کلید‌های طلایی برای قرار ازدواج

به سیما نگاه می‌کنم. دلم برایش می‌سوزد. حس می‌کنم همیشه چیزهایی در زندگی هست که آزارش می‌دهد.
کد خبر: ۴۷۳۳۴۱

به او نگاه می‌کنم و می‌بینم که چقدر این دختر دوست داشتنی ولی در عین حال ترسناک است. این ترسناک بودن او، مرا از سیما دور می‌کند. مدت‌هاست که می‌خواهم به او پیشنهاد ازدواج بدهم، اما جرأت نمی‌کنم.

او مسائل را خیلی جدی می‌گیرد و چنان جدی در مورد کارش حرف می‌زند که آدم می‌ترسد در زندگی‌اش چیزی غیر از کارش مهم نباشد. وقتی درگیر مساله‌ای می‌شود تمام وجودش را به آن مشکل و درگیری می‌سپارد، اما وقتی مشکلی نیست، مهربان‌ترین، شادترین و دوست‌داشتنی‌ترین دختر دنیاست، اما من از مشکلات او و طوری که به دنیا نگاه می‌کند می‌ترسم. نگرانم که نتوانم خوشبختش کنم و همه مشکلاتش را رفع کنم و او پس از ازدواج با من همیشه اخمو و نگران باشد و آن روی شیرین و خوشحالش را نبینم.

اینها درد‌دل‌ها و نگرانی‌های حسین است، اما حرف سیما چیز دیگری است. او می‌گوید: در حضور حسین حس می‌کنم همیشه مراقب من است. این حس مرا اذیت می‌کند. خصوصا که دوستش دارم و می‌ترسم رفتاری از خودم نشان دهم که برای او ناخوشایند باشد و نظرش نسبت به من برگردد. در حضور او دستپاچه می‌شوم و همه‌اش سعی می‌کنم طوری باشم که بهتر از خودم باشد، اما مثل این‌که برعکس می‌شود. بس که در حضور او تمرکز می‌کنم که اشتباهی از من سر نزند همه‌اش اخم‌هایم در هم می‌رود.

نمی‌دانم عاقبت او از من خواستگاری می‌کند یا نه، اما می‌دانم حالت‌های چهره من او را نگران می‌کند، اما دست خودم نیست.

سال‌ها پیش حافظ در وصف آداب معاشرت و دلنشین بودن گفته است: «شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد ‌/‌ بنده طلعت آن باش که آنی دارد» و جای دیگر می‌گوید: «آن که می‌گویند آن بهتر زحسن‌/‌ یار ما این دارد و آن نیز هم»

این «آن» چیست؟

نسرین حامدی روان‌شناس «آن» را مهارتی ارتباطی و دانستن و عمل به قوانین جذب می‌داند.

به اعتقاد حامدی رفتار انسان تا جایی اثرگذار و به یادماندنی می‌تواند باشد که کم‌کم چهره در مقابل آن رنگ می‌بازد. صورت زیبا در مقابل رفتار زشت کم‌کم رنگ و لعاب خود را از دست می‌دهد و ناخوشایند به نظر می‌رسد و صورت ناخوشایند در اثر رفتار زیبا و پسندیده کم‌کم زیبا و دوست داشتنی به نظر می‌رسد.

وی توصیه می‌کند اگر می‌خواهید از تجرد خارج شوید و بالاخره پای در زندگی متاهلی بگذارید، طوری رفتار کنید که واقعا هستید و اگر واقعیت شما ناراحت و ناخوشایند است، پس برای تغییر خود همت کنید.

رفتاری سخاوتمندانه

سهیل جوان 35 ساله و مجرد، دارای خودروی شخصی و درآمد بالغ بر ماهی دو میلیون تومان است. او نمی‌تواند کسی را برای ازدواج پیدا کند. یک بار دوستانش دختر مناسبی را به او معرفی کردند که​ آن دختر را نپسندید.

اما قبل از سهیل آن دختر ناراحت و عصبانی با معرف تماس گرفت و گفت: این دیگر چه جور آدمی است؟

وقتی همدیگر را ملاقات کردیم در حالی که من کفش پاشنه بلند به پا داشتم، ماشینش را گوشه‌ای پارک کرد و مرا چند ایستگاه پیاده راه برد.

در مورد ایده‌آل‌هایمان آنقدر حرف زدیم تا کلا آب بدنمان خشک شد. او حتی یک ساندیس هم به من تعارف نکرد و بعد بدون این‌که بخواهد مرا تا مسیری برساند راهش را کشید و رفت...

اگر واقعا قصد ازدواج دارید مهم نیست که از اولین دیدار طرف مقابل را پسندیده باشید یا نه مهم این است که به او احترام بگذارید و با او طوری رفتار کنید که انگار میهمان شماست.

خانم‌ها نیز باید نکاتی را رعایت کنند مثلا اگر قرار است با خواستگار خود برای آشنایی و صحبت بیشتر بیرون بروند رستوران یا کافی‌شاپ را برای صحبت کردن انتخاب کنند حتی برای تعارف هم که شده اجازه بخواهند که خود پول میز را حساب کنند و اگر او این کار را کرد از او حتما تشکر کنند نه این‌که انگار وظیفه‌اش بوده.

کسی که می‌خواهد با شما ازدواج کند نباید تصور کند برایش دام پهن کرده‌اید و می‌خواهید از او سوءاستفاده کنید. گرچه اگر آقایان به چنین قراری می‌روند ادب حکم می‌کند که نگذارند همسر آینده‌شان چیزی را حساب کند.

مهم نیست که ازدواجتان سر نگیرد، یکی دو وعده غذا و نوشیدنی که کسی را نمی‌کشد. فراموش نکنید شما خواستگار هستید و درخواست این ملاقات را داده‌اید.

به علاوه این کارها نشان‌دهنده حمایتگر بودن شماست، نه سوءاستفاده از طرف مقابل.

توجه و تمرکز

این‌که سر وقت برای ملاقات حاضر شوید و مرتب باشید و با دقت به حرف‌های طرف مقابل خود گوش کنید خیلی مهم است.

اگر تصمیم دارید با کسی ازدواج کنید هنگامی که با او صحبت می‌کنید با موبایل خود کاری نداشته باشید و در اولین مراحل آشنایی آن را در وضعیت خاموش یا در حالت بی‌صدا قرار دهید. کسی که در اولین ملاقات شما، آخرین گزینه توجه باشد، در آینده چه خواهد بود؟

سعی کنید راحت باشید، اما مودب و رسمی. راحت بودن به این معنی نیست که غش و ریسه بروید و جوک تعریف کنید. منظور این است که اگر واقعا قصد آشنایی و ازدواج دارید، باید خودتان را چنان که هستید، نشان دهید در غیر این صورت مشکل پیش می‌آید.

گیر سه‌پیچ

رفتاری هست که در اصطلاح به آن گیر سه‌پیچ می‌گویند و خیلی از کسانی که موفق به ازدواج نمی‌شوند، عادت به این نوع رفتار دارند.

نادر از وقتی که خواسته خود را به خانم همکارش مطرح کرده است و خانواده‌ها مطلع شده‌اند و قرار خواستگاری را گذاشته‌اند، تبدیل به کنترل از راه دور مریم شده است.

روزی 10 بار او را چک می‌کند: «عزیزم الان کجایی؟ قرار است کجا بروید؟ با کی می‌روید؟ چرا به من نگفتی؟ الان دارید با چه وسیله‌ای می‌روید؟ کی می‌آیید ؟ و...»

اگر ازدواجتان به تعویق افتاده است، شک نکنید به خاطر همین گیرهای سه‌پیچ است. این کارها طرف مقابل را از ازدواج هراسان می‌کند.

شخص با خود می‌گوید: الان که نه به دار است و نه به بار است، مرا اینقدر چک می‌کند، دو روز دیگر که با من ازدواج کرد، لابد می‌خواهد مرا توی قفس زندانی کند.

اگر می‌خواهید دل سپردگی خود را نشان دهید، کافی است روزی یک یا دو بار تماس بگیرید، همسر آینده‌تان را مطمئن کنید که به او فکر می‌کنید و دوست دارید اگر کاری دارد به شما بگوید تا برایش انجام دهید نه این‌که او را چک کنید. گاهی به همراه داشتن یک شاخه گل سرخ از 10 بار تماس بی‌مورد، اثربخش‌تر است.

سخت نگیرید

نسترن می‌گوید: خواستگاری داشتم که همه چیزش به نظرم مناسب بود، اما وقتی قرار شد در مورد افکارمان صحبت کنیم. بعد از دو سه جمله گفت: من همیشه دوست داشتم سه فرزند داشته باشم. دو پسر و یک دختر. همسرم را زن خانه‌دار و با سلیقه‌ای در رویاهایم تصویر می‌کردم که خانه را مثل دسته گل نگاه می‌دارد و وقتی به خانه می‌رسم بوی عطر غذا در خانه می‌پیچد.

خلاصه یک‌سری رویاپردازی کرد که همه‌اش با من شروع می‌شود و با مطالباتی از همسر آینده تمام می‌شد.

شاید تصاویری که می‌گفت، خیلی زیبا بود و آن خانمی که دوست داشت هم خیلی به من شبیه بود، اما به قول حافظ گفت: از راست نرنجیم ولی هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت.

من با خودم فکر کردم: شاید من فقط توانستم یک بچه به دنیا بیاورم یا اصلا نتوانستم. شاید به خاطر اشتغال ، آن خانه درخشانی را که او دوست دارد، یک نفره نتوانستم بسازم و کمک نیاز داشتم.

راستی این رویای او است نه رویای من. آیا از این به بعد، من قرار است رویای او را زندگی کنم؟ همین حرف‌های او بود که باعث شد من به او جواب رد بدهم.

فراموش نکنید در ملاقات‌هایی که به قصد ازدواج صورت می‌گیرد، نه گذشته شما آنقدر مهم است نه تصویر ایده‌آلی و شخصی که از آینده دارید. قرار است آینده را دو نفره ترسیم کنید. پس زیاد سخت نگیرید و منعطف‌تر باشید.

ماندانا ملاعلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها