وقتی باخبر شدم بزودی گروه فیلمسازی به آن آربر میآیند و به بازیگر سیاهیلشکر نیاز دارند، اطلاعات مربوط به زندگینامهام همراه با یک قطعه عکس از خودم را به شرکت فیلمسازی ارسال کردم. برای چند هفته خبری نشد. من هم فکر کردم هرگز مرا برای بازی نخواهند خواست. اما وقتی در غروب 17 مارس ایمیلم را چک کردم، دریافتم برای بازی در این نقش انتخاب و از من خواسته شده بود فردای آن روز ساعت 30/7 در لیگ میشیگان حاضر شوم. به قدری هیجان داشتم که تمام شب نخوابیدم. به من و دیگر بازیگران سیاهیلشکر دستورات زیادی مانند موقعیتهای عجله کن، زودباش، صبرکن برای آماده شدن داده شد.
به ما گفتند 3 دست لباس متفاوت با خود به همراه بیاوریم. برای اطمینان، من 4 دست لباس با خود بردم. صبح روز بعد، آنقدر تشویش و نگرانی داشتم که نتوانستم صبحانه بخورم. ساعت 30/6 از خانه زدم بیرون و ساعت 7 صبح به محل تجمع سایر هنرورها رسیدم. در این هنگام یکی از عوامل فیلم به طرف من آمد و خواست لباسهایی را که با خود آورده بودم به او نشان دهم. پس از دیدن لباسها، او از من خواست کت و دامن را بپوشم، چرا که من باید به عنوان یک گزارشگر ایفای نقش میکردم. نقش من به عنوان گزارشگر نوشتن مطالبی بود که هنگام تبلیغات مبارزاتی ریاست جمهوری یکی از کاندیداها - مایک موریس (جورج کلونی)- مطرح میشد. به دور او گروه محافظان امنیتی، مشاوران مبارزاتی و پلیس حلقه زده بودند که فضا را واقعی میکرد. از آنجا که برخی صحنهها باید دوباره گرفته میشد، ما باید یادمان میماند که دقیقا در کجا و چه موقعیتی قرار داشتیم حتی زاویه بدنمان با دوربین را هم باید به خاطر میسپردیم.
من هرگز فرصت پیدا نکردم با کلونی حرف بزنم. در واقع هیچ یک از بازیگران سیاهیلشکر نتوانستند با او همکلام شوند، حتی تالیا آکیوای 9 ساله که در نقش دختر جورج کلونی بازی میکرد. در واقع به 2 دلیل دوست داشتم در این نقش بازی کنم. اول اینکه جورج کلونی یکی از هنرپیشههای محبوب من است و دوم اینکه فیلمبرداری در خود شهر آنآربر صورت میگرفت. میدانید که گاهی برای ایفای نقش باید به شهرها یا مناطق خاصی سفر کرد. این بازی برای من تجربهای فراموش نشدنی است. اگر چه هفته بعد از من خواستند در نقش حاضران در مراسم خاکسپاری در فیلمی که در شهر بلومفیلد هیلز فیلمبرداری میشد به عنوان سیاهیلشکر بازی کنم، به خاطر برنامه شغلی خودم مجبور به رد پیشنهاد شدم. برای این نقش به من مبلغ 60 دلار برای 10 ساعت پرداخت شد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم