در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فلذاست که کلا نسبت به شکستن شیشه همیشه موضع محکم و مشخص میگیریم و حاضر به شکستن آن نمیشویم؛ مگر این که از دستمان در برود. در این صورت هم البته باید پاسخگو باشیم و خسارت بدهیم.
برای همین نیز از قدیمالایام، آب شیشه و سنگ در یک جوی نمیرفته است و حتما مستحضرید که سنگ و شیشه، اساسا قوم و خویش هم هم هستند.
سند موجود:
شیشه نزدیکتر از سنگ ندارد خویشی
هر شکستی که به انسان برسد، از خویش است
این، نگاه محکم ما به شیشه شکننده بوده است در طول تاریخ اختراع شیشه الی یومناهذا که در آن به سر میبریم.
اما هرگز در مخیله خودمان هم تصور نمیکردیم زمانی یک شیشهای اختراع شود که به لعنت خدا نمیارزد و باید که آن را با تمام وجود شکست. شیشهای که برای محافظت از آدمی نیست، بلکه در پی تخریب و تهدید اوست.
براساس بررسیهای انجام گرفته، شیشه لعنتی، پرمصرفترین ماده مخدر جهان بوده که در کشور خودمان حدود 26 هزار نفر را تاکنون آلوده کرده است.
براساس آمار نیروی انتظامی،80 درصد مصرفکنندگان شیشه ایران در کلانشهرها و بهویژه در تهران زندگی میکنند.
خیلیها معتقدند که شیشه لعنتی درمان ندارد. از همین روی، به جز ما، بسیاری از کارشناسان آگاه، اجرای برنامههای آگاهیدهنده و پیشگیرانه را حتی از دوران مدرسه ضروری میدانند.
چرایی قضیه:
سرچشمه شاید گرفتن به بیل/چو پر شد، نشاید گذشتن به پیل
بسته پیشنهادی:
کمک به شکستن شیشه مخدر و ملعون، وظیفه همگان است؛ دولت و ملت. فلذا ما نیز که جزو همین ملت عزیز میباشیم، عجالتا چند راهکار در این مورد تدوین و تقدیم میکنیم:1ـ حذف تدریجی:
شیشه را باید به نرمی و آرامی از بین برد؛ جوری که صدای شکستنش را هم کسی نفهمد. حتی اصطلاحات و چیزهایی را هم که ممکن است نامشان شیشه را تداعی کند، باید از بین برد. چیزهایی مثل: شیشه شیر، شیشه مربا، شیشه ساختمان، شیشه ضدگلوله، شیشه عمر و... چیزهای شیشهای دیگری از این دست که عرض شد.2ـ اصلاح فرهنگ:
در ادبیات ما برخی مطالب از قبیل شعر و مثل هست که ظاهرشان در تأیید شیشه است و تا طرف بیاید بفهمد که منظور از این شیشه مورد نظر، آن شیشه کذایی نیست؛ ممکن است کار از کار گذشته باشد و طرف اسیر و عبید و ذلیل این ماده مخدر لعنتی شده باشد. مثلا شما این شعر را ملاحظه کنید: «گر نگهدار من آن است که من میدانم/شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد».3ـ تغییر کتاب فارسی:
از همین کتاب فارسی سال اول دبستان باید شروع کرد. همچنان که کارشناسان گفتند. فلذا باید در متون کتاب فارسی دبستان دست برد و تغییراتی را در جهت از بین بردن ریشهای زمینههای جذب شدن به شیشه اعمال کرد. مثلا این گونه نوشت: «آن مرد آمد / آن مرد بدون شیشه آمد / آن مرد به گور پدرش میخندد که با شیشه بیاید / آن مرد آمد / او با لبخند آمد / آن مرد در زیر باران آمد / او با دستانی پر یارانه آمد /... و الخ».4ـ ساخت شیشهشو:
باید کارشناسان اهل فن ـ از دولت و ملت، هر دو ـ دست در دست هم نهند به مهر و به فکر ساخت انواع و اقسام شویندههای مختلف برای شستشوی شیشه از وجود جامعه و جوانان آن باشند.رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: