فرمودیم: بشقاب! اگر قرار بود با چرخیدن، طول و عرض اعضاء آدمی کم و زیاد شود، ملت به جهت عمل و ترمیم عضو پیش طبیب و حکیم نمیرفتند! میچرخیدند بینی کوتاه میکردند، میچرخیدند قد بلند میکردند، میچرخیدند هزار و یک کار دیگر میکردند!
عرض کرد: پس میفرمایید چه کنیم؟
فرمودیم: استحمام کن بلکه افاقه کند.
عرض کرد: کیف خارش به ناخن است نه به استحمام!
فرمودیم: پس آن کمر منحوست را به در و دیوار بمال.
این را که گفتیم، شروع کرد خود را به در و دیوار و فرش مالیدن، از چشم نازککردن و نیشخند کریهاش پی بردیم بیاندازه کیفور شده است!
همان وقت دیدیم پشت خودمان به خارش افتاد، دست بردیم کمر را بمالیم اما به قاعده یک بند انگشت کم آمد، هر چه دور خودمان چرخیدیم دیدیم نمیشود!
همان موقع نبیره منفور عرض کرد: جد بزرگوار اگر قرار بود برسد انگشت ما رسیده بود، خود را به فرش بمالید که بیاندازه کیف دارد!
فرمودیم: برخیز! اگر انگشت تو به کمر خودت نرسد به کمر ما میرسد!
همین جور که کمر مبارک ما را ورز میداد و ما را به لذتی بیاندازه میرساند؛ فرمودیم:
راست گفتی کیف خارش به ناخن است نه به استحمام!
از: برادههای قلم
dariushfar.blogfa.com
مرتضی آخوندی عکاسی که توانست آخرین لحظه وداع خانوادههای داغدار میناب را ثبت کند، از جزئیات آن روز خاص میگوید
نادر فریادشیران در گفت و گوی اختصاصی با جام جم آنلاین؛
بهروز سلطانی در گفت وگو با جام جم آنلاین.