در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این وجود باز هم وقتی از گردش مالی نمایشگاه سخن به میان میآید همه نگاهها به ناشران و درآمد آنها در این 10روز متمرکز میشود که البته در بعضی موارد و بخصوص در مورد ناشران آموزشی ارقام قابل اعتنایی هم هست.
اما همه آنهایی که به نمایشگاه کتاب تهران میروند قطعا متوجه کیوسکها و چادرهایی شدهاند که مواد مختلف غذایی در آنها فروخته و عرضه میشود از آب معدنی و دیگر نوشیدنیهای خنک گرفته تا انواع غذاهای سرد و گرم که مورد استقبال تقریبا اکثر بازدیدکنندگان قرار میگیرد بازدیدکنندگانی که امسال تعداد آنها از مرز 6 میلیون نفر عبور کرد.
با یک مشاهده میدانی و ضرب و تقسیم ساده درمییابیم که گردش مالی برخی از عرضهکنندگان مواد غذایی در روزهای شلوغ نمایشگاه از مرز 200 میلیون تومان هم عبور میکند و متوجه گردش مالی میلیاردی این فروشندگان پارهوقت در طول 10 روز برپایی نمایشگاه کتاب تهران خواهیم شد؛ فروشی که ناشران بخصوص ناشران عمومی در خواب هم آن را تصور نخواهند کرد!
البته قصد ندارم در این یادداشت بر خرید و عرضه مواد غذایی در نمایشگاه کتاب خرده بگیرم و باز هم همان بحث کلیشهای را مطرح کنم که نمایشگاه یک تفرجگاه است و... اما نکتهای که در این میان باید به آن توجه کرد، این است که این فروشندگان مواد غذایی سودهای میلیاردی خود را مدیون و وامدار همین ناشران کوچک و بزرگی هستند که با هزار زحمت خود را برای یک ضیافت 10 روزه آماده میکنند، ضیافتی که به نام ناشران است اما سود مالی حاصل از آن بیشتر کام عرضهکنندگان مواد غذایی را شیرین میکند.
حال پرسش این است که چرا نباید تشکلهای حوزه نشر یا حتی متولیان و برگزارکنندگان نمایشگاه کتاب تهران (وزارت ارشاد) هیچ گونه منفعت و دخل و تصرفی در اجاره غرفهها در محیط بیرونی نمایشگاه کتاب داشته باشند؟!
وزارت ارشاد یا اتحادیه ناشران چرا در اجاره دادن این غرفهها هیچ سهمی ندارند و سود اصلی بزرگترین رویداد فرهنگی کشور در جیب افرادی میرود که کمترین ارتباط با حوزه فرهنگ را دارند.
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: