رکورددار زنان نقاش در حراج کریستی در حاشیه نمایشگاهش به سوالات خبرنگاران پاسخ داد

حراج کریستی؛ تهدیدها و فرصت‌ها

هفته گذشته 2 نمایشگاه برگزار شد و در خلال برگزاری این دو نمایشگاه، 2 نشست هم برگزار شد. یکی از این نمایشگاه‌ها مربوط به بیتا وکیلی هنرمند نقاش و رکورد دار حضور زنان نقاش در کریستی بود که ششمین نمایشگاه انفرادی‌اش را با عنوان شهریور در گالری ماه مهر برگزار کرده بود.
کد خبر: ۴۷۱۹۷۸

دومین نمایشگاه هم مربوط به صدر ارحامی هنرمند نقاش بود.

حامد صدر ارحامی که هفته گذشته نمایشگاهی از آثارش را در گالری ایده برپا کرده بود در جمع خبرنگاران حاضر شد و به سوالات آنها پاسخ داد.

ارحامی در این نشست آثارش را تلاشی در جهت تحقق تئوری‌هایش در هنر عنوان کرد و درباره ایرانی بودن آثارش گفت:‌ اگرچه من اصراری بر استفاده از علائم و نشانه‌ها و عناصر ایرانی در کارهایم نداشته‌ام اما اغلب این آثار ناخودآگاه به این شکل خلق شده‌اند که شاید به روحیه ایرانی من برگردد. به گفته وی این عناصر و نشانه‌ها در زندگی ما جریان دارد و استفاده از آنها اجتناب‌ناپذیر است.

بیتا وکیلی هنرمند نقاش که اثرش در حراج کریستی امسال به مبلغ 45 هزار دلار به فروش رفت ،در ششمین نمایشگاه انفرادی خود تازه‌ترین نقاشی‌هایش را با عنوان «شهریور» در گالری ماه‌مهر به نمایش گذاشته است، در نشستی دوستانه درباره آثار خود توضیحاتی ارائه کرد.

او در ابتدا درباره روند خلق آثارش می‌گوید: این آثار دنباله مجموعه آثارم در طول 8 سال گذشته‌ام است. همیشه در خلق آثارم از طبیعت الهام گرفته‌ام، در واقع می‌توانم بگویم تاثیری که طبیعت بر من گذاشته است را در قالب تکنیک‌های مختلف به تصویر کشیده‌ام.

او می‌افزاید: منتقدان عقیده دارند، در روند کارهایی قبلی خودم زاویه دیدی از بالا به پایین داشته‌ام، به اندازه‌ای که گاهی حتی بالاتر از جو قرار گرفته‌ام و از آن زاویه به زمین نگاه کرده‌ام و آثارم نیز این فضای سرد و مه‌آلود را در خود داشته است.

این هنرمند با تاکید بر این‌که حال و هوای طبیعت بر روحیه‌اش تاثیر عمیقی دارد، ادامه می‌دهد: به نسبت تغییراتی که در طبیعت رخ می‌دهد این اتفاقات در درون من نیز اتفاق می‌افتد و به این ترتیب زاویه دید من نیز در طول 5 سال اخیر اوج بیشتری گرفت و آثارم به جغرافیای انسانی تبدیل شد که برای خودم هم جالب بود تا این‌که در سال‌های اخیر آثارم زمینی‌تر شد و در نمایشگاهی که سال گذشته داشتم از فاصله کمتری به زمین نگاه می‌کردم.

او درباره این تجربه می‌گوید: این برایم تجربه مهیجی بود چرا که آن را زندگی کرده بودم اما به تصویر نکشیده بودم و حالا از آن فضای سرد و مه‌آلود عبور کرده‌ام و عناصر روی زمین با قدرت بیشتری با رنگ‌ها و متریال مختلف خود را نشان می‌دهند.

وکیلی آثار این نمایشگاه را بازتاب سفری که به نیویورک و منهتن آمریکا داشته است عنوان می‌کند: فضای شهر نیویورک بسیار پرشور و اغواکننده بود تأثیر این فضا را بر روحیات درونی من در این آثار می‌بینید،‌ این مجموعه آثار را بلافاصله بعد از این سفر شروع کردم و در مدت زمان 6 ماه 11 تابلو کار کردم که 10 تای آن را در این نمایشگاه می‌بینید و یکی از آنها هم که در حراج کریستی اخیر در دوبی به فروش رسید.او توضیح می‌دهد: من در این سفر با تعدادی از افراد عاشق این شهر رو‌به‌رو شدم،‌ اما من در این شهر احساس دلتنگی کردم و احساس کردم به عنوان یک ایرانی باید از داشته‌های سرزمین خودم دفاع کنم و این نوعی حس مادرانه نسبت به سرزمینم را در درونم ایجاد کرد که در قالب تصویر جنین و فیگورهای زنانه در این آثار می‌بینید.

او درباره تاثیر سفر به کشورهای غربی و حس غربت ناشی از حضور در فضای این کشورها اظهار می‌کند: در این مجموعه آثار اخیر، خودم را در یک فضای غریب اما قدرتمند به تصویر کشیده‌ام که روح شرقی من در تضاد با این فضای غربی چگونه به تسخیر کشیده می‌شود.

صدر ارحامی: دوست دارم در حراج‌های آثار هنرهای تجسمی از جمله حراج کریستی شرکت کنم هر سال تعداد هنرمندان مشخصی از ایران در این حراج‌ها حضور پیدا می‌کنند ولی آیا تمام بضاعت هنر ا یران همین تعداد هنرمند است؟

وکیلی درباره تکنیک استفاده از فلز منگنه در این مجموعه‌آثار هم می‌گوید: وقتی از سفر به نیویورک بازگشتم تنها به فلز فکر می‌کردم که در این آثار استفاده کنم و در جستجوهایم به منگنه رسیدم که فکر کردم استفاده خوبی می‌شود از آن داشت ولی از قبل به آن فکر نکرده بودم.

او در ادامه درباره نقش مدیر هنری در فروش آثار یک هنرمند اظهار می‌کند: مدیر برنامه خوب در فروش آثار یک هنرمند بی‌تأثیر نیست اما اگر هنری بدون پشتوانه باشد،‌ کاری از دست مدیر هنری هم برنخواهد آمد.

وکیلی می‌افزاید: گر چه من تمام آثارم در دوره‌های مختلف حراج کریستی دوبی به فروش رسیده است اما هیچ گاه خودم را در نقطه اوج کارم تصور نکردم، بلکه احساس مسوولیت بیشتری در مقابل مخاطبم و حتی خودم کرده‌ام و به همین دلیل به طور مرتب و با پشتکار بسیار باز هم کار کرده‌ام.

این هنرمند جوان برپایی حراج‌های کریستی دوبی را اتفاق بسیار مثبتی در شناسایی هنر و هنرمند ایرانی دانست و گفت: این که آثار من در حراج‌ها فروش خوبی داشته است مایه افتخار من به عنوان یک نقاش زن ایرانی است و فکر می‌کنم برگزاری این حراج‌ها را باید به دید مثبت نگاه کرد و از هر دریچه‌ای که رو به سوی هنر ایران باز می‌شود باید نهایت استفاده را کرد.

او تاکید می‌کند: هنرمندان ایرانی نباید به این ماجرا به عنوان یک حرکت شخصی نگاه کنند بلکه موفقیت هنر و هنرمند ایرانی است.«حامد صدرارحامی» هنرمند نقاش هم تا حد زیادی با نظر وکیلی درباره حضور هنرمندان ایرانی در حراج کریستی موافق است، اما با این حال می‌گوید: در حراج‌های بین‌المللی نظیر کریستی برای فرهنگ و هنر ایران هم فرصت و هم تهدید محسوب می‌شود.

صدرارحامی که به گفته خودش بارها در آستانه ورود به حراج‌های بین‌المللی نظیر کریستی بوده است، درباره برپایی این حراج‌ها می‌گوید: من حراج‌ها را دنبال کرده‌ام و بارها در آستانه ورود به آن بوده‌ام اما فکر می‌کنم این حراج‌ها به نوعی هم یک فرصت هستند و هم یک تهدید که اگر از فرصت‌های آن به صورت کارشناسانه و صحیح استفاده شود، می‌تواند حضور مقتدرانه فرهنگ و هنر ایران را در دنیا به دنبال داشته باشد، اما به اعتقاد من حراج‌هایی که اکنون برگزار می‌شود، روح هنر ما را خریده‌اند و توانسته‌اند ذائقه ما را تغییر دهند.

او همچنین می‌گوید: هر سال تعداد هنرمندان مشخصی از ایران در این حراج‌ها حضور پیدا می‌کنند ولی آیا تمام بضاعت هنر ا یران همین تعداد هنرمند است؟

صدرارحامی درباره علاقه‌مندی‌اش به شرکت در این حراج‌ها اظهار می‌کند: دوست دارم در این حراج‌ها شرکت کنم اما دوست ندارم هویت شخصی و هنری من لگدمال شود.این هنرمند همچنین تصریح می‌کند: بیشتر آثاری که در این حراج‌ها ارائه می‌شود، آثار بسیار ضعیفی هستند که تنها آثار هنرمندان ایرانی آبروبخش آن است.

موضوع آثار صدرارحامی هر کدام با عناوینی چون «طلاق»، «حسرت»، «خیانت» و... مشخص شده‌اند که در این باره می‌افزاید: این موضوعاتی نیست که قبلا به آن فکر کرده باشم بلکه در لحظات خاصی این ضرورت و نیاز را احساس کردم و شروع به کار کردم.

صدرارحامی، عنوان «حسرت» را زیباترین واژه برای توصیف فضای تیره و غم‌انگیز آثارش دانسته و می‌گوید: «حسرت» زیباترین اسمی است که می‌توانم روی این آثار بگذارم و معتقدم وقتی که شرایط فعلی ما همسو با زیبایی مطلق نباشد آثار هنری هم خواه ناخواه حسرت‌بار می‌شود و تصور می‌کنم این پوسته حسرت‌بار و غم‌انگیز در بسیاری از آثار هنرمندان خوب ما نیز دیده می‌شود.

او درباره ارتباط مخاطب با آثارش هم اظهار می‌کند: من اعتقادی به دیدگاه‌های هنر برای هنر ندارم و فکر می‌کنم هنر باید در جامعه تأثیرگذار باشد، به همین دلیل در آثارم اشاره‌های مستقیمی به موضوع دیده می‌شود که البته این در پوسته ظاهری آثار خود را نشان می‌دهد، اما مفاهیم دیگری هم در لایه‌های دیگر هر اثر وجود دارد که گاه متناقض با برداشت اولیه به نظر می‌رسد ولی در مجموع مخاطبان به خوبی با آثارم ارتباط برقرار می‌کنند.

آثار این هنرمند جوان نیز نظیر آن چه این روزها در نمایشگاه‌های نقاشی دیده می‌شود، فرم‌گرایانه و فیگوراتیو است که او درباره این گرایش در آثارش توضیح می‌دهد: فرم‌گرایی یا عدم فرم‌گرایی در آثار موضوع روز آثار هنری است، به اعتقاد من فرم‌گرایی در نقاشی مثل شعر سپید است که از ترکیب کلمات و تفاوت آنها برداشت‌های مختلفی ایجاد می‌شود. فرم‌گرایی در آثار من هم به نوعی ادامه شعر سپید است که با کنار هم قرار گرفتن فرم‌ها، مفاهیم تازه‌ای را برای مخاطب ایجاد می‌کند.

محمد رضا پارسا / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها