پس از او، پرویز دوائی، بهرام ریپور و پرویز نوری در مجله سینما ستاره نقد را ادامه دادند، نویسندگانی که از بینشان پرویز دوائی، به عنوان مهمترین و تاثیرگذارترین منتقد فیلم در ایران لقب گرفت و مطالبش در مجلاتی نظیر فیلم، زندگی و فردوسی بیشترین تاثیر را گذاشت. آنچه در این مطلب به دنبال واکاویاش هستیم، دقیقا همین تاثیرگذاری است، زیرا در روزگاری که نه نقد سینما مانند امروز برای جامعه جدی بود و نه مجلات آنچنان مهمی در حوزه سینما وجود داشت، افرادی نظیر هوشنگ کاووسی و پرویز دوائی توانستند مهم و جریانساز باشند و چند نسل از منتقدان، گفتار و نوشتار آنها را الگو قرار دهند.
ولی چرا امروز با وجود انتشار انبوه نشریات و روزنامهها و رشد و گسترش فضای سینمایی دیگر شاهد آن تاثیرگذاری، نه در حوزه نقد و نه توسط خود منتقدان نیستیم؟
شاید سادهترین پاسخ این باشد که آن افراد تاثیرگذار مدتهاست که دیگر نمینویسند و جای آنها را کسانی گرفتهاند که اساسا نقد را با گزارشنویسی اشتباه گرفتهاند.
اما آنچه مبنای نگارش این مطلب شده، این است که آیا نقد فیلم همان قدر که در سینمای جهان مهم و اثرگذار است، در سینمای امروز ایران نیز کارکرد دارد؟ مشخصتر این که نقدهایی که امروز در مجلات و روزنامههای فراوان سینمایی و غیرسینمایی ما چاپ میشود، در ترغیب مردم برای رفتن به سینما و در نتیجه فروش یا عدم فروش آنها تاثیرگذار است؟
تا پیش از تعطیلی برنامه «هفت» شاید میشد این گونه برداشت کرد که مسعود فراستی به دلیل لحن متفاوتی که در برخورد با فیلمها دارد و سعی میکند بدون تعارفات معمول، فیلمها را نقد کند، یکی از اثرگذارترین افراد در این حوزه است، اما اتفاقا در همین برنامه فیلمهایی بودهاند که به مذاق فراستی خوش آمدهاند (که البته تعدادشان شاید به انگشتان یک دست هم نرسد)، اما در گیشه اصلا موفق نبودهاند. از سوی دیگر، فیلمهایی هم بودهاند که با تیزترین جملات از سوی او مورد نقد واقع شدهاند، اما در گیشه به فروشهای بسیار خوبی رسیدهاند. بنابراین برای روشنتر شدن این معادله مجهول سراغ تنیچند از منتقدان و سینماگران رفتهایم تا نظرات آنها را درباره تاثیرگذاری نقد در سینمای امروز ایران بدانیم.
تاثیر نقد بر فیلمساز است نه جامعه!
هوشنگ گلمکانی، منتقد باسابقه سینمای کشورمان و مسوول شورای نویسندگان مجله قدیمی ماهنامه فیلم در این مورد معتقد است: نقد در هیچ جای دنیا نمیتواند تاثیر زیادی در فروش یا عدم فروش فیلمها داشته باشد. این منتقد و نویسنده سینمایی به «جامجم» گفت: اصولا بیشترین تاثیری که نقد میگذارد، در برخورد با فیلمساز است که میتواند مسیر و طرز تفکر او را تغییر دهد. همچنین روی یک سری از مسوولان سینمایی نیز تاثیر خواهد داشت. پس در نهایت، تنها بر عده کمی از مردم میتواند اثر بگذارد.
گلمکانی در پاسخ این سوال که آیا به واسطه نقد بر فیلمی، تاکنون مورد انتقاد فیلمسازان و سینماگران قرار گرفته است، تصریح کرد: از این موارد فراوان داشتهایم. فیلمسازان مثل مربیان تیمهای فوتبال میمانند که وقتی تیمشان میبازد، زمین و زمان را به هم میدوزند و اول از همه منتقدان را عامل شکست فیلمشان میدانند، اما وقتی پیروز میشوند، خودشان را عامل این پیروزی معرفی میکنند.
کسی که خوب گفتوگو میکند، الزاما منتقد خوبی نیست
مهدی کرمپور، فیلمسازی است که اتفاقا همواره رابطه خوبی با اهالی رسانه و منتقدان داشته، اما نظراتش درخصوص این موضوع جالب است. او میگوید: متاسفانه بیشتر دوستان منتقد، یک سری فیلمساز شکست خورده یا در بهترین حالتش روابط عمومی موفق هستند که در یارکشیها جایشان مشخص میشود یا در دفاتر پخش و تولید کار میکنند.
به همین دلیل هم اساسا آدمهای اثرگذاری در نقد نبودهاند. چون مردم ما آدمهای باهوشی هستند، تحت تاثیر مطالب آنها نیز قرار نمیگیرند و به همین دلیل نقدهای ما هم در فروش تاثیرگذار نیستند. او ادامه میدهد: در همه جای دنیا وقتی یک منتقد باسابقه برای فیلمی نقد مینویسد، آن مطلب به عنوان امتیاز فیلم محسوب میشود و در تبلیغات فیلم روی آن مانور داده میشود، اما در ایران واقعا چنین جایگاهی نداریم و حتی مجلات باسابقه ما نیز آنقدر تیراژ زیادی ندارند که بخواهند اثرگذار باشند. سازنده فیلمهای «چه کسی امیر را کشت؟» و «پل چوبی» معتقد است: البته یک زمانی این اثرگذاری بیشتر بود ولی چون دیگر آن افراد وجود ندارند، نقدها نیز به تاثیرگذاری گذشته نیستند. امروز عرصه نقد را بیشتر خبرنگارانی پر کردهاند که هیچ اشکالی وجود نداشت اگر خبرنگار میماندند! وجود افرادی با سواد رسانهای کم باعث شده مردم به نقد بیاعتماد شوند وگرنه این اندیشه افراد است که یک مطلب را مهم میکند، بنابراین کسی که مصاحبه گر خوبی است، الزاما منتقد خوبی نیست.
نقد فیلم قرار نیست بر میزان فروش فیلمها اثرگذار باشد
امیر قادری، دیگر منتقدی است که در خصوص این مبحث با او به گفتوگو پرداخته ایم. او در این ارتباط معتقد است: اساسا یک خلط مبحث روی داده و تاثیر نقد فیلم را روی فروش فیلمها در نظر میگیرند. در حالی که نقد فیلم، تاثیرش را به لحاظ سیستماتیک روی فیلمها ، فضای فرهنگی و بخصوص در کشور ما بر سرنوشت فیلمسازان میگذارد.
وی میافزاید: به عنوان مثال فیلمی در گیشه فروش بسیار پایینی داشته است، اما چون منتقدان آن را دوست داشتهاند، فیلمساز توانسته دوام بیاورد و بعکس اگر منتقدان فیلمی را دوست نداشته باشد، حتی اگر فروش میلیاردی کند، ادامه کار برای فیلمساز سخت خواهد بود. به همین دلیل فیلمسازانی را داریم که یاد گرفتهانداگر خود را به منتقدان نزدیک کنند، میتوانند مدت بیشتری در سینما باقی بمانند.
قادری تصریح کرد: نقدهایی نوشتهام که فیلمسازش از من ناراحت شده است، اما آن چیزی که منتقد نباید به دامش بیفتد، این است که ارتباط فیلمساز با منتقد نباید در منفی یا مثبت بودن مطلب اثربگذارد. در این صورت است که رابطه دوستانه یک منتقد با فیلمساز اصلا مساله بدی نیست.
احسان هوشیارگر / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم