کاشان و قم بر سر راه اصفهان و مازندران ـ جایی که شاهعباس درگذشت ـ قرار داشتند و احتمال دفن شاه مرحوم در این دو شهر زیاد بود چراکه فاصله زیاد مازندران تا اصفهان ممکن بود جسد را فاسد کند. با این حال در این مورد هم شواهدی وجود نداشت. بعید بود که مقتدرترین سلطان صفویه را بدون مقبره مشخص و باشکوه به خاک سپرده باشند. تنها در چند کتاب ازجمله روضهالصفا اشاره به مقبره شاهعباس در کاشان دیده میشد. در این کتابها به دفن شاه صفوی در حرم امامزاده حبیب بن موسی اشاره شده بود، اما مقبرهای که به روشنی متعلق به شاهعباس باشد در حرم این امامزاده هم پیدا نشده بود. با این همه مقبره خاصی در صحن امامزاده وجود داشت که کسانی آن را مقبره شاهعباس دانستند. گزارشگر کیهان در سال 1346 مقبره را این گونه وصف کرده است: «سنگ بزرگ و سیاهی که بر حاشیه آن آیهالکرسی منقوش است مزار شاهعباس را پوشانده است. طبق روایات در طرف دیگر این سنگ تصویری از شاهعباس با شرح زندگانی و تاریخ درگذشت او منقوش بوده که هنگام حمله افغانها از بین رفته است. بعدها دوباره نقش شاهعباس را با وسایل مختلف روی آن سنگ تراشیدهاند که آثار آن هنوز روی سنگ پیداست. در زیر سنگ قبر سردابهای وجود دارد که مدفن اصلی جنازه در آنجاست و طبق روایتی یک کلاه خود چوبی که علامت آزادی و آمرزش بود در اثر بیتوجهی از بین رفته است.
تا چند سال پیش حتی خود اهالی کاشان نیز از وجود مقبره شاهعباس در شهر خود بیاطلاع بودند ولی اخیرا شهرداری کاشان در شناساندن این مقبره کوشیده است.» همین مقبره به شماره 352 به عنوان مقبره شاهعباس در اداره باستانشناسی ثبت شده بود با این حال باز هم بسیاری این مقبره را مقبره شاهعباس نمیدانستند و اردبیل و قم را به عنوان محل دفن سلطان صفوی محتملتر میدانستند. واقعیت آن بود که تا آن زمان مهمترین مدرک برای اثبات وجود مقبره شاهعباس در کاشان شرح روضهالصفا از مرگ و محل دفن او بود که این گونه نقل شده است: «چون خبر رحلت شاه جم جاه به حرم محرم رسید خدمه معظمه گریبان جامههای زرین بدریدند. شاهد صبح نیز با گریبان چاک طلوع کرد و ابر مازندری با سوگواران همی گریست. تن پاک شاه را بعد از تغسیل و تکفین در محفظه محفوظ به فیوضات ایزدی نهاده صوفیان صفوی با نوحههای ترکی بر دوش گرفته و پای برهنه حرکت دادند. پیشاپیش جنازه 20 گرجی گریبان گشاده بر سر و روی میزدند. چون به کاشان رسیدند شهریان جمله سیاهپوش شدند و به استقبال آمدند، شیونها کردند و نعش را در پشت مشهد مدفن امامزاده حبیب بن موسی به امانت دادند و سپاه رو به اصفهان کرد.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم