در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به علاوه حضور طالبان در بخشهای اطراف کابل پایتخت افزایش پیدا کرد و این تحرکات در یکی دو هفته اخیر بیشتر در کابل متمرکز شد.
به گونهای که در حملاتی همزمان پارلمان افغانستان، نقاط مختلف شهر کابل، ریاست امنیت ملی کشور و ادارات استانهای ننگرهار، پکتیا و لوگر و مقر معاون رییسجمهور افغانستان را به طور همزمان هدف قرار دادند.
اهدافی که هرچند در بخش مهمی ناکام ماند، اما تحرکات گسترده و وسیع طالبان بویژه در منطقه وزیر اکبرخان پایتخت پرسشها و تردیدهای جدی را در مورد اوضاع امنیتی این کشور و توانایی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی افغانستان در اذهان عمومی ایجاد کرد. برای تحلیل این رویداد باید به چند متغیر در این زمینه اشاره کنیم:
نخست آن که باید پرسید به راستی طالبان چه امکاناتی دارند که یکی از بزرگترین حملات خود را از زمان سرنگونشدن حکومت آنها در سال 2001، در نزدیکی مهمترین منطقه امنیتی کابل موسوم به «سبز» انجام داده و ساختمان پارلمان افغانستان در غرب شهر کابل، کاخ ریاست جمهوری و سفارتخانههای خارجی در کابل را هدف میگیرند؟ سازماندهی چنین حملات گسترده و وسیع در کابل و سایر بخشهای افغانستان نشان از آن دارد که طالبان حامیان قدرتمند بیرونی دارد و قدرتهای کوچک و بزرگ از این گروه بشدت حمایت میکند.
دوم اینکه طبق توافق سران ناتو در اجلاس لیسبون در سال 2011 نیروهای نظامی خارجی تا پایان سال 2014 از افغانستان خارج شوند.
ناآرامیهای جدید در افغانستان به نوعی میتواند در چارچوب سیاست آمریکا برای مدیریت ناامنی در افغانستان با هدف توجیهپذیرشدن ادامه حضور بخشی از نیروهای خارجی در این کشور طراحی شده باشد.
اما در مقابل، آمریکاییها برای پیشبرد اهداف خود در تلاش هستند تا از راه تاسیس پایگاههای دائم نظامی در افغانستان در پوشش توافقنامه همکاری راهبردی دوجانبه و به بهانه آموزش نیروهای افغان، تداوم حضور بخشی از نظامیان خود را در افغانستان توجیه کنند.
در کنار این امر، دولت کابل را برای امضای هر چه زودتر پیمان استراتژیک با آمریکا و پذیرفتن شرطهای واشنگتن زیر فشار قرار میدهند.
از رویکرد دیگری باید گفت در واقع حملات اخیر در کابل یک روز پس از آن صورت گرفت که صلاحالدین ربانی از سوی رییسجمهور به عنوان رئیس شورای عالی صلح برگزیده شد.
این در حالی بود که نمایندگان حزب اسلامی حکمتیار برای مذاکره با دولت افغانستان در شهر کابل به سر میبردند.
چندی پیش نیز وزیر امور خارجه افغانستان به قطر ـ که میزبان گفتوگوها میان نمایندگان طالبان و ایالات متحده آمریکاست ـ سفر کرده بود تا بتواند در روند مذاکره با طالبان به موفقیتی دست یابد.
انجام این حملات بیانگر نوعی قدرتنمایی طالبان در برابر شورای عالی صلح و غرب و همچنین دولت تلقی میشود و به نظر میرسد طالبان به دنبال امتیازگیری بیشتر و باجگیری بیشتر از مخالفان خود در روند مذاکره است.
نکته آخر اینکه ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، گفته است ما مسوولیت این حملات را میپذیریم و این عملیات سرآغاز حملات این گروه در فصل بهار خواهد بود.
باید یادآوری کرد اگر طالبان در این راستا حرکت کند آرامش آینده افغانستان را برهم خواهد زد. لذا باید منتظر دور جدید حملات به نیروهای خارجی و افغان در افغانستان بود.
یک برداشت دیگر میگوید پیام واضح رویکرد اخیر طالبان زیر سوال بردن فلسفه وجودی نهادی مانند شورای عالی صلح یا پروسه صلح با دولت است.
یعنی در حالی که دولت افغانستان و حامیانش در حال امتیازدهی به طالبان است و موضع منفعلانهای در قبال این گروه گرفتهاند، طالبان تلاش میکند تا موضع برتریجویانهای را اتخاذ کرده و فشار بیشتری را بر نیروهای دولتی و بینالمللی وارد آورد، لذا پس از سالها اتلاف وقت لازم است تا استراتژی دولت در قبال طالبان مورد بازبینی قرار گیرد، یعنی اینکه دولت کابل به جای توجه اساسی به مذاکره با طالبان و جریان افراط باید نخست به مذاکره با حامیان خارجی این گروه بویژه پاکستان روی آورد تا زمینه رشد قدرت طالبان در کشور را کاهش دهد.
علی رمضانی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: