گفت و گو با احمد آریامنش، هنرمند نقاشیخط و مدرس دانشگاه

میرعماد هم اگر بود نقاشیخط را می پسندید

احمد آریامنش هنرمندی است که بیش از 25 سال در هنر خوشنویسی فعالیت دارد. وی​ سال ۱۳۶۴ وارد انجمن خوشنویسان همدان شد و 2 سال بعد رتبه ممتاز گرفت و سال ۱۳۶۹ اولین نمایشگاهش را در گالری انجمن برپا کرد. آریامنش در محضر استادان بزرگی مانند یدالله آذر پیرا، احمد تیموری، عبدالله فرادی، غلامحسین امیرخانی، جلیل رسولی، علی شیرازی و جواد بختیاری تحصیل کرده و در بیش از 200 نمایشگاه گروهی شرکت داشته و بیش از 20 نمایشگاه انفرادی در ایران و کشورهای روسیه، امارات متحده عربی، الجزایر و ازبکستان نیز داشته است. او در دهه 70 موفق به ابداع دو خط کرشمه و سفیر شد. آریامنش این روزها نمایشگاه تازه‌ای از آثار خود را در گالری ساربان برپا کرده است. با او به بهانه برپایی این نمایشگاه به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
کد خبر: ۴۷۳۶۸۲

اگر موافق باشید سوال نخست را درباره ویژگی‌های آثار شما در حیطه نقاشیخط شروع کنیم. شما هنرمندی هستید که عمده توجه خود را روی مفهوم واژگان گذاشته‌اید. اگر ممکن است دراین‌باره توضیح دهید؟

به نظرم باید این طور باشد. زیرا همان‌طور که می‌دانید ادبیات، مادر تمام هنرها به شمار می‌رود. حتی ارتباط هنرهای دیگر مانند سینما، تئاتر و... نیز با ادبیات شروع می‌شود. این اتفاق یعنی همنشینی خوشنویسی و ادبیات پیشتر به وقوع پیوسته بود. اما من در نمایشگاه حاضر، به شکل دیگری این کار را انجام دادم. یعنی مانند یک نقاش که برای خلق اثر خود از نشانه‌ها و ترکیب‌بندی‌ها کمک می‌گیرد، وارد حیطه ایهام شدم و به شکل غیرمستقیم حرف زدم. در واقع در تمام این آثار به گونه‌ای کار کردم که مخاطب، برداشت‌های چندگانه از کار داشته باشد. می‌توانم بگویم مجموعه آثاری که از من در این نمایشگاه به معرض نمایش گذاشته شده، حاصل سلسله اتفاقات درونی است که در درجه نخست در من ایجاد ​و باعث شد بر اثر غلیان انرژی به ارائه این آثار بپردازم.

فکر می‌کنید به طور کلی اثر هنری باید به گونه‌ای خلق شود که هر مخاطبی به فراخور تفسیر شخصی خود بتواند برداشت متفاوتی از آن دریافت کند؟

دقیقا. البته یک نکته را درباره کارهای خود بگویم و آن این که اصولا تمایل به ارائه کارهایی دارم که پیش از این انجام نشده باشد. یعنی از هر چیزی که کلیشه‌ای و تکراری و تجربه شده باشد گریزانم. من در نقاشیخط همواره به سمت و سوی کارهایی رفته‌ام که حس کرده‌ام جای آن در این حوزه خالی به نظر می‌رسیده است.

چقدر در این زمینه توانسته‌اید موفقیت کسب کنید؟

در این باره قضاوت را بیشتر به مخاطبان آثارم واگذار می‌کنم. اما آنچه می‌دانم این است که به کار خود اعتقاد کامل دارم و هیچ گاه فکر نکرده‌ام به عنوان مثال باید در طول سال 12 اثر مثل سری‌دوزی‌ها و تولیدی‌ها کار کنم. چون اعتقاد دارم تا زمانی که فرم و ایده تازه‌ای به ذهن هنرمند خطور نکند کار کردن بی‌فایده است. از رهگذر این اندیشه، گاه 6 ماه می‌شود که اثری کار نمی‌کنم و گاه شبانه‌روز روی یک تابلو کار می‌کنم. تصورم این است که ایجاز یا به تعبیری عصاره‌گویی در هنر خوب است و می‌توان از این خصیصه نتایج مطلوب کسب کرد. این عصاره گویی نیز زمانی در کار هنرمند حاصل می‌شود که در ورای هر اثر، تفکری به چشم بخورد.

درباره نقاشیخط و خوشنویسی همواره یک بحث وجود داشته است. بویژه طی سال‌های اخیر که نگرش فرم‌گرایانه‌ای در هنرمندان به چشم می‌خورد و به نظر می‌رسد نوشتار در خوشنویسی بیشتر در خدمت فرم قرار گرفته است. چقدر با این نگرش موافق هستید؟

ممنون که این سوال را می‌پرسید. اگر منظورتان کارهای فرمال است که این روزها اغلب هنرمندان کار می‌کنند باید بگویم خود من هم در برهه‌ای از زمان به این شیوه کار می‌کرده‌ام. حتی هنرمندان بزرگی چون فرامرز پیلارام، رضا مافی یا حسین زنده‌رودی هم در کار خود به سمت فرم حرکت کرده‌اند. بنابراین سعی کرده‌ام در کارهای خود بیشتر به محتوا توجه کنم. چرا که فکر می‌کنم محتوا در این میان مظلوم واقع شده است. شاید هم اگر یک روز ببینم هنرمندان دیگر به سمت محتوا رفته‌اند دوباره در قالب فرم‌گرایانه کار کنم.

البته منظورم این نیست که همیشه خلاف جهت حرکت کنم. بلکه منظور همان دور شدن از قالب‌های همیشگی و کلیشه‌ای است. درعین حال تصور می‌کنم تمام کارهایی که امروز در حوزه خط و نقاشیخط (هم از منظر محتوا و هم فرم) وجود دارند ارزشمند است و حاصل سلیقه و دیدگاه شخصی آن هنرمند.

به نظر شما طی سال‌های اخیر چرا بحث گرایش به نقاشیخط از سوی هنرمندان افزایش یافته است؟

آریامنش: عکس‌العمل انجمن​خوشنویسان در برابرابداعاتم در​خط هیچ بوده است و حتی هنوز با خط کرشمه و سفیر من مشکل دارد و آن را به رسمیت نمی‌شناسد. به نظر می‌رسد انجمن خوشنویسان در برابر اتفاقاتی از این دست مقاومت‌هایی نشان می‌دهد که واقعا نمی‌دانم نام این مقاومت را چه می‌شود گذاشت

مسلم است که هنرمندان پیش از ما برای نقاشیخط زحمت‌های زیادی کشیده‌اند. اگر می‌بینید امروز نقاشیخط این‌قدر بین هنرمندان باب شده، حاصل کار و تلاش استادانی چون زنده رودی، پیلارام، افجه‌ای، احصایی، جلیل رسولی و... بوده است. نکته بعدی این است که امروز از نقاشیخط در جهان به عنوان نقاشی ایرانی یاد می‌کنند و آن را سبکی می‌دانند که مرکز و مهدش ایران است. روی این اصل است که نقاشیخط هنری پرطرفدار در حراجی‌های آن طرف آب مانند کریستی و... است و همان طور که می‌دانید آثار هنرمندان این عرصه از فروش مطلوبی هم در این حراجی‌ها نزد خریداران خارجی برخوردار است. حالا بماند که برخی هنرمندان از سر منفعت‌طلبی به این عرصه روی آورده‌اند و در این زمینه طبع‌آزمایی می‌کنند. البته به نظرم ورود این هنرمندان نیز اتفاق خوبی است. به خاطرم هست زمانی انجمن خوشنویسان، کار هنرمندانی که با رنگ کار می‌کردند ​ قبول نداشت. حتی من​سال 66 می‌خواستم به برگزاری یک نمایشگاه نقاشیخط در انجمن بپردازم که با ممانعت روبه‌رو شد و من​ همراه هنرمندانی چون اسرافیل شیرچی، کیانی و... مجبور شدیم آثارمان را در دل دوسالانه نقاشی در موزه هنرهای معاصر تهران به نمایش درآوریم. امسال هم نقاشیخط در حاشیه دوسالانه خوشنویسی جای دارد و من نیز به ارائه آثاری پرداخته‌ام. البته نظرم این است که با توجه به بازار و توجهی که در حال حاضر نسبت به نقاشیخط در ایران وجود دارد جای آن است که این هنر در قالب دوسالانه‌ای مجزا برگزار شود و بیش از این به رسمیت شناخته شود.

واکنش انجمن در برابر ابداعات شما مانند پدید آوردن خط سفیر و کرشمه چه بوده است؟

تقریبا می‌توانم بگویم عکس‌العمل انجمن در برابر این اتفاقات هیچ بوده است و حتی هنوز با خط کرشمه و سفیر من مشکل دارد و آن را به رسمیت نمی‌شناسد. به نظر می‌رسد انجمن خوشنویسان در برابر اتفاقاتی از این دست مقاومت‌هایی نشان می‌دهد که واقعا نمی‌دانم نام این مقاومت را چه می‌شود گذاشت. جالب است بدانید کتاب‌های من درباره این دو خط در حال حاضر در انجمن خوشنویسان فروخته می‌شود، اما خود انجمن که خانه من محسوب می‌شود تمایلی به معرفی و برپایی نشستی درباره این خطوط ندارد.

به نظر شما این دوگانگی در انجمن خوشنویسان ناشی از چیست؟

چندان مایل نیستم که وارد این داستان‌ها شوم و همان طور که اشاره کردم به کار خود هرچه​ باشد اعتقاد دارم. چندان که نیما به کار خود باور داشت. ضمن این که این دو خط امروز با وجود گذشت 20 سال از ابداعشان، جا افتاده است و من چه همکاران حاضر در انجمن بخواهند یا نه طرفداران خود را دارم. چنان که در روز افتتاحیه نمایشگاه آثارم در گالری ساربان، شلوغ‌ترین روز این گالری محسوب شد. اما این که بزرگان پشتشان را به این نوآوری‌ها کرده‌اند صحبت دیگری است که دلیلش بر من واضح نیست.

این طور به نظر می‌رسد که انجمن خوشنویسان ایران حتی تمایلی به آکادمیک شدن خط ندارد و گویی افراد انجمن که ارتباط خوبی هم با رسانه‌ها ندارند مایلند این هنر را به تبع شیوه قدما به شکل زانو به زانو و استاد و شاگردی ادامه دهند. نظر شما چیست؟

به قول شاعر، جانا سخن از زبان ما می‌گویی. ببینید من جزو اولین کسانی بودم که 20 سال پیش در این ارتباط به استاد امیرخانی در انجمن نامه نوشتم و توضیح دادم که اگر انجمن از حالت سینه به سینه خارج شود و خط شکلی آموزشی به خود بگیرد قطعا در اعتلای این هنر تاثیر زیادی خواهد داشت. زیرا به رغم احترامی که برای تمام استادان انجمن خوشنویسان قائلم باید بپذیریم که سطح سواد بصری یک خوشنویس که تنها از آموزه‌های انجمن خوشنویسان بهره گرفته اندک است. دلیلش هم این است که در انجمن خوشنویسی تنها به مواردی چون مفردات و ترکیبات یا چلیپانویسی تکیه شده است. در واقع دایره معلومات هنرمند به نسبت امروز در انجمن محدود بوده و گستره‌ای نداشته است. این مساله طبعا به نبود تحصیلات آکادمیک برمی‌گردد. در حالی که وقتی هنرمند خوشنویس وارد دانشگاه شود،با گذراندن واحدهای عمومی و فراگرفتن اصول رایانه‌ای مبدل به یک خطاط امروزی می‌شود. در این صورت نمی‌توان انتظار داشت که هنرمند با مطالعه نسخ قجری به یک هنرمند معاصر تبدیل شود. تصور می‌کنم اگر میرعماد یا کلهر هم امروز زنده بودند، از پیشقراولان حیطه نقاشیخط می‌شدند. به هر حال امیدوارم هنر خوشنویسی در دانشگاه به جریان سازنده و پویایی مبدل شود و استادان انجمن نیز لجاجت‌های خود را در این زمینه کنار بگذارند. بی‌تردید، خوشنویسی در ردیف هنرهای اصیل ما به شمار می‌رود که باید برای احیای آن بکوشیم. کما این که چینی‌ها و ژاپنی‌ها امروز به حفظ آداب و رسوم و سنت‌های خود پرداخته‌اند. آنها کیمونو یا قاشق‌های مخصوص غذا خوردن خود را فراموش نکرده‌اند و هنوز به آن شیوه غذا می‌خورند. اما برای ما بهترین قاشق و چنگال‌ها را درست می‌کنند. خوشنویسی هویت ما قلمداد می‌شود و باید برای حفظ آن در دنیای امروز تلاش کنیم و دانشگاهی کردن آن به حفظ و نگهداری‌اش منجر می‌شود.

برگردیم به نمایشگاه حاضر شما در گالری ساربان. بخشی از نمایشگاه به اشعار نو بویژه شعرهای سهراب سپهری اختصاص دارد. از آنجا که هنرمندان خوشنویس غالبا از همنشینی شعر کهن برخوردار می‌شده‌اند طبع‌آزمایی در حیطه شعر نو در این زمینه برای شما سخت نبوده است؟

نه سخت نبوده است. به نظرم رویارویی با یک شعر از دیدگاه هنرمند سلیقه‌ای است و بستگی دارد که هنرمند با چه شعری ارتباط برقرار کند. به عنوان مثال یک هنرمند با شعر مولانا ارتباط بیشتری برقرار می‌کند و هنرمند دیگر با شعر شاعران نوگرا. من 2 سال پیش که برای بازدید از نمایشگاه نقاشی‌‌های سهراب به موزه هنرهای معاصر تهران رفته بودم، حس کردم علاوه بر خط، از فرم نقاشی‌های او نیز در کار خود الهام بگیرم. در واقع دیدن آثار سهراب با درونمایه خانه‌های روستایی و با تکنیک آب مرکب مرا به این کار تشویق کرد تا با وام گرفتن عناصری چون سادگی و بی‌پیرایش بودن در کارهای سهراب، خود نیز در مجموعه آثار تازه‌ام در این نمایشگاه دست به ارائه چنین کارهایی بزنم.

آزاده صالحی ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها