در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از پروندههای همسرکشی که رسیدگی کردم به همین دلیل بود. مقتول که مرد جوانی بود همسرش را آزار داده و زن هم به جای اینکه راه حل درست و منطقی را برای پایان دادن این رفتارهای شوهرش انتخاب کند با همدستی مردی او را کشتهبود.
این زن و شوهر هرکدام روابط نامشروع با کسان دیگر برقرار کرده و با وجود اینکه 2 فرزند داشتند در نهایت زندگیشان تباه شد.
ماجرا اینطور آغاز شده بود که نگار زن جوان به پلیس خبر داده بود که شوهرش توسط چندمرد نقابدار به قتل رسیده است. وقتی تکنسینهای اورژانس و ماموران پلیس به محل رفته بودند متوجه شدند این مرد با ضربات جسم سختی از پای درآمده و آثار کبودی هم روی گردن او باقی بود که حکایت از درگیری شدید او با عدهای داشت.
این زن در بازجویی گفته بود که چند مرد زنگ زدند و شوهرم در را باز کرد. آنها حمله کردند و شوهرم را زدند و گفتند تو باعث شدی خواهر ما خودکشی کند. شوهرم هم گفت من او را دوست داشتم و میخواستیم با هم ازدواج کنیم. آنها شوهرم را خفه کردند و من را هم تهدید کردند که سکوت کنم.
بعد از اینکه رفتند فریاد زدم و از همسایهها کمک خواستم آنها آمدند و شوهرم را به بیمارستان بردیم اما فوت کرده بود.
مدتی بعد پزشکی قانونی اعلام کرد که این مرد در اثر تزریق هوا به رگهایش جانش را از دست داده است.
یکبار دیگر زن جوان مورد بازجویی قرار گرفته بود اما باز هم زیر بار نرفت و مدعی شد که تزریق هوا را هم مردان نقابدار انجام دادند. مدتی بعد مادرشوهر این زن از عروسش شکایتی را مطرح کرد و گفت متوجه شده است که عروسش با مردی رابطه داشته است. این زن گفت: همسایهها میگویند عروسم را بارها با مردی غریبه دیدهاند. من هم این مرد را میشناسم. او با ما در یک تور سیاحتی همسفر بود و فکر میکنم هنوز هم با هم رابطه دارند.
پلیس تحقیقات خوبی در این خصوص کرده بود و بازپرس هم تیزهوشی خوبی به خرج داد و با ترفندهای خاص این مرد شناسایی و بازداشت شده بود.
با بازداشت این مرد و شناسایی از سوی فرزندان مقتول او به قتل اعتراف کرد و گفت: من بارها به خانه این زن رفته بودم و بچههایش من را دیده بودند اما مادرشان تهدیدشان کرده بود که چیزی نگویند. شب قبل از حادثه به خانه زن جوان رفتم یکدفعه شوهرش آمد. من در کمد قایم شدم وتا صبح آنجا ماندم . صبح که میخواستم از خانه خارج شوم او مرا دید و با هم درگیر شدیم و این اتفاق افتاد.
این مرد اعتراف کرد که با مقتول درگیر شدهاست و بعد از اینکه او را با میلهای آهنی زده است با تزریق سرنگ هوا او را کشته است.
وقتی زن بازجویی شده بود مشخص شد که او به خاطر خیانتهایی که شوهرش به او کرده دست به این انتقامگیری هولناک زده است. او گفت: شوهرم با زنهای زیادی رابطه داشت و هربار که به او اعتراض میکردم میگفت به تو ربطی ندارد. من را اذیت میکرد و حتی چندبار تصمیم گرفتم خودکشی کنم تا اینکه در یک سفر با مردی جوان آشنا شدم که با من خیلی مهربان بود و رابطه ما با هم خیلی خوب شد. او در جریان مشکلات من و شوهرم قرار داشت. حتی شوهرم را هم میشناخت و با هم سلام و علیک داشتند. او به خانه ما میآمد و هربار که میگفتم میخواهم خودکشی کنم میآمد و نوازشم میکرد. آن روز هم حالم خوب نبود و مرد جوان آمده بود تا من را دلداری بدهد که ناگهان شوهرم آمد و بعد هم خانوادهاش آمدند. او را در کمد مخفی کردم تا صبح ماند صبح که قصد خروج داشت شوهرم او را دید و پرسید در خانه من چه میکنی و بعد هم او را زد. هرچه من و مرد جوان التماس کردیم فایدهای نداشت او گفت که باید هردوی شما را بکشم من و مرد جوان را کتک زد و وقتی مرد جوان به سمتش حمله کرد تا از خودش دفاع کند او گیج روی زمین افتاد و بعد هم با آمپول هوا جانش را گرفت. من هم حمله مردان نقابدار را تعریف کردم تا پلیس را منحرف کنم.
مرد جوان به قصاص محکوم شد و البته مدتی بعد حکمش هم اجرا شد. زن هم به جرم رابطه نامشروع به شلاق و به جرم معاونت در قتل به 15 سال حبس محکوم شد. اما آنچه باعث تشکیل این پرونده شد، نداشتن رابطه سالم و دوستانه بین این زوج بود. مرد به همسرش بیتوجهی کرده و با دیگران رابطه برقرار کرده بود و زن هم به تلافی به شوهرش خیانت کرده بود و در نهایت هم پرونده با قتل و اعدام بسته شد. اگر زوجین باهم رابطه دوستانهای داشته باشند وگذشت کنند، میتوانند همه مشکلات را حل کنند.
نورالله عزیزمحمدی
قاضی دادگستری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: