آن زمان فرصت رسیدگی به بسیاری از کارهای مکمل زندگیمان را داشتیم و بهتر میتوانستیم به زندگیهایمان رسیدگی کنیم، مثلا از طریق سفرهای طولانی یا رفتن به سینما یا دیدن تئاتر و... یعنی هر تفریحی که سطح زندگی ما را ارتقا میداد، ولی الان آنقدر جمعیت زیاد شده است که اگر خانوادهای بخواهد 2 فرزندش را به تئاتر شهر ببرد، باید 3 یا 4 ساعت از وقتش را صرف ترافیک داخل شهر کند. دیگر نه فرصتی برای رفتن به رستورانهای شلوغ میشود و نه فرصتی برای خرید کردن. ما آن زمان گاهی اوقات ماشینمان را بسیار دورتر از نقطهای که میخواستیم پارک میکردیم و بقیه مسیر را پیاده طی میکردیم، شاممان را هم بیرون میخوردیم و از این طریق با افراد مختلف معاشرت میکردیم. کودکیهایمان را با گشت و گذار در شهر سپری کردیم و امروز کودکیهای بچههایمان با معطل ماندن در ترافیک شهر سپری میشود. تا جایی که کسی نمیتواند عرض پارک ملت را پیاده برود و از زیباییهایش بهره ببرد. آن زمان در هر هفته یکی دو بار به خرید میرفتیم و الان مردم ماهی یک بار به خرید میروند. امروز دیدن تلویزیون جایگزین معاشرت با مردم و خبردار شدن هم شده است. این حتی برای ما هم مشکلساز شده است؛ چون من از محیط کارم سوار سرویس میشوم و به خانه برمیگردم و نظرات مردم را فقط از طریق خانوادهام میشنوم، اما قبلا وقتی فرصتها زیاد بود، ارتباط مستقیم بیشتری با مردم داشتم و نظرات آنها را دقیقتر میشنیدم و میتوانستم کارم را ارزیابی کنم. مردم این روزها از طریق رسانههای الکترونیک باهم در ارتباطند، حالا باید دید این روابط تا کجا پیش خواهد رفت.
سفرهای من در زمانی کودکیام طولانی نبود؛ یکی از دلایلش مجهز نبودن وسایل نقلیه بود؛ البته برای سفرهای طولانیمان از هواپیما استفاده میکردیم. امروز آنقدر وسایل نقلیه جدید و مجهز هست که حتی میتوان براحتی سفرهای 9 یا 10 ساعتی داشت. ما هر سال یکی دو سفر دوردست در برنامه زندگیمان داریم. اگر پدر و مادرمان هم آمادگی داشته باشند، با هم این سفر را میرویم، در غیر این صورت موکولش میکنیم به عید نوروز و دیگر ایام تعطیلی سال. من سفر کردن در فصل بهار را دوست دارم، زیرا این فصل همه جوره برای سفر مناسب است. به نظرم سفر در این فصل برای رفع خستگی، بازسازی هر نوع اتفاقی که رخ داده و حل آن نیاز به زمان و محیط متفاوت دارد، بسیار مفید است؛ چون میتواند ما را هم به لحاظ روانی و روحی و هم به لحاظ جسمی تامین کند.
البته الان ما زمان سفر به کویر مرکزی ایران را از دست دادهایم؛ چون هوا بسیار گرم شده است، ولی خوب است یادمان باشد که در سالهای بعد به کویر مرکزی ایران سفر کنید. آنجا یکی از گرمترین نقاط زمین است که پوشش منحصر به فردی دارد. در سالهای گذشته، امکان سفر به کویر مرکزی ایران کم و دشوار بود، ولی در این چند سال اخیر با بازسازی کاروانسراها موقیعت مناسب برای سفر فراهم شده است. از این فصل به بعد سفرهای ییلاقی شروع میشود که مناسبترین آنها رفتن به کوهستانهاست؛ البته من به مناطق کوهستانی زیادی نرفتهام مگر این که قلههای مرتفع داشته باشد. اگر هم کسانی مایلند که از تهران به نقاط نزدیکتر دسترسی پیدا کنند، خوب است که به لواسانات و دیگر مناطق نزدیک البرز بروند. هوای خنک و اکسیژنی که این مناطق دارند، به نفع پایتختنشینانی است که در شهر دائما هوای آلوده تنفس میکنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم