پوتین در آن اجلاس، صراحتا یکجانبهگرایی آمریکا را مذمت و بروشنی اعلام کرد جهان را دیگر نمیشود به تنهایی اداره کرد. همین رویکرد و عزم پوتین برای پیگیریهای جدی و تحقق آن بود که غرب را از بازگشت دوباره پوتین به کرملین نگرانکرده بود و در انتخابات ریاست جمهوری اخیر این کشور همهگونه تلاشی کردند تا این اتفاق نیفتد یا حداقل بتوانند جای پایی برای آزار رساندن به وی ایجاد کنند.برگزاری مذاکرات 1+5 یا به قول اروپاییهای خودمحور 3+3 E در مسکو، فرصت جدیدی است برای تزارهای قرن بیست و یکم تا نقشآفرینی خود را به اثبات برسانند و در این موضوع مهم بینالمللی درخشش مسکو را به رخ بکشند، غربیها هم در ادامه سنگاندازیشان در برابر پوتین، نمیخواهند مسکو به نقطه عطف مذاکرات ایران با 1+5 تبدیل شود.البته این تنها دلیل کارشکنی غربیها در مذاکرات مسکو نیست، اختلافات داخلی و جدی بین 1+5، کش دادن مذاکرات تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، ایجاد بستر برای پیشبرد راهبرد فشار ـ مذاکره و پنهان کردن نیاز خود به مذاکرات از دیگر دلایل این کارشکنی است. لذا ضلع غربی 1+5 یعنی 3 کشور اروپایی و آمریکا تصمیم گرفته بودند با عدمپایبندی به توافقات بغداد و به طور مشخص تن ندادن به مذاکرات کارشناسی برای تعیین دستور کار مذاکرات مسکو، شرایطی را فراهم کنند که این مذاکرات دستاورد روشنی نداشته باشد و آنگاه با بوق و کرنا، ایران را عامل بینتیجه ماندن مذاکرات معرفی کنند و بار دیگر فشارها را حداقل در بعد روانی تشدید نمایند.اما این چهار کشور تنها بازیگران این صحنه نیستند و همه چیز بر سر انگشتان آنها نمیچرخد. ابتکار عمل ایران در دعوت جدی اشتون به اجرای توافقات بغداد و رسانهای کردن این مساله، در کنار رایزنی با میزبان مذاکرات، عرصه را برای مدیریت غربیها تنگ کرد و سرانجام اشتون ناگزیر شد طی مذاکره با جلیلی، مذاکرهکننده ارشد کشورمان، بر سر دستور کار مسکو به توافق برسد.1+5 خصوصا ضلع غربیاش باید این را درک کنند که شرایط امروز، مناسبترین زمان برای دست یافتن به توافقی است که بتوان از آن تلقی برد ـ برد کرد و عقبنشینی آشکار از مواضع گذشته را تا حدی مخفی کرد، ضمن اینکه گذاشتن چوب لای چرخ مذاکرات مسکو، میتواند در مکان و زمان مورد نظر اعضای غربی تلافی شود!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم