روسیه در چنبره تروریسم دوجانبه

حادثه گروگانگیری در روسیه ، نه فقط در تاریخ این کشور، بلکه از حیث آمار کشته شدگان و مصدومان آن ، در جهان کم نظیر است.
کد خبر: ۴۷۴۹۷

اگر چه در این نوشته کوتاه ، بنا نداریم برخورد ضعیف و ناشیانه پوتین و دستیارانش را در تعامل با این حادثه نقد کنیم ، با این حال این پرسش مطرح است که در حال حاضر ، روسیه از ناحیه کدام نیروی مهاجم ، مورد حمله قرار گرفته است !. روس ها یک هفته پیش از این حادثه مرگبار ، شاهد سقوط همزمان 2 هواپیمای مسافربری خود بودند که به اعلام عزای ملی در این کشور منجر شد. در هر دو حادثه سقوط هواپیماها و گروگانگیری مرگبار در شهر بسلان در جمهوری خودمختار اوستیای شمالی ، انگشت اتهام به سوی چریکهای چچنی دراز شده است . باید دید که آیا چنین اتهامی با واقعیات تطابق دارد و آیا احتمال نمی رود نیروها و محافل دیگری ، هدایت و کنترل این گونه حوادث مرگبار را به طور نامرئی در دست داشته باشند؛ اکنون اصلان ماسخادوف ، رئیس جمهور معزول چچن که تانکهای روسیه ، با کوبیدن مقر ریاست جمهوری وی در گروزنی ، او و یارانش را به سمت کوههای جنوب چچن فراری دادند، به عنوان سخنگو و نماد اصلی مبارزات استقلال طلبانه چچن ها محسوب می شود. ماسخادوف خود یکی از معدود یاران دودایف ، فرمانده افسانه ای چچنی ها و اولین رئیس جمهور آنان بعد از استقلال چچن پیامد فروپاشی شوروی سابق بوده است . ماسخادوف در عمر کوتاه ریاست جمهوری 2ساله خود که از سال 1994 تا 1996 طول کشید ، بارها مورد اتهام دیگر جریانات فعال چریکی چچنی قرار گرفت که عمده ترین آنها، جریان منسوب به فرمانده اسماعیل باسایف و فرمانده حطاب اردنی بوده است . این 2تن ، راهبرد آزادسازی تمامی منطقه مسلمان نشین قفقاز از سیطره روسیه را طرح ریزی کردند و به همین دلیل ، در فردای استقرار حاکمیت ملی چچنی ها در گروزنی ، آنان اولین حمله هماهنگ خود را بدون مشورت و رایزنی با ماسخادوف ، علیه داغستان آغاز کردند و سپس از حربه گروگانگیری و انفجار در معابر عمومی برای ایجاد وحشت و اضطراب در سطح جامعه بهره جستند. پاسخ روسیه ، البته قاطع و دندان شکن بود. تانکهای روسیه فرمان یافتند سنگ بنای اولیه جمهوری مستقل چچن را ویران کنند و این سرزمین را مجددا به خاک روسیه پیوند دهند. کاری که پوتین آن را بعد از یلتسین به عنوان نخستین ماموریت پس از دسترسی به منصب ریاست جمهوری ، اعلام کرد. از آن پس ، چریک های چچنی ، جنگهای استقلال طلبانه خود را از جنگلها و کوهستان های دوردست و مجاور گرجستان آغاز کردند اما این ، تنها روش مبارزه یک عده از آنان بوده است . دسته دیگر به فرماندهی باسایف که دیگر از سوی حطاب اردنی همراهی نمی شد به پاشیدن بذر ترور و وحشت آفرینی در سراسر مناطق و شهرهای فدراسیون روسیه از جمله مسکو، پرداختند. باسایف از تربیت یافتگان مکتب وهابیت است و با طالبان در دوران اوجگیری قدرت آنان در افغانستان ارتباط نزدیکی داشته و به علاوه مراوداتی با بن لادن و سازمان القاعده دارد. از این رو، می توان حدس زد بن لادن ، حوزه عمل وی را منطقه قفقاز تعیین کرده و برای حمایت از وی ، تنی چند از یاران خود را به این منطقه گسیل کرده است . چنان که گفته می شود، بن لادن حوزه عمل «الزرقاوی» دیگر فرمانده ارشد القاعده را در عراق تعیین کرده است. وحشت آفرینی تمام عیار و قساوت آمیز ، فصل مشترک اقدامات این جریانات محسوب می شود. چنان که الزرقاوی ، اخیرا دستور سربریدن 12 نپالی بی بضاعت را صادر کرد که در پی آن ، مساجد و اماکن مذهبی مسلمانان در نپال طعمه آتش سوزی و اقدامات تخریبی شد. همین نوع از واکنش ها، اکنون در روسیه مشهود است . نباید از اهمیت این مساله بکاهیم که ایجاد نفرت و بیزاری نسبت به مسلمانان ، نتیجه مستقیم و فوری این گونه اقدامات است . دست بر قضا ، این امر ، با خواسته های قلبی واشنگتن و تل آویو ، تطابق کامل دارد و به همین دلیل است که این 2 رژیم ، نفع برنده اصلی از وقوع این اتفاقات ناگوار هستند. از سویی باید توجه داشت ، حضور روسیه نیرومند در صحنه معادلات بین المللی ، مطلوب امریکا نیست . بویژه روند بازسازی درونی در روسیه بعد از وقوع چنین حوادثی ، بسیار دیر رخ می دهد و نارضایتی در میان افکار عمومی ، بسرعت شکل می گیرد. از این رو ، وقوع چنین حوادث و رویدادهای متوالی در روسیه را نباید حاصل طرح ریزی یک جریان خاص بدانیم . روسیه اکنون در کانون یک توطئه فراگیر جهانی قرار گرفته است که یک سر آن را جریانات تروریستی خشک و متعصب تشکیل می دهد و در سر دیگر آن ، رقبای سنتی این کشور قرار دارند.

یوسف غروی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها