با توجه به اجرای برنامه پزشک خانواده و متعاقبا نظام ارجاعی شدن مراجعات بیماران که در نتیجه آن پزشکان عمومی در خط مقدم سیستم درمانی کشور قرار میگیرند، این پیش میآید که آیا کیفیت آموزش پزشکان عمومی در دانشگاههای کشور در حدی است که بتواند در سیستم درمانی و سلامت جامعه موفق عمل کنند و نیازها را برآورند؟ سابقه فعالیت بیش از 10 ساله دکتر محمدرضا اشرفی، متخصص کودکان و فوقتخصص اعصاب کودکان و نیز معاون آموزشی بیمارستان مرکز طبی اطفال، فرصتی مغتنم است تا در گفتوگویی سوالات «جامجم» را در زمینه سطح کیفیت آموزش پزشکی در دانشگاههای کشور پاسخ دهد.
آقای دکتر! سطح کیفی آموزش پزشکی در دانشگاههای کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
آموزش پزشکی عمومی در ایران بهدلیل قدمت بالای دانشگاهها، وجود استادان مجرب در کنار چالشها و ایرادهایی که میتواند داشته باشد، در سطح بالایی قرار دارد، البته با توجه به افزایش رقابتهای بین دانشگاههای داخل کشور که خود عاملی برای بهبود کیفیت آموزش است، هنوز کیفیت آموزش پزشکی بین تمام دانشگاههای داخل با هم برابر نیست و سطح کیفی آموزش در دانشگاههای مرجع نظیر دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقایسه با سایر دانشگاهها به مراتب در رتبههای برتر قرار دارد.
آیا کیفیت آموزش پزشکی عمومی در دانشگاههای کشور قابل مقایسه با آموزش دانشگاههای پیشرفته دنیاست و ایران در سطح بینالمللی چه جایگاهی به خود اختصاص داده است؟
من مطمئنم با توجه به رشد مقالات علمی، پژوهشی در مجلات مرجع ومعتبر بینالمللی و موفقیت دانشمندان ایرانی در عرصه جهانی به جرات میتوان ادعا کرد کیفیت آموزش پزشکی در کشور با توجه به موانع موجود در این زمینه در حد آموزش کشورهای پیشرفته دنیاست، بهطوری که ایران در منطقه بعد از کشور ترکیه در رتبههای برتر این عرصه قرار دارد.
امکانات آموزشی دانشجویان پزشکی در دانشگاهها و بیمارستانهای کشور تا چه اندازه به سطح استانداردهای آموزش جهانی نزدیک است؟
امکانات آموزشی در دانشگاهها و بیمارستانهای آموزشی و درمانی کشور نظیر وسایل آزمایشگاهی، امکانات تشخیصی، امکانات کمک آموزشی، دسترسی به کتابها و منابع علمی اگرچه قابل مقایسه با امکانات برخی کشورهای پیشرفته دنیا نیست، ولی به هر حال در حد استاندارد جهانی قابل قبول است، بهطوری که امکاناتی مثل تجهیزات سمعی و بصری آموزش که میتواند برگزاری کلاس درسی تئوری و عملی را در حد استاندارهای بینالمللی قرار دهد نسبت به سالهای اوایل انقلاب پیشرفت قابل ملاحظهای در دانشگاههای کشور داشته باشد که البته در حال حاضر بسیاری از این امکانات آموزشی به دلیل وضعیت تحریم کشور بسیار گرانقیمت یا ورودشان به داخل با مانع روبهرو شده است.
پایین بودن سرعت اینترنت در کشور چه موانعی برای دستیابی به منابع مرجع و الکترونیکی آموزش پزشکی در دانشگاههای ما به وجود آورده است؟
با توجه به پیشرفتهای کیفی و کمی در زمینههای دستیابی به منابع آموزش پزشکی در دانشگاهها کشور نسبت به گذشته، امروزه دستیابی دانشجو و استاد به منابع جهانی از طریق کتابخانههای الکترونیک و اینترنت آسان شده است که این کمک بسزایی به افزایش کیفیت خدمات آموزشی دانشجویان خواهد کرد. البته کندی سرعت اینترنت و گاه قطع و وصل آن، مشکلاتی در زمینه دستیابی دانشجویان به این منابع ایجاد کرده است که باید برطرف شود.
یکی از مشکلاتی که درخصوص آموزش پزشکی همواره از موضوعات چالشی دانشجویان و حتی استادان بوده است، آموزشهای علوم پایه با علوم بالینی است. اینکه هیچ هماهنگی و رابطهای بین مباحث این دو حیطه وجود ندارد. به نظر شما علوم پایه چه تاثیری در کیفیت آموزش دانشجویان پزشکی داشته باشد؟
یکی از اشکالاتی که در آموزش علوم پایه و آموزش پزشکی کشور وجود دارد، انفکاک این آموزش از آموزشهای بالینی دانشجویان پزشکی است. اگر چه آموزشهای علوم پایه توسط استادان این رشته براساس نیازهای بالینی طراحی شده و میتواند باعث کیفیت آموزش پزشکی شود و وجود استادان و آموزش علوم پایه کمک عمدهای به کاربردی شدن آموزشهای علوم پایه میکند، اما حضور استادان با درجه طب عمومی و اخذ دوره دکتری (phd) در رشتههای علوم پایه، کمک زیادی به پیشرفت آموزش پزشکی میکند که در شرایط فعلی این موارد رعایت نمیشود، لذا پیشنهاد میشود با توجه به وفور پزشکان عمومی در سطح کشور، دانشگاهها در زمینه تربیت این فارغالتحصیلان در دورههای دکتری مورد نیاز آموزش علوم پایه اقدام کند.
با توجه به اجرای طرح پزشک خانواده و نظام ارجاع بیمار در همه شهرهای کشور، نقش پزشکان عمومی بهدلیل قرار گرفتن در خط مقدم سیستم درمانی کشور بسیار پررنگتر و حساستر میشود. به نظر شما با توجه به کیفیت آموزشهای ارائه شده به این افراد، یافتههای بالینی پزشکان عمومی تا چه حد کاربردیتر و قابل اعتمادتر است؟
نکته: یکی از چالشهای پزشکی عمومی در حال حاضر بیانگیزگی و آینده مبهم شغلی برای پزشکان جوان است. به طوری که آنان با فروختن کشیک و ایزوله کردن خود در کتابخانهها، فقط به قبولی در آزمون تخصصی فکر میکنند
کاربردی شدن کیفیت آموزش پزشکی عمومی در قسمت بالینی، بهگونهای که بتواند نیازهای جامعه و پزشکی جامعهنگر را پوشش دهد از نکات مهم در آموزش پزشکی عمومی و از نقاط ضعف این آموزش در کشور ماست. این ضعف باعث میشود پزشک عمومی بعد از فارغالتحصیلی به رغم داشتن دانش تئوری، در حل مسائل رایج و بارز پزشکی دچار اشکال شود، لذا برگزاری آموزش پزشکی بهصورت جامعهنگر و آموزش مشکلات رایج پزشکی مثل تزریقات، میتواند به کاربردی شدن یافتههای بالینی فارغالتحصیلان پزشک عمومی بسیار کمک کند.
راجع به آموزش پزشکی جامعه نگر توضیح دهید.
آموزش پزشکی جامعه نگر باید در برنامههای آموزش پزشکی عمومی دانشگاههای کشور گنجانده شود که دانشجویان براساس این نوع آموزش قسمتی از دورههای آموزشی خود را در زمینههای آموزشی خارج از بیمارستان و درمانگاههای شلوغ، زیر نظر استادان میگذرانند (چون فقط بیماریهای شایع و نادر به بیمارستانهای آموزشی و مرجع مراجعه میکنند. دانشجویان باید بتوانند مسائل کلی و جامع سلامت جامعه را آموزش ببینند نه بیماریهای خاص و شایع را ) بهطوری که آشنایی دانشجویان با مشکلات بهداشتی کشور و بومی هر منطقه به بهبود خدمات آموزشی و بهداشتی آنها بعد از فارغالتحصیلی کمک خواهد کرد.
یکی از مشکلات آموزشی که دانشجویان دوره کارورزی یا انترنی با آن مواجه هستند، این است که دانشجویان به جای اینکه مهارتهای عملی یافتههای بالینی را در این دوره بهصورت مستقیم و کابردی آموزش ببینند، به دلیل مبهم بودن و عدم تعریف نقشها در اغلب اوقات وظایف پرستاران و بهیار را انجام میدهند. نظر شما درخصوص این موضوع چیست؟
بله درست است اگر چه لازم است دانشجویان با انجام یکسری وظایف با محیط بخشها و بیمارستان آشنا شوند، ولی متاسفانه در اکثر مواقع از کارورزان جهت استفاده از امور خدماتی بیمارستانها از جمله همراهی با بیمار، بیماربر، تنظیم پرونده و انجام امور تزریقات استفاده میشود. در صورتی که آموزشهای کارورزی نقش بسیار با اهمیت و مهمی در میزان فراگیری مهارتهای پزشکی این دانشجویان میتواند داشته باشد. در واقع این دانشجویان باید بیشتر وقت خود را صرف آموزشهای بالینی و کاربردی کردن این آموزشها، تشخیص و درمان بیماران کنند.
چرا دانشجویان دوره انترنی، از انجام کشیکهای شبانه فرار میکنند، در صورتی که این کشیکها یکی از مهمترین بخش آموزش مهارتهای پزشکی آنها محسوب میشود؟
یکی از چالشهای پزشکی عمومی در جامعه، بیانگیزه شدن در نتیجه مبهم بودن آینده شغلیشان در کشور است. این عامل باعث شده پزشکان عمومی بعد از فارغالتحصیلی تمام وقت و دغدغه خود را صرف شرکت در کنکورهای بزرگ کنند تا تخصص بگیرند. این موضوع باعث میشود دانشجویان دچار یک نوع رکود و کاهلی شوند و از شروع دوره انترنی به جای حضور فعال در بیمارستانها و انجام کشیک که قسمت عمده آموزش پزشک عمومی است، سرباز زده با فروختن کشیک و ایزوله کردن خود در کتابخانهها مشغول آمادهسازی جهت امتحان و ورودی تخصص گردند. البته پزشکان عمومی بعد از دوره طولانی آموزش، انگیزه و آینده کاری مشخصی ندارند و اجرای طرح پزشک خانواده ممکن است بتواند به روشنتر شدن آینده کاری پزشکان عمومی کمک کند.
به نظر شما سطح آموزش پزشک عمومی تا چه میزان با بروز خطاهای پزشکی میتواند رابطه داشته باشد؟
در حال حاضر از چالشهای پزشک عمومی در کشور، غیر واقعی بودن تعیین تعرفههاست. حال که ما مدعی هستیم آموزش پزشک عمومی باید در حد استانداردهای جهانی باشد، چرا نباید تعرفههایی برای این پزشکان تعیین کرد که به این استانداردها نزدیک شود و در واقع غیرواقعی بودن تعرفهها در بخشهای خصوصی و دولتی میتواند با کاهش بودجه بیمارستانهای آموزشی قدرت آنها را در خرید و تعمیر وسایل تشخیصی درمانی کاهش دهد و همچنین این مشکل در بخش خصوصی نیز انگیزه پزشکان را در تحمل دورههای طولانی آموزش و بعد استخدام بهصورت یک کارمند معمولی کاهش میدهد. در نتیجه این مجموعه عوامل زنجیرهای به هم مرتبط میتواند در بروز خطاهای پزشکی موثر باشد.
یکی از پایههای اساسی در بهبود کیفیت آموزش پزشکی در دانشگاهها، اجرای طرح تمام وقت جغرافیایی استادان جهت استفاده دانشجویان از توانمندیهای آموزشی و پژوهشی آنهاست. به نظر شما چرا دانشگاههای ما در اجرای کامل این طرح موفق عمل نکردند؟
دانشگاهها باید با افزایش درآمد و توجه به نیازهای مادی و معنوی پزشکان، استادان بخصوص فارغالتحصیلان جدید، آنها را به خدمت تمام وقت در دانشگاهها تشویق کند تا سراغ مطب نروند. در صورت اجرایی شدن کامل این امر، سطح کیفی آموزش دانشجویان به مراتب افزایش مییابد. البته اجرایی شدن این طرح در مورد اساتید قدیمی و خبره، باعث ریزش و غیرفعال شدن آنها از دانشگاهها خواهد شد. در نتیجه کیفیت خدمات آموزشی دانشجویان بسیار افت خواهد کرد.
توصیههای پایانی خود را جهت بهبود وضعیت کیفیت آموزش پزشکی در دانشگاههای کشور بفرمایید؟
نوسازی و بازسازی بیمارستانها، افزایش امکانات رفاهی بیماران و بهبود خدمات تشخیصی درمانی در بیمارستانهای دانشگاهی بیش از پیش در افزایش کیفیت آموزش پزشکی دانشجویان کمک خواهد کرد. البته در حال حاضر امکانات تشخیصی در بیمارستانهای دانشگاهها در حد قابل قبولی است ولی باید این امکانات را به سطح کشورهای پیشرفته و در خور شان مردم برسانند.
طاهره مرادی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم