در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صحبت از شهرستان کوچک و دورافتاده و دهکوره نیست، حرف از خیابان پرترددی در منطقه 4 شهرداری تهران است که شاید شنیدن آن برای ساکنان دیگر مناطق نیز آشنا باشد.
مردم میگویند کامیونهای حمل زباله، هر روز در خیابان اصلی به صف میشوند، حتی شبها هم میمانند، بوی بد این خودروها و چهره زشتشان که نشان میدهد هفتهها رنگ آب ندیده است، ساکنان مناطق مسکونی را به ستوه آورده است.
پیگیریها هم مثل همیشه بینتیجه مانده است. شهرداری همان سازمانی است که فرد حاضر و پیگیر را از اتاقی به اتاق دیگر پاس میدهد چه برسد به این که صدای فرد پیگیر از پشت خط تلفن شنیده شود؛ اینجاست که قطع شدن بیمحابای تلفن، به فلان قسمت زنگ بزنید، الان مسوولش نیست و... راه فرار برای پاسخگویی میشود.
سرانجام یک منبع آگاه از شهرداری آب پاکی را به دست معترضان میریزد که محل زندگی آقای راننده کامیون حمل زباله در آن نزدیکی است و او مجبور است خودرو را در کنار خیابان اصلی متوقف کند. اینکه مگر شهرداری پارکینگ ندارد، این که چهره شهر زشت نمیشود، این که بوی بد آزار میرساند و... به شهرداری مربوط نیست.
کوشا نیکبین / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: