1) برنامهریزی باید منطبق بر واقعیت باشد:
در برخی اوقات مشاهده میشود دانشآموزان برخلاف آنچه واقعی است، اقدام به برنامهریزی میکنند بهطور مثال یک دانشآموز در طول هفته فقط برای مطالعه مفید ٣٠ ساعت زمان دارد اما هنگام برنامهریزی ٤٠ یا ٤٥ ساعت برنامهریزی تدوین میکند. این دقیقا اولین حلقه از زنجیر موفقیت در اجرای برنامهریزی است که اگر به آن توجه شود، موجب موفقیت و بیتوجی به آن باعث شکست در برنامهها خواهد شد.
2) برنامهریزی باید با توجه به تواناییهای شخصی تدوین شود:
حتما زمانی که از برنامهریزی ساعتی استفاده کردهاید، متوجه شدهاید در برخی بازهها حجم مطلب مشخص شده با زمان مطابقت ندارد، برای برخی دروس کمتر از حد لازم زمان قرار دادهاید و برای برخی دیگر بیش از مورد نیاز وقت اختصاص دادهاید یا ممکن است در ساعتی برنامهریزی کردهاید که قصد مطالعه دارید اما بهطور متناوب در این زمان شما کسل هستید و احساس میکنید بار ذهنی مناسبی ندارید و مشکلاتی از این قبیل.
در بررسیهایی که سالهای اخیر بین دانشآموزان پسر و دختر انجام دادم، متوجه شدم که این مشکل همهگیر ریشه در عدم شناخت تواناییهای مطالعاتی ایشان دارد.
یعنی به آن معنا که اغلب این دانشآموزان نمیدانند در چه ساعاتی بازدهی بیشتری دارند یا این که نمیدانند سرعت مطالعه ایشان درچه درسی بالاتر و در چه درسی کمتر است بنابر این بدون شناخت تواناییها اقدام به برنامهریزی میکنند که نتیجهای جز شکست برایشان در پی نخواهد داشت.
برای این که شما بتوانید تواناییهای خودتان را کشف کنید، یکی از بهترین راهها ثبت تمام فعالیتهای روزانه شماست. این فعالیت علاوه بر محاسن و فواید بسیاری که دارد، باعث خواهد شد تا شما بفهمید در طول یک هفته در چه دروسی وقت بیشتری صرف کردهاید یا در آن درس قوی هستید یا ضعیف، شما با نوشتن کارهایی که انجام میدهید، متوجه خواهید شد در چه ساعاتی بیشترین و بهترین فعالیت را داشتهاید یا راندمان پایین تری داشتهاید بنابراین توصیه میکنم برای شناخت تواناییها و نوشتن الگوی مطالعاتی که در ادامه توضیح خواهم داد، حتما فعالیتهای خود را اعم از درسی یا غیردرسی در یک هفته ثبت نموده و موارد ذکر شده را از درون آن استخراج کنید.
3) توجه به برنامه مدرسه و حجم تکالیف شما در مدرسه
بیشتر داوطلبان کنکور که علاوه بر مدرسه در کلاسهای کنکور شرکت میکنند، برای فعالیتهای مدرسه اهمیت کمتری قائل میشوند، بنابراین فعالیتهای مدرسه در برنامههای ایشان نقشی ندارد. اجازه بدهید این موضوع را با ذکر مثالی بیان کنم تا اهمیت آن برای شما بیش از قبل مشخص شود:
شما دانشآموز دوره پیشدانشگاهی هستید، در عین حال به کلاس کنکور هم میروید، دبیران صبح مدرسه به شما تکالیفی را برای انجام دادن میدهند، اما شما برای آنها اهمیت قائل نمیشوید و صرفا به انجام فعالیتهای کلاس کنکور میپردازید، این ماجرا اثری روی فعالیتهای شما نمیگذارد تا شب روزی که باید تکالیف را ارائه دهید، میدانید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شما مجبورید حجم زیادی از تکالیف را امشب انجام دهید یعنی در حقیقت روزهایی در طول هفته هستند که شما فعالیت سبکتری دارید و در برخی دیگر از روزها با حجم زیادی از فعالیتها مواجه هستید.
آیا این بینظمی در روند اجرای برنامه شما تاثیر منفی نخواهد گذاشت؟ همین روند و فرآیند در مورد آزمونهای داخلی مدرسه و سایر فعالیتها و بخصوص برنامههای آموزشی مدرسه نیز صادق است. بنابراین توجه به برنامههای مدرسه موجب تقویت اجرای برنامه و بیتوجهی به آن باعث ایجاد خلل در روند برنامهریزی شما خواهد شد.
رحمان مصیبی - مشاور آموزشی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم