زنان سالمتر می رانند

یک بعدازظهر شلوغ و گرم ، در میانه یکی از بزرگراه های تهران ، رانندگان عصبی و بی حوصله اند. بعضی ها کلافه و سردرگم بوق می زنند.
کد خبر: ۴۷۶۴۲
چند نفری پیاده شده اند و دنبال ریشه شلوغی می گردند. کمی جلوتر، یک پیکان سفید قدیمی ، متوقف شده است.
راننده، زن میانسالی است که می کوشد ماشین را روشن کند. بقیه ماشین ها سعی می کنند از کنار ماشین متوقف شده عبور کنند.
زن ، نگران و مضطرب است. ماشین مرتب خاموش می شود. یکی می گوید: «کی به تو گواهینامه داده؛» راننده دیگری فریاد می زند: «جای زنان تو آشپزخونه س. ماشین که جاروبرقی نیست!»
مرد جوانی زیر لب ناسزا می گوید و پایش را با عصبانیت روی گاز فشار می دهد. زن همچنان می کوشد ماشین را روشن کند.
زن ، خسته سرش را می گذارد روی فرمان و ماشین هایی که با سروصدا از کنارش می گذرند، نمی دانند همه تقصیرها به گردن ماشین قراضه و قدیمی اوست و ماجرا هیچ ربطی به رانندگی اش ندارد.
رانندگی ، مهارتی جذاب و هیجان انگیز است ؛ مهارتی که گروههای مختلف سنی را با جنسیت های مختلف به خود جذب می کند.
چیزی که در رانندگی اتفاق می افتد، اتفاقی ساده اما پیچیده است. در جریان رانندگی ، شما مالک دنیای کوچکی هستید که آن را به هر شکلی که بخواهید هدایت می کنید.
با یک وسیله نقلیه می توان مسیرهای دور را طی کرد و در عین حال از این بازی پرهیجان لذت برد. گرچه بخش بزرگی از این لذت ، در دنیای شلوغ و پرترافیک خیابان ها از میان می رود، اما با این حال ، رانندگی هنوز جذابیت های پنهان فراوانی دارد که آدمها را به سمت خود می کشاند.
در کسب این مهارت ، امروزه قضاوت چندانی میان زنان و مردان وجود ندارد. هر دو جنس به یک نسبت به یادگیری این مهارت علاقه مندند.
چند دهه از عمر رانندگی در ایران می گذرد و سالیان زیادی است که زنان ایرانی ، گواهینامه رانندگی دریافت می کنند. با این حال به دلیل شرایط جدید زندگی اجتماعی در ایران و جهان و افزایش مشارکت اجتماعی زنان این گرایش در دهه های اخیر در زنان ایرانی شدت بیشتری یافته است.
اگر در گذشته فقط زنان تحصیلکرده و متعلق به خانواده های خاص گواهینامه می گرفتند، این روزها زنان طبقات مختلف اجتماعی هر کدام به دلایل خاصی علاقه مند به یادگیری این مهارت اند.


راهی برای اثبات خود
این روزها، دغدغه هر نوجوانی است که پس از رسیدن به 18 سالگی ، گواهینامه بگیرد. دختران جوان ، داشتن گواهینامه رانندگی را یک ضرورت می دانند.
برای آنها توانایی رانندگی شیوه ای است برای به اثبات رساندن توانایی هایشان: «به محض این که 18 سالم شد، رفتم آزمایش رانندگی. رانندگی برای من وسیله ای است که به خودم و اطرافیانم ثابت کنم که موجود مستقلی هستم.
پس از این که گواهینامه ام را گرفتم ، حس کردم قوی تر شده ام.»
این احساس مشترک دختران و پسران است. هر دو جنس ، از طریق رانندگی ، خود را وارد عرصه جدیدی می کنند که در آن به عنوان موجودی بالغ و مستقل شناخته می شوند؛ اما تاکید خاص دختران و زنان به این مساله ، از داستان دیگری حکایت می کند که ریشه در باورها و سنتهای جامعه دارد.
زنی که رانندگی می کند با زنی که این مهارت را ندارد متفاوت است. بخشی از برداشت به احساس درونی خود فرد برمی گردد که با آموختن این مهارت که احتیاج به دقت ، تمرکز و اعتماد به نفس دارد بنابر تجربه ای درونی استقلال و اعتماد به نفس را تجربه می کند.
بخش دیگر، به ساختارهای اجتماعی دنیای جدید وابسته است که براساس آن ، زنی که به این مهارت مجهز است ، در تامین بخشی از نیازهای اجتماعی خود و برای حضور و مشارکت در فعالیت های اجتماعی از این طریق مستقل و غیروابسته است.
دختر جوانی که بتازگی آموختن این مهارت را آغاز کرده است ، در این ارتباط می گوید: «رانندگی باعث می شود برای رفت وآمد وابسته به خانواده ام نباشم و با استفاده از خودرو، امکان استفاده و شرکت در بسیاری از فعالیت های دلخواهم را پیدا می کنم.
در ضمن حس می کنم با پسران هم سن و سال خودم فرقی ندارم. رانندگی یک جور رقابت پنهان میان دخترها و پسرهاست.»
با این نگاه ، دختر جوان امروزی و به تبع آن زن امروز می کوشد با کسب این مهارت از فضای فعالیت و حضور اجتماعی به دور نماند و ثابت کند تفاوتی با مردان ندارد.
از سوی دیگر، شکل نوین زندگی اجتماعی و تقسیم فعالیت های اجتماعی میان زنان و مردان باعث شده زنان برای انجام بسیاری از امور زندگی نیازمند به حضور در بیرون خانه و به تبع رفت و آمد و رانندگی باشند.
انجام امور منزل و خریدهای روزانه ، رفت و آمد بچه ها به مدرسه و کلاسهای آموزشی دیگر و حضور در محل کار و مجامع عمومی ، در شهرهای بزرگ و شلوغ با توجه به فواصل مکانی زیاد، بدون دستیابی به این مهارت برای زنان ممکن نیست.
با این مقدمات و با در نظر گرفتن تمام شرایط و نیازها باید توجه داشت که در جامعه ای نظیر جامعه ایران که بشدت درگیر تعارضات میان سنتهای عرفی و تحولات نوین اجتماعی است ، رانندگی زنان نیز مثل بسیاری از فعالیت های دیگر، با دشواری های زیادی روبه روست ؛ دشواری هایی که بیش از هر چیز به آموزه های فرهنگی ما برمی گردد.


وقتی پسربچه ها هم رانندگی می کنند
رانندگی یک فن است ؛ فنی که بیش از هر چیز به تمرین و تکرار برمی گردد. تردیدی نیست که برای تسلط به این فن ، باید مدتها فرصت تمرین و تکرار داشت و این فرصت تنها با آموزش های مدون آموزشگاهی به دست نمی آید.
در جامعه ای نظیر جامعه ایران ، این فرصت برای مردان از همان سالهای آغاز نوجوانی فراهم است.
پسران ایرانی اغلب پیش از آموزش رسمی رانندگی قبل از رسیدن به سن قانونی تجربه نشستن پشت فرمان را دارند و همین باعث می شود با آموزش رسمی رانندگی ، بسرعت بر این فن تسلط پیدا کنند، در حالی که دختران به خاطر ساختهای سنتی - اجتماعی ، همچنان به سمت آموزش های دیگر سوق داده می شوند و فرصت تمرین رانندگی و استفاده از وسیله نقلیه خانواده به آنها داده نمی شود.
دختر جوانی که در حال گذراندن دوره آموزش رانندگی است ، در این ارتباط می گوید: برادرم فقط 2 سال از من بزرگتر است. پیش از این که گواهینامه بگیرد هم پدرم ماشین را در اختیارش می گذاشت ؛ اما درباره من تردید دارد.
مطمئنم که بعد از این که گواهینامه ام را بگیرم هم نمی گذارد پشت ماشین بنشینم. این واقعیت اجتماعی که به دیدگاه های مردسالارانه اجتماع ایران برمی گردد، باعث ایجاد فاصله در میزان تسلط زنان و مردان بر این فن می شود.
زنان ایرانی - به لحاظ اجتماعی - این گونه فرصتها را در سنین بالاتر و در صورت کسب استقلال مالی پیدا می کنند، حال آن که پسران ایرانی ، از کودکی آماده کسب این مهارت می شوند و دست کم ترس و دلهره اولیه مواجهه با این مهارت را خیلی زود از دست می دهند.


زنان محتاط، مردان بی پروا
رانندگی در شهرهای شلوغ و پرترافیک نظیر تهران ، کار مشکلی است.
این دشواری برای هر دو جنس وجود دارد. مشکلات ترافیکی هم مشکلاتی هستند که به عوامل مختلف اجتماعی و جغرافیایی بستگی دارند.
با این حال ، زنان راننده همیشه با برخوردهای نامناسب مردان مواجه می شوند. در فضای شلوغ و عصبی کننده خیابان ها، تمام مشکلات ترافیکی به گردن زنی انداخته می شود که تصادفا در آن مکان مشغول رانندگی است.
این حقیقت دارد و شیوه رانندگی زنان و مردان باهم تفاوت دارد. زنان به دلیل ویژگی های شخصیتی و روانی شان ، رانندگانی محتاط و آرامند. روحیات زنانه منجر می شود زنان از حرکات خطرساز در رانندگی خودداری کنند و همین ، به حساب ضعف و عدم مهارت آنها در رانندگی گذاشته می شود.
به لحاظ آموزشی ، تفاوتی در آموزش زنان و مردان در رانندگی وجود ندارد. یک مربی باسابقه آموزش رانندگی می گوید: ما همان چیزهایی را به زنان آموزش می دهیم که به مردان.
کیفیت آموزش ما تفاوتی ندارد. در یادگیری هم زنان و مردان مشابه هم عمل می کنند؛ اما در مرحله عمل ترس زنان بیشتر است و مردان جسورانه تر عمل می کنند.


آیا رانندگی کار ترسناکی است؛
رانندگی مهارت ترسناکی نیست ، در صورتی که همه چیز اصولی باشد، این مهارت می تواند به شکل بسیار لذت بخشی مورد استفاده قرار بگیرد. این بازی ، احتیاج به تسلط بر قواعدی غیرمترقبه دارد.
راننده ، همواره با واکنش ها و رفتارهای غیرقابل پیش بینی روبه روست که او را دچار دلهره می کند. به همین علت داشتن تسلط و تمرکز، شرط مهمی در غلبه بر ترسهای ناشی از عوامل محیطی است.
به خاطر فراهم نبودن شرایط اجتماعی و محیطی و دسترسی نداشتن زنان به فرصتهای تمرین و تسلط، مردان در مواجهه با شرایط غیرمترقبه و ناگهانی ، با تسلط بیشتری عمل می کنند.
زنان که دستیابی کمتری به وسیله نقلیه دارند، تجربه این مواجهه را کمتر به دست می آورند. همین احتیاط و دوراندیشی و دست نزدن به حرکات ناگهانی ، به تسلط نداشتن و غیرحرفه ای بودن زنان در رانندگی تعبیر می شود.


چه کسی بهتر رانندگی می کند؛
برای هر راننده زن ، برخوردهای نامناسب رانندگان دیگر، تجربه ای آشناست . هر حرکت اشتباه رانندگان زن ، با اعتراض مواجه می شود، در حالی که موارد مشابه آن در رانندگی مردان نیز وجود دارد.
زنان راننده علاوه بر تمام عوامل تنش زای رانندگی ، با یک عامل دیگر نیز مواجهند و آن فشاری است که از سوی رانندگان دیگر به آنها وارد می آید.
بوقهای مکرر، سبقت های ناگهانی ، اعتراض های زبانی و تهدید و تمسخر، عواملی است که یک راننده زن را دچار اضطراب و نگرانی بیشتر می کند.
با این حال آمارها و نظرات متخصصان حاکی از آن است که زنان ، رانندگان خوبی هستند. میزان تخلفات رانندگی میان زنان بسیار پایین تر از مردان است. نوع تخلفات زنان نیز با مردان متفاوت است.
یک افسر راهنمایی و رانندگی می گوید: این که زنان کمتر از مردان تخلف می کنند، حقیقت دارد. مردان بیشتر به خاطر سرعت بالای رانندگی ، سبقت های غیرمجاز و حرکات نمایشی جریمه می شوند. تخلفات زنان معمولا سبک تر و کم خطرتر است.
همین رعایت قوانین است که گاه کفر رانندگان مرد را درمی آورد، مردانی که تمایل دارند با شکستن قوانین زودتر راهی برای نجات از ترافیک پیدا کنند.
با زنانی که با سرعت مجاز و بدون شکستن قوانین حرکت می کنند دچار مشکل می شوند. خانمی که بیش از 20سال است رانندگی می کند، می گوید: بیشترین مشکل من هنگام رانندگی ، با رانندگان جوان و مسافرکش هاست.
این دو گروه چون بیشتر تخلف می کنند، حوصله رانندگی خانمها را ندارند. این جور راننده ها مرتب جلوی ماشین می پیچند و به طور ناگهانی سبقت می گیرند. غیر از این برخوردهای بی ادبانه ای هم از سمت آنها صورت می گیرد که واقعا ناخوشایند است.
مربیان رانندگی و افسران راهنمایی و رانندگی تاکید می کنند زنان به رعایت قوانین بیشتر علاقه مندند. روحیات زنانه و علاقه مندی به حفظ آرامش و امنیت باعث می شود زنان از ایجاد شرایط ناامن و خطرساز جلوگیری کنند؛ هرچند این روزها با تغییرات اجتماعی ، زنان و دختران نیز به انجام اعمال جسورانه و خطرآفرین تمایل پیدا کرده اند و به رقابت با مردان می پردازند.
در بزرگراه ها و خیابان های شهر تهران ، این روزها می توان دخترانی را دید که به حرکات نمایشی دست می زنند و با سرعتهای بالا با مردانی که به رانندگی شان خرده می گیرند، مسابقه می گذارند.


پشت فرمان اتوبوس ها
رانندگی زنان ، جلوه های اجتماعی دیگری نیز دارد. زنان زیادی هستند که رانندگی را به عنوان شغل خود برگزیده اند و از وسیله نقلیه شان ، به عنوان راه کسب درآمد استفاده می کنند.
زنان راننده تاکسی ، اتوبوس ، کامیون و زنانی که در آژانس های مسافربری کار می کنند، زنانی هستند که علاوه بر کسب مهارت های لازم رانندگی ، با دنیایی مردانه ، خشن و سنگین مواجهند و هر روز باید در رقابتی سرسختانه برای بقا شرکت کنند.
آنچه این گونه مشاغل را سنگین تر می کند، فشار عوامل بیرونی و عدم درک و پذیرش جامعه است.
زنان راننده برای مشخص کردن نقش و جایگاهشان در مشاغلی که دارند، با سد عظیمی از مخالفت ها، برخوردها و مقاومت ها مواجهند که عبور از آنها به فرهنگ سازی و اصلاح رفتارهای غلط اجتماعی نیاز دارد.

نعیمه دوستدار
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها