‌دانند(!) نه اشتباه نکنید، قرار نیست یک انشاء در مضار و معایب بلوتوث و لزوم برخورد با بلوتوث بخوانید.

سوال دوم و اصلی این است: جایی که مردم هستند، زیاد هم هستند، با سلایق مختلف و متنوع، نشسته یا ایستاده و از همه مهم‌تر بیکار و البته در محاصره بلوتوث‌ها، چرا «رادیو» نیست؟ بستر از این آماده‌تر و بهتر هست برای امواجی که امروز دیگر هر موبایل ارزان‌قیمتی می‌تواند گیرنده و مخاطبش باشد؟ «چرا در مترو رادیو آنتن نمی‌دهد؟» سوال ساده است که شاید دم‌دستی‌ترین جوابش این باشد که خوب مترو زیرزمین است؛ آنتن نمی‌دهد دیگر؛ کاری‌اش نمی‌شود کرد! واقعا کاری‌اش نمی‌شود کرد؟

بهمن هدایتی - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها