jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۴۸۰۴۶۱   ۲۵ خرداد ۱۳۹۱  |  ۱۳:۲۲

پشت دار قالی که می‌نشیند، از همه دنیا فارغ می‌شود. او می‌ماند و نقش ترنجی که هنوز کودکی بیش نبود و بافتنش را آموخت و حالا سال‌هاست که با شانه‌های سنگین دار قالی، موهای قالی دستبافش را هر روز و هــــر روز چندین بار شانه می‌کند.

همه جا ساکت است، سارا گلین را زیر لب زمزمه می‌کند، به قول خودش می‌گوید دار قالی هم خستگی دارد و هم خستگی‌ام را می‌گیرد.

خودش آرام آرام سخن می‌گوید، از روزهایی که پشت دار قالی پشت سر گذاشته است. با درآمد همین دار قالی عروس شده و جهیزیه خریده است و بعد از سال‌ها گذر عمر و روزگار از سویی اجبار و از سویی انتخاب دوباره پای دار قالی نشسته تا این بار هزینه تحصیل نوه‌ای را که بتازگی پدرش را از دست داده است تامین کند.

این داستان فاطمه است؛ البته او بیشتر یک آینه است، آینه‌ای از هزاران زنی که زندگی‌شان با دار قالی سپری می‌شود؛ هنری که آوازه‌اش جهانی است، ترکیبی از صنعت و عشق و هنر، زنانی که گلیم می‌بافند، جام‌جیم یا طرح بر سفره قلم‌کار می‌زنند و...

صنایع دستی و زنان

هفته‌ای را که گذشت، هفته صنایع دستی نام گذاشتیم اما نمی‌شود این هفته را بدون زنان شاغل در این عرصه شناخت.

مسوولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز بارها براین نکته تاکید کرده‌اند، از جمله این‌که صالحی مرام، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به اهمیت موضوع زنان و صنایع دستی از تشکیل کمپین حامیان زنان صنایع دستی ایران خبر داد.

اما براستی باید قبل از هر چیز ببینیم که صنایع دستی در فضای کسب و کار ایران چه اهمیتی دارد؟ در کنار آثار اقتصادی، این صنعت در ابعاد اجتماعی چه آثاری دارد؟ و مهم‌تر از همه این‌که زنان در این بازار چه جایگاهی دارند و برای بهبود وضعیت آنان چه باید کرد؟

جایگاه صنایع دستی در ایران

آنچه آمارهای دولتی نشان می‌دهد بنا به اعلام سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، هم‌اکنون 2.5 میلیون فرصت شغلی در این صنعت شناسایی شده است.

این تعداد اشتغال از جهات مختلف حائز اهمیت است. نخست این‌که بیشتر این مشاغل شکلی پایدار دارند و آثار و عوارض اجتماعی ندارند. از سوی دیگر این مشاغل به دلیل این‌که از درون جوامع بومی برخاسته‌اند، نیازمند هزینه‌های سنگین نبوده و نیستند و با کمترین هزینه در تولید ارزش‌افزوده نقش دارند.

اگر با دید جنسیتی نیز بخواهیم به این موضوع نگاه کنیم، صنایع دستی از جمله صنایعی است که میزان مشارکت زنان در آن بیش از متوسط سایر صنایع است و به همین دلیل سهم قابل‌توجهی از این 2.5 میلیون فرصت شغلی در اختیار زنان قرار دارد و همین امر بر اهمیت این صنایع می‌افزاید.

صنایع دستی، کارآفرینی برای زنان

مشغول بازدید از یکی از کارگاه‌های قالیبافی شهرستان آق‌قلا هستم. خانم پوری، کارآفرینی است که با ادبیات جدید کسب و کار نیز بیگانه نیست.

ادبیاتش پر از مفاهیم کارآفرینی اجتماعی است. دغدغه فقر زنان را دارد و می‌گوید قالیبافانش را به صورت شبکه‌ای اداره می‌کند. زنان مختلفی در شهرهای اطراف و حتی روستاها برایش قالی می‌بافد.

بارها تکرار می‌کند که فقر برایش دردآور است و بدرستی می‌داند که فقر چگونه زندگی زنان را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و برعکس ایجاد درآمد پایدار برای زنان ولو با مبالغ اندک چگونه می‌تواند چرخه رفاه و شکستن دور باطل فقر را برای آنها بشکند، بویژه اگر این درآمد با مبانی اجتماعی و بومی آنها منطبق باشد.

زنانی مانند خانم پوری تعدادشان زیاد نیست، بیشتر زنانی که در عرصه صنایع دستی شاغلند، افرادی هستند با چند مشخصه بارز:

از کودکی، آن صنعت را آموخته‌اند.

آن صنعت در خانواده و جامعه بومی آنها پذیرفته شده است.

تنها مهارتی است که از آن راه می‌توانند درآمد کسب کنند.

مهارت آنها تناقضی با وظایف خانوادگی آنها ندارد.

خوشبختانه موضوع بیمه شاغلان صنایع دستی ازجمله نکات مثبتی بوده که در این سال‌ها مورد توجه مسوولان قرار گرفته است، اما هنوز گام‌های زیادی برای رسیدن به شرایط مطلوب در این زمینه وجود دارد.

ازجمله موضوع آموزش و بازآموزی شاغلان در این صنعت، آشنا کردن شاغلان این صنعت با ادبیات کسب و کار جدید و همچنین معرفی محصولات صنایع دستی به عموم جامعه و طبیعی است که لازم است در کنار همه این موضوع‌ها نگاه جنسیتی به این صنعت را نیز مدنظر قرار دهیم، به سبب این‌که زنان یکی از تاثیرگذارترین بازیگران این عرصه هستند و مهم‌تر از همه این‌که این صنعت هم‌اکنون به عنوان یکی از ارکان توسعه پایدار در جوامع بومی کشورمان نقش ایفا می‌کند؛ مزیتی که نباید بسادگی آن را از دست داد.

مریم چهاربالش -‌ جام‌جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر