در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ابوالحسن خانعلی هنگام مرگ ۲۹ سال داشت. وی فارغالتحصیل رشته معقول از دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران بود. او سال ۳۵ در وزارت فرهنگ با سمت دبیری دبیرستان استخدام شد. در دبیرستان جامی، فقه و عربی تدریس میکرد. همزمان با تدریس، در دوره دکتری معقول و منقول مشغول به تحصیل بود. شاید امروز نام دکتر خانعلی برای بسیاری از معلمان و دبیران، دانشآموزان و والدینشان نام ناآشنایی باشد، اما در سال ۴۰ یکی از پرآوازهترین نامها بود.
به روزنامههای آن دوره مراجعه میکنیم. مروری کوتاه و گذرا به رویدادهای اردیبهشت سال ۴۰ و سیر حوادث آن سال و اعتصاب معلمان میتواند بسیار آموزنده باشد. در زمستان سال ۳۹ انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا برگزار شد. جان.اف.کندی به عنوان رئیسجمهور آمریکا از حزب دموکرات پیروز شد. کندی اصلاحات سیاسی و اقتصادی در کشورهای جهان سوم را تجویز میکرد و معتقد بود این اصلاحات مانع پیشروی کمونیستها خواهد شد.
نیروهای سیاسی مخالف شاه بخصوص احزاب جبهه ملی در انتظار باز شدن فضای سیاسی و شروع مجدد فعالیتهای خود بودند. در ۱۸ بهمن ۳۹ باشگاه مهرگان که در واقع سازمان صنفی معلمان بود، قطعنامهای درمورد افزایش حقوق معلمان تصویب کرد. در روزهای بعد تا اردیبهشت ۴۰ معلمان سراسر کشور با امضای طومارهایی پشتیبانی خود را از این طرح اعلام میکردند. در مقالهای که در اسفند ۳۹ در روزنامه کیهان به چاپ رسیده چنین نوشته شده است: «معلمین میگویند حقوق یک دبیر سابقهدار لیسانسه کمتر از حقوق یک مستخدم جزء در سازمان برنامه یا شرکت ملی نفت است و ما خودمان مکرر نوشتیم که حقوق یک معلم کمتر از حقوق یک راننده دولتی و به مراتب کمتر از یک راننده تاکسی است.»، «... یک لیسانسه در وزارت فرهنگ ماهی ۴۰۰ تومان میگیرد، ولی لیسانسه دیگر با همان تحصیلات و پایه معلومات در یک سازمان دولتی دیگر ۲۵۰۰ تومان دریافت میکند...» هستند کسانی که «... بعد از ۸ سال خدمت ۲۷۳ تومان حقوق میگیرند. در حالی که در همین زمان پرتقال دانهای سهونیم تا ۱۲ریال، موز دانهای ۴ تا هفت و نیم ریال، گندم کیلویی ۲۰۵ تا ۲۲۰ ریال، شکر روسی هر کیلو ۲۰ ریال، قند کله ورامین ۲۱ ریال....»
در کیهان۲۳ اسفند ۳۹ درخبری چنین آمده است: «بنا به تصویب هیات دولت حقوق معلمین ترمیم شد. حقوق کلیه معلمینی که کمتر از ۶۰۰ تومان میگیرند به ۶۰۰ تومان میرسد.» محل تامین بخشی از این اضافه حقوق معلمین این گونه انتخاب شد: کیهان ۲۵ اسفند۳۹: «از سال آینده دبیرستانهای دولتی شهریه میگیرند. کلیه دبستانها به شهرداریها واگذار میشود و هزینه آن را شهرداریهای هر محل تامین خواهند کرد. کیهان ۲۷ اسفند ۳۹:"درسال آینده از دانش آموزان ۱۰۰ تا۴۰۰ ریال شهریه گرفته میشود.»
در روزهای آغازین اردیبهشت ماه، طومارهای معلمین در حمایت از طرح باشگاه مهرگان بیشتر و بیشتر میشود. از جمله میتوان طومار کلیه آموزگاران مشهد، دامغان، رشت، کرند، بابل، مراغه، برازجان، گرمسار، شهسوار، نیریز و... را در کیهان دوم و چهارم اردیبهشت مطالعه کرد. روز ۱۲ اردیبهشت با اعلام اعتصاب، کلیه مدارس تهران تعطیل شد. معلمان از اوایل صبح دستهدسته به میدان بهارستان آمده و جلوی مجلس جمع شدند. جمعیت هر لحظه افزوده میشد. اطلاعات حوادث این روز را اینگونه گزارش کرده است: «ساعت ۵/۸ معلمین به میدان بهارستان رسیدند و چون جلوی خیابان اکباتان قبلا توسط ماموران انتظامی بسته شد، در خیابان شاهآباد و اول بهارستان بر روی زمین نشستند. ماموران از ماشین آبپاش برای متفرق کردن استفاده کردند. معلمان علیرغم این که خیس شده بودند از جای خود بلند نمیشدند.... پس از مدتی اولین برخورد صورت گرفت. عدهای به طرف ماشینها رفتند تا سر لولههای آب را به سمت دیگر بازگردانند....»، «...قرار بود هیأتی از معلمان با رئیس مجلس ملاقات کنند. اما سیر حوادث به گونه دیگری رقم خورد. معلمان فریاد میزدند و شعار میدادند.
مأموران پلیس تیر هوایی شلیک میکردند و با باتون معلمان را میزدند. صدای تیراندازی و شعارهای معلمان در صحن علنی مجلس شنیده میشد. مجلس در حال بررسی لایحه اشل حقوق معلمان بود که یکی از نمایندگان مخالف از جای خود برخاست و خطاب به رئیس مجلس گفت: «در بیرون معلمان را میکشند و ما اینجا لایحه حقوق معلمان را بررسی میکنیم. جلسه متشنج شد...» پس از مدتی، معلمان با پیکر خونین 3معلم روبهرو شدند. 2 نفر توسط چاقو زخمیشده بودند و یک نفر از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود. سرگرد شهرستانی، رئیس کلانتری با اسلحه کمری خود به سر دکتر خانعلی شلیک کرده بود. پیکر دکتر خانعلی روی دست معلمان با شعار «کشتند یک معلم را» به بیمارستان بازرگانان منتقل شد و متاسفانه اقدامات پزشکان موثر واقع نشد و دکتر خانعلی کشته شد.
موج اعتراضات و انزجار از این حادثه سراسر کشور را فرا گرفت. مدارس تعطیل شد. تشییع جنازه باشکوهی برای وی برگزار شد: جسد دکتر خانعلی از بیمارستان بازرگانان به مسجدی در خیابان اسکندری منتقل شد. روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت، هزاران معلم در خیابان اسکندری تجمع کردند. تابوت معلم شهید بر دوش معلمان از مسیر خیابان شاه (جمهوری) به سمت میدان بهارستان توسط هزاران معلم و دانشجو و قشرهای دیگر مردم تشییع شد. معلمان اشک میریختند و با فریاد خواستار استعفای شریف امامیو محاکمه قاتل دیوصفت معلم دانشمند بودند.
گزارش این راهپیمایی و اعتصاب نامحدود معلمان در مطبوعات منعکس شد. مردم به هیجان آمدند، احزاب سیاسی، گروههای صنفی و سندیکاهای کارگری با صدور اطلاعیه حمایت خود را از معلمان اعلام کردند. تهران بعد از کودتای ۲۸ مرداد چنین راهپیمایی باشکوهی ندیده بود. جمعیت سوگوار تابوت را در میدان بهارستان بر زمین گذاشتند. ساعتی بعد پیکر بی جان خانعلی با آمبولانس به گورستان ابن بابویه در شهرری منتقل و به خاک سپرده شد. روزهای بعد دهها مجلس یادبود در مساجد تهران و شهرستانها به یاد وی برگزار شد. خواستههای معلمان دیگر تنها اضافه حقوق نبود. آنان خواستار برکناری دولت، تعقیب قاتل دکتر خانعلی و عذرخواهی از معلمان بودند. در کیهان ۱۴ اردیبهشت در مقالهای با عنوان«معلمند نه اخلالگر» چنین آمده است: «در مملکتی که روغن یک من ۶۰ تومان، گوشت 30 یا 33 تومان است، چگونه یک عایله میتواند با ماهی ۲۰۰ تومان زندگی کند. آن هم خانوادهای که فهم دارد. شعور دارد و وضع دیگران را میبیند...» در ادامه درخصوص تفاوت حقوق معلمان با مدیران رده بالا چنین مینویسد: «میگویند بیش از ده هزار وسیصد تومان نمیگیریم. البته این منهای ماشین، شوفر و مزایای دیگر است... با این همه تبعیض البته صدا درمیآید. امتحانات متوقف میشود. طبقهای که روح ملت و مملکت در دست اوست باید راضی شود. باید محترم باشد و بیش از همه باید خون او محترم باشد.
کوتاه شده از: hamidrezayounesi.mihanblog.com
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: