در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ساعت 19 و 55 دقیقه:
فقط 5 دقیقه به شروع بازی ایران و قطر مانده، اما خیابانهای منتهی به ورزشگاه آزادی شلوغتر از خود ورزشگاه است. این وقتنشناس بودن برخی از ما ایرانیها را نشان میدهد که همیشه دیر میرسیم. بازی با حدود 75 هزار تماشاگر آغاز میشود اما تا دقیقه 30 و 35 هم شاهد ورود دسته دسته جمعیت به ورزشگاه هستیم. ظرفیت هم در دقیقه 40 تکمیل میشود؛ یکصدهزار تماشاگر.ساعت 21 و30 دقیقه:
عقربهها دقیقه 70 بازی را نشان میدهد و تیم ملی هیچ طرح و برنامه مشخصی برای رسیدن به گل ندارد. این را از راهروهای منتهی به درهای خروجی ورزشگاه میتوان فهمید. تماشاگران یکی یکی ورزشگاه را ترک میکنند بدون آنکه اتفاقات 20 دقیقه پایانی برای آنها مهم باشد. خیلی از آنها از صبح آمدهاند، اما انگار جا گرفتن در اتوبوسهای شرکت واحد مهمتر از تماشای بقیه بازی است. اینجا تنها جای دنیاست که بازی با 70 هزار تماشاگر آغاز میشود، در ادامه جمعیت از مرز 100 هزار هم میگذرد، اما قبل از آنکه داور سوت پایان را بزند، باز همان 70 هزار نفر روی سکوها نشستهاند.ساعت 21 و50 دقیقه:
بعد از 90 دقیقه هیاهو و تشویق با دست زدن، پا کوبیدن و موج مکزیکی، حالا نوبت شعار دادن علیه تیم است. بازی که به وقتهای اضافی میرسد، صدای شعارها هم بلند میشود. همه از نتیجه صفر ـ صفر ناراضی هستند، اما همیشه عدهای وجود دارند که این نارضایتی را در همان ورزشگاه و در جریان بازی ابراز میکنند. بازی تمام میشود و تیم ملی هیچ بهرهای از این حمایت کمسابقه تماشاگرانش نمیبرد. به نظر میرسد راهمان برای رسیدن به برزیل، طولانی باشد.رضا پورعالی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: