راه خروج از بن بست اعتیاد

اعتیاد پایان کار یک انسان نیست ؛ زیرا ترک آن محال و ناممکن نیست . با کمی همت می توان از چنگال آن رها شد. هر چند تلاش معتاد، شرط اول رهایی از این بن بست است ، اما اطرافیان نیز در این زمینه وظیفه بسیار مهمی دارند
کد خبر: ۴۷۶۵
هنگامی که اطرافیان به کمک معتاد می آیند، انگیزه و توانایی وی برای ترک چند برابر خواهد شد. برخورد خانواده ، جامعه و مراکز بازپروری با معتاد در هنگام ترک ، به عوامل خاصی بستگی دارد. توجه به ویژگی های جسمی و روانی معتاد و حفظ اصول کلی معالجه و ترک اعتیاد اهمیت بسیاری دارد.بیشتر معتادان ، تا حدودی شعور و تمرکز خود را از دست داده و مسائل و مشکلات و سود و زیان خود را به سختی تشخیص می دهند. البته این امر نسبی است و آنان هیچ گاه شعور خود را به طور کامل از دست نمی دهند. نکته دیگر، علاقه فراوانی است که معتاد به خود دارد و همین امر، سبب تلاش برای ادامه اعتیاد می شود. آنان می ترسند با نرسیدن موادمخدر، رنجور شوند و در نهایت بمیرند. با این حال همیشه به رهایی از این دام می اندیشند. آنان در چاهی افتاده اند و دوست دارند کسی آنان را بیرون بیاورد. این خواستن با شدت و ضعف در همه آنان وجود دارد و باید این خواهش را تقویت کرد. این بینش در فرهنگ عامه رایج است که اعتیاد قابل معالجه نیست ، ولی باید دانست پژوهشگران براساس پژوهش های به عمل آمده درباره ساختار بدن ، به این نتیجه دست یافته اند که اعتیاد را در هر مرحله ای می توان ترک کرد. برای ترک اعتیاد، باید به معتاد فهمانده شود که اگر این گونه ادامه دهد، هستی و همه چیز خود را از دست می دهد، از جمله حیثیت و غیرتش را چون معتاد، انسان حساسی است ، باید از طریق عاطفی اقدام و با نصیحت های بدون تحقیر و ریشخند، او را با ترک اعتیاد آماده کرد. او باید حس کند افرادی که او را نصیحت می کنند، به او و سرنوشتش علاقه مندند. باید توانایی هایی را که معتاد در گذشته داشته و اکنون در اثر اعتیاد به فراموشی سپرده است ، بزرگ جلوه داد و به رخ او کشید: "تو آن بودی که فلان کار را میکردی، قهرمان بودی و هیچ کس به پای تو نمیرسید، مهربانترین فرد خانواده بودی ایجاد آمادگی روانی و توجه به مسائل جسمی معتاد، زمینه مساعدی برای ترک فراهم می آورد. معتادان از رنج و ناراحتی های جسمی و دردهای عضلانی و استخوانی در لحظات ترک اعتیاد واهمه دارند؛ زیرا در لحظات خماری بارها به آن دچار شده اند. باید به آنها فهماند که بیشتر از یک سرماخوردگی یا استخوان درد ساده ، رنج نخواهند کشید و این کار به هیچ وجه کشنده نیست.همسران معتادان نباید شوهر یا زن خود را رها کنند. آنان اگر در رفتار خود بنگرند، شاید تا حدودی در اعتیاد همسر خود، بویژه اگر پس از ازدواج و در طول زندگی مشترک ایجاد شده باشد، به صورت خفیفی مقصر باشند. ممکن است کوتاهی هایی در این زمینه ، آنان را از اقدامات بازدارنده و کنترل کننده اعتیاد بازداشته باشد.متاسفانه در بیشتر موارد، والدین در برخورد با اعتیاد فرزند خود، تنها رنج و فشار و غم و بیماری روحی و جسمی فرزندشان را پذیرا می شوند که هیچ گاه از عمق فاجعه نمی کاهد. با این حال آنان باید هر چه زودتر، از طریق اصولی فرزند خود را در منزل ، به ترک و معالجه وا دارند یا این که به مراکز بازپروری معرفی کنند. نکته بسیار مهم این است که خشونت و تصمیم غیرعاقلانه ، هیچ نتیجه مثبتی نخواهد داشت.در روان درمانی یک معتاد، باید نقطه ضعف روانی و عاطفی او را جستجو کرد. هنگامی که معتاد، مسائل و مشکل خویش را مطرح می کند، باید با او همدردی کرد. معتاد را برای بازگشت به اصالت های خانوادگی اش ترغیب کرد. برای مثال ، باید به او بگوییم : "تو دیگر بچه نیستی ، تو خودت پدر هستی ، مادر هستی باید گذشته ات را جبران کنی . تو می توانی مادری مهربان باشی ، پدری دلسوز باشی تا در سرنوشت فرزندت، نقش سازنده ایفا کنی پس از شناخت عقده ها، بتدریج باید به او تفهیم کرد که بعضی خصوصیات اخلاقی خودش نیز او را به اعتیاد کشانده است که باید به تدریج آنها را رها کند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها