در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قدیمترها که هنوز کارت بانکی نبود، اما مختصر اعتمادی بین مردم وجود داشت کسبه محل چوبخطی داشتند و کسبه بازار دفتر و دستکی، که جنس را به نسیه هم میفروختند و مطمئن بودند اکثر آنهایی که روزی حلال به خانههایشان میبرند، اگر هم، امروز پول در جیب ندارند تا پول گوشت و مرغ یا اجاقگاز و یخچال خریداری شده را بدهند حتما روزها و هفتههای بعد برای تسویهحساب به سراغ آقای بقال و قصاب و عطار و زرگر خواهند آمد تا بدهیشان را بپردازند، اما امروزه چه؟ کدام فروشندهای را میتوان یافت که نه فقط به آشنا یعنی همان حسنآقا و آقا کمال محل، بلکه به هفت پشت غریبه هم که به فروشگاهش آمده و خرید کرده و فعلا پولی در بساط ندارد و کارت بانکیاش هم به درد نمیخورد، اعتماد کند و چند صد هزار تومان پول بیزبان را به امان خدا بسپارد و در دل یقین داشته باشد خریدار، فردا پولش را به حساب فروشنده واریز خواهد کرد؟
شما هم تصدیق میکنید امروزه که اخبار کلاهبرداریهای نه فقط 300 هزار میلیاردی، که همان دلهدزدیها و کلاهبرداریهای چند هزار تومانی که حتی به درگیری و قتل و خون و خونریزی هم میکشد و صفحات حوادث روزنامهها را پرفروش میکند، در جامعه رواج پیدا کرده و برای همهمان عادی شده است، کمتر فروشنده عاقلی پیدا میشود تا به یک خریدار اعتماد کند.
زیاد امیدتان را از دست ندهید چراکه ظاهرا هنوز هم میتوان امیدوار بود، چون دیروز من جزو معدود خریدارانی بودم که یک فروشنده بسیار محترم در بازار تهران به من اعتماد کرد و خودش پیشنهاد داد تا یک غریبه در شهری که اعتماد به یکدیگر مدتهاست از آن رخت بربسته است، نسیه و بیهیچ ضمانتی و سوال و جوابی از او خرید کند.
رضا عظیمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: