در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اساس برنامههای بنیاد ادبیات نمایشی چیست؟
از ابتدای فعالیتمان قصد داشتیم اساسنامهای بنویسیم و مجوزهای تشکیل یک بنیاد ملی را دریافت کنیم. در کنار این ایده برنامهها و فعالیتهایی را که خلأ آنها در عرصه تئاتر محسوس بود نیز شناسایی و سعی کردیم آنها را برطرف کنیم. هماکنون هم اساسنامه بنیاد را آماده کردهایم و بزودی به شورای انقلاب فرهنگی ارائه میشود.
پس شما این عدم شناخت نمایشنامهنویسان از فرهنگ کشورمان را یکی از مشکلات میدانید؟
بله. اگر از سیستان و بلوچستان به سمت چابهار حرکت کنید، میبینید که چقدر فرهنگها پوششها و گویشها متفاوت میشوند. نویسندهای که در تهران نشسته و فقط مردم اینجا را میبیند، معلوم است که رنگ و لعابی در کارش نیست. علاقهمندیم این اتفاقات هم بیفتد. حالا شاید حرفهایی است که خیلی آرمانی است.
ترجمه متون ایرانی به زبانهای دیگر هم جزو برنامههایتان است؟
بله! چون متون ما بازتابدهنده اندیشه ایرانی هستند ما وظیفه داریم فرهنگ و اندیشه ایرانی را نیز به جهان عرضه کنیم. شک نکنید نمایشنامهنویسان خوبی داشتهایم که فرصت ارائه آثارشان به جهان پیش نیامده و دستشان از دنیا کوتاه شده است.
به بزرگان تئاتر در گذشته اشاره کردید. به نظر شما بهتر نیست نگاهی دوباره به آثار آنها داشته باشیم؟
بازتولید یکسری متون گذشته تئاتر کشورمان را آغاز کردهایم. من به آقای شاهآبادی تعهد دادهام 50 اثر را از آثار گذشته که اغلب متعلق به دهه 20 و 30 هستند بررسی کنیم و با تغییراتی آنها را دوباره تولید کنیم و به شهرستانها بفرستیم تا هنر تئاتر استانها نیز با قالبهای درستی روبهرو شود . همانطور که میدانید یکی از مشکلات تئاتر استانی ما این است که متن خوب در دسترسشان نیست. اگر بتوانیم در این مسیر گامی برداریم بخشی از مشکلات حل خواهد شد.
بازتولید متون یک حرکت شایسته است که معرف جایگاه ادبیات نمایشی ماست، این توجه به بازتولید از کجا میآید؟
این دغدغه خود من بود؛ به دلیل این که بعد از انقلاب فاصلهای بین نویسندگان با نسل جدید افتاده است. ما مدتی آثار نویسندگان قدیمی به دستمان نمیرسید، یا در کتابخانهها بود. در دهه 60 یکسری نشریات بود که در آنها نمایشنامه چاپ میشد، این نشریات الان در دسترس نیست و حالا درصدد هستیم این متون را که قبلا اجرا یا چاپ شدهاند، در دسترس علاقهمندان امروز قرار بدهیم. برخی از این نویسندگان حالا دیگر به سراغ کارهای دیگری رفتهاند. در دهه 70 هم چنین متونی هست. ما گاهی اوقات یادمان میرود بیش از 30 سال از انقلاب گذشته و جوان 31 ساله نمایشهایی را که در دهه 60 و 70 چاپ و اجرا میشده، ندیده است. الان وظیفه ماست که آنها را برای مردم احیا کنیم و نگذاریم برای نسلهای جدید فراموش شوند. این گردگیری در حوزه فرهنگ و ادبیات نمایشی ماست و باید این اتفاق بیفتد که در مجموع مبارک است.
چقدر دغدغه شما این است که ادبیات نمایشی ایران جهانی شود و در این راه گام برمیدارید؟
سالاری: دیر یا زود هنر تئاتر کشور ما جهانی خواهد شد، همچنان که در تلویزیونهای دنیا برخی از سریالهای ما واقعا پربیننده است. مگر میشود تئاتر نجیب، پاک و اخلاقی ما در دنیامشتری نداشته که برگرفته از یک فرهنگ فرهیخته است باشد
دوست ندارم حرفهای بزرگ بزنم. فکر میکنم هنر مثل آب جاری میماند که راه خودش را پیدا میکند، اگر ما به جاری بودنش کمک کنیم. اگر کمکش هم نکنیم و این آب جاری باشد و چشمه هم جوشان باشد، این آب راه خودش را پیدا میکند و میرود. کار ما این است که سنگ و صخرهها را از پیش روی آن برداریم که سرعت رفتن بیشتر شود. به نظرم مجریان و مدیران فرهنگی، کارشان صاف کردن جادههاست. هنرمندان راه خودشان را پیدا میکنند. بالاخر آثار ما میرود. گاهی اوقات راه باریک است و کند میرود، و بعضی اوقات هم راه فراخ است و با سرعت میرود. مشروط بر آنکه چشمه را جوشان نگه داریم اگر چشمه خشک بشود، آب یکدفعه میایستد. چشمه باید مدام آب داشته باشد، نمیشود برایش سد زد. دیر یا زود هنر ما به این مرحله خواهد رسید. همچنان که در تلویزیونهای دنیا برخی از سریالهای ما واقعا پربیننده است. مگر میشود تئاتر نجیب، پاک و اخلاقی ما در دنیا مشتری نداشته باشد. تئاتری از یک فرهنگ فرهیخته؛ دنیا دنبال چنین چیزی میگردد.
در زمینه استعدادیابی چه میکنید؟
ما دو مسیر را تعریف کردهایم. یکی در حوزه دانشگاه، ما دانشجویان خوبی داریم و فعال که رشتههای مختلف را میخوانند ضمن آن که در زمینه ادبیات نمایشی هم فعال هستند. حوزههای علمیه هم دومین گروه هستند. در تاریخ اسلام روحانیونی بودهاند که دغدغه هنر داشتهاند. بعضی از حوزویون هم دغدغه دارند. نمایشنامه میخوانند و مینویسند. در ماه محرم و فاطمیه گروههایی داریم که کار مذهبی میکنند. اینها هم باید در عرصه فرهنگ باشند. ما تلاش میکنیم در این دو شاخه استعدادیابی کنیم. الان فراخوان ما آماده است و یک تعداد از علاقهمندان را پیدا و اینها را آرامآرام به خودمان وصل میکنیم. در طبقه پایین این ساختمان فضایی را برای 50 تا 60 نفر آماده کردهایم، تا کارگاههایمان همینجا برگزار شود. ما از آقای حسین فتاحی خواهش کردهایم برای مبانی داستاننویسی بیاید. فاز بعدی هم جشنوارههاست که آنجا رصد میکنیم از میان آثار نمایشی که اجرا نمیشوند، چند استعداد تازه بیابیم. شاید در اجرا زمین خورده باشند، اما متن از اندیشه و ساختار درستی برخوردار باشند. ضمن این که ما کارگاههای استانیمان را در حد دو روزه وسه روزه برگزار میکنیم.
چه جشنوارهای را مدنظر دارید؟
جشنواره پرده اول برای کسانی است که اولین نمایشنامه خود را نوشتهاند. در کل کشور شاید تعدادشان هم زیاد نباشد اما آرامآرام میتواند تبدیل به یک حرکت درخور تامل شود.
ارتباط بنیاد با انجمنهای غیردولتی و صنفی مانند خانه تئاتر چگونه است؟
ما با همه مراکز تخصصی در ارتباط خواهیم بود، به محض این که اینجا فعالیت رسمی و ثبت و حقوقیاش و انجام شود، برای کمک گرفتن سراغ همه خواهیم رفت. هر آن کس که دغدغهاش مثل ماست و معتقد به آرمان جمهوری اسلامی است و زیر پرچم قرار میگیرد و عنادی با این تفکر ندارد، ما پیش او زانو میزنیم و از او طلب کمک خواهیم کرد فارغ از این که در جبهه ما باشد یا خیر.
نکته پایانی؟
رهبر معظم انقلاب در جایی فرمودهاند: «یک زمانی یک روز در این دنیا کسانی بودند که از گفتن بسمالله و از بردن نام اسلام، خجالت میکشیدند. ما آمدیم اسلام را در دنیا سکه رایج کردیم. خجالت بکشیم از این که بگوییم تئاتر اسلامی میخواهیم؟ چرا اعلام نمیکنند، چرا گفته نمیشود که ما در هنرهای نمایشیمان و در دانشگاه و در فلان برنامه کارگردان مسلمان میخواهیم. به این معنا تصریح شود که ما میخواهیم کارگردان مسلمان، فیلمنامهنویس مسلمان و بازیگر مسلمان درست کنیم. ما فضای جامعه را اصلاح میکنیم.» این فرمایش مربوط به 24/9/1378 است. پیامبر هم فرمود: قولو لاالهالاالله تفلحوا. برای مسلمانی هم شرط گذاشتند. ما هم در این چارچوب حرکت خواهیم کرد.
زینب مرتضاییفرد / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: