در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ـ ولی من همین الان باید ایشون رو ببینم.
گفتم که نمیشه مگه همین جوریه هرکی سرش رو انداخت پایین بره تواتاق!
ـ همینجا میشینم تا جلسه تموم بشه ...
ـ نمیشه خانم برو بیرون، اینجا جای نشستن نیست!
زن انگشت سبابهاش را به طرف منشی میگیرد «ببین! من اعصاب ندارم! گفتم امروز باید رئیس رو ببینم، حتما مشکلی دارم که اصرار میکنم.»
مرد میانسالی وارد اتاق میشود و با صدای بلندتری میگوید: چرا داد میزنی خانم؟ پاشو برو بیرون برای ما مسوولیت داره!
- صدای زن با بغضش قاطی شده 2 نفر به یک نفر؛ زن انگار که عصبیتر شده، بیشتر فریاد میزند و مرد میانسال با «خفهشو صداتو بیار پایین» میخواهد او را به زور آرام کند، اما زن همین ناسزا را بهانه میکند و دائم میگوید به من فحش دادی؟ مرد میانسال و منشی کیف زن را میگیرند تا او را از صندلی بلند کنند، ماموران انتظامات که 2 جوان سرباز وظیفه هستند به کمک میآیند، یکی از ماموران انتظامات هم که خانم مسنی است سر میرسد و فریاد میزند: پاشو، هیچغلطی نمیتونی بکنی، زن را کشانکشان بیرون میبرند، مانتوی زن پاره شده و روسریاش افتاده و رگ پیشانیاش بیرون جهیده. ضجه میزند، برخی نگاه میکنند و میخندند، بعضی سر تکان میدهند و بعضی هم ....
به گفته یکی از کارکنان، دیدن چنین صحنههایی در مجتمعهای اداری و قضایی تهران عادی شده، اما همه میدانند که در بیمارستانها، ادارات دولتی، شهرداریها و هر مکانی که اربابرجوع آمد و رفت دارند هم بگومگو و هتاکی عادی است.
چنین صحنههای سیاهی نشان میدهد که در نظامهای اداری چند نکته مغفول مانده است؛ اینکه در بسیاری از سازمانها مثل دادگاهها، بیمارستانها و... اربابرجوع به مرز استیصال رسیده و گاهی حالت روانی طبیعی ندارد. دوم اینکه در اینگونه سازمانها، کارکنان هیچ آموزش ویژهای برای مواجهه با ارباب رجوع غیرعادی نمیبینند، گاه با هتاکی به او وضعیت را وخیمتر میکنند و سوم این که در این مراکز هیچ واحد مددکاری دیده نمیشود که در شرایط بحران وارد شود و با شگردهای خاص اربابرجوع معترض را به آرامش برساند.
کتایون مصری / دبیر گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: